سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مقدمه

اصولا هر آنچه در جامعه بشری از ارزش و اهمیت والایی برخوردار است، اندیشه‏ای است که ریشه در اعتقادات، سنت‏ها و باورهای مردم دارد و در بین سایر جوامع زبانزد عام و خاص است.

آنچه موضوع بحث و مشترک بین تمامی جوامع است، مهمانداری است، که از زمان‏های بسیار دور و در میان تمام ملل و اقوام مختلف وجود داشته است و همه ‏انسان‏ها با هر خصوصیت و تیره و نژادی، در هر منطقه دنیا که زندگی می‏کنند، این ‏خصیصه را در جان و دلشان ثبت کرده و این کار پسندیده را ارج می‏نهند و به آن عمل‏ می‏کنند.

حضرت امام جعفر صادق ‏علیه السلام می‏فرماید: یکی از حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که دعوت او را اجابت کند.

این خصلت ‏بسیار خوب و نیک، با ظهور دین مقدس اسلام در بین جوامع و پذیرش ‏آن از طرف مردم برای همیشه ثبت و جاودانی شد و دین مبین اسلام، این خصلت نیک ‏را تایید و بر آن تاکید کرد.

آداب و چگونگی پذیرایی از مهمان در جوامع متعدد، مختلف است و در هر جامعه‏ای به نوعی، از مهمان پذیرایی می‏کنند که بعضی از آن مطابق شرع مقدس اسلام ‏است و برخی دیگر مخالف با فرمان‏های انسان‏ساز الهی است.

از باب نمونه، در بعضی از جوامع غیر اسلامی بهترین پذیرایی از مهمان، این است‏ که جام شرابی را به وی تعارف کنند و او نیز برای قدردانی از میزبان جام را سر بکشد،که این‏گونه پذیرایی از نظر اسلام مردود، بلکه حرام است.

خداوند تبارک و تعالی برای مهمان و میزبان ارزش زیادی قایل‏شده و برای آنها پاداش‏های بسیار زیادی در نظر گرفته است؛ هم برای مهمان که به خانه برادر دینی‏اش‏ می‏رود و با او دیدار کرده و در خانه او غذا می‏خورد و هم برای میزبان که از او پذیرایی ‏می‏کند و غذا و امکانات رفاهی را در اختیار او قرار می‏دهد اگر انسان بعد از انجام ‏واجبات و ترک محرمات، جز مهمانداری عمل نیک دیگری را انجام نداده باشد، خداوند به ‏واسطه همین عمل، او را به بهشت می‏برد.

یکی از وصیت‏های پیامبر گرامی اسلام ‏صلی الله علیه و آله به حضرت علی ‏علیه السلام این بود: تو را وصیت می‏کنم به خوب همسایه‏داری و اکرام کردن مهمان و پذیرایی ‏از آنها. 


فضیلت مهمانداری

یکی از صفات بسیار پسندیده - که اگر در هر فرد وجود داشته باشد، فضیلتی بزرگ محسوب می‏شود - مهمانداری و مهماندوستی است.

تمامی پیامبران به این صفت زیبا و پسندیده آراسته بودند و یکی از صفات بارز آنان مهماندوستی بود. ما هیچ پیامبری را سراغ نداریم که از مهمان روگردان بوده باشد.

بعضی از پیامبران اگر شب در منزل مهمان نداشتند، لب به غذا نمی‏زدند و گرسنه می‏خوابیدند!

میزبانی حضرت ابراهیم ‏علیه السلام

حضرت ابراهیم ‏علیه السلام یکی از پیامبران عظیم‏الشان بود که هیچ‏ وقت ‏بدون‏ مهمان غذا نمی‏خورد و لب به غذا نمی‏زد. از قضا روزی مهمان برای ‏آن حضرت نرسید و او گرسنه بود. از خانه به جست‏وجوی مهمان ‏بیرون آمد. دید در صحرا جماعتی در حال سفرند.

حضرت ابراهیم ‏علیه السلام خود را به آنها که پانزده نفر بودند، رساند و آنها را به ‏مهمانی دعوت کرد.

آنها گفتند: ما گروهی کارگر بیچاره هستیم. هر یک از ما اطفال و عیال ‏زیادی داریم. اگر خود مهمان شویم، اهل و عیال ما گرسنه خواهند ماند.

حضرت ابراهیم فرمود: اجرت عملگی شما را نیز خواهم داد. به هر حال‏ آنها را راضی کرد و به خانه آورد و مهمان نمود.

وقتی کارگران در ضیافت ‏شرکت کردند و اجرت هم گرفتند، با خود گفتند: حقیقتا دین ابراهیم بر حق است؛ زیرا مهمان می‏کند و اجرت هم‏ می‏پردازد.

در همان ساعت نزد حضرت ابراهیم ایمان آوردند و به سوی خانواده خود برگشتند.(1)

رسول گرامی اسلام ‏صلی الله علیه و آله می‏فرماید: بدترین غذاها، غذایی است که افراد سیر به آن دعوت شوند و افراد گرسنه از آن منع گردند.


پذیرفتن دعوت مؤمنان

تمامی مؤمنان وظیفه دارند در حد توان، دیگران را به مهمانی دعوت کنند و اگر کسی آنها را به مهمانی دعوت کرد، بپذیرند؛ هر چند مسافت دور باشد و مشقت داشته باشد.

پیامبر گرامی اسلام‏ صلی الله علیه و آله می‏فرماید: به حاضران و غائبان امتم وصیت ‏می‏کنم: دعوت برادر مسلمان خود را اجابت کنند؛ حتی اگر مسافت آن‏ پنج میل باشد، چون این عمل جزء ایمان شما است.(2)

حضرت امام جعفر صادق ‏علیه السلام می‏فرماید: یکی از حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که دعوت او را اجابت کند.(3)  

نپذیرفتن دعوت برادر مؤمن، ظلم و پایمال ‏کردن حق او است، در حالی که ‏ادای حقوق برادر مؤمن واجب است و انسان فردای قیامت ‏باید جوابگو باشد.

رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله می‏فرماید: اگر شخصی برادر دینی‏اش را به غذایی دعوت ‏کند و او نپذیرد، در حق او ظلم کرده است.(4)    

وقتی کسی رسول گرامی اسلام را به مهمانی دعوت می‏کرد، می‏پذیرفت و به مهمانی می‏رفت؛ حتی اگر میزبان او غیرمسلمان بود، و از این راه مردم را ارشاد می‏کرد و به دین اسلام دعوت می‏فرمود.


دعوت به دین در مهمانی

در زمان رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله در میان مشرکان شخصی به نام «عقبه‏» بود. وی ‏مردی سخی و بلند نظر بود. هر وقت از سفر برمی‏گشت، سفره مفصلی ترتیب ‏می‏داد و دوستان و بستگانش را به مهمانی دعوت می‏کرد. در همان حال که در صف مشرکان بود، دوست داشت پیامبر اکرم ‏صلی الله علیه و آله را مهمان کند.

او در مراجعت از یکی از مسافرت‏هایش، سفره گسترده‏ای ترتیب داد و جمعی از جمله رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله را دعوت کرد.

دعوت شدگان به خانه او آمدند و کنار سفره غذا نشستند. پیامبر اکرم ‏صلی الله علیه و آله ‏نیز وارد شد و کنار سفره نشست، ولی دست‏ به غذا نزد.

عقبه از حضرت پرسید: چرا غذا میل نمی‏فرمایید؟!

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من از غذای تو نمی‏خورم، مگر این‏ که به یکتایی خداوند و رسالت من گواهی دهی!

«عقبه‏» چون خیلی به آن حضرت علاقه داشت و نمی‏خواست کسی‏ گرسنه از کنار سفره او برخیزد، به یکتایی خداوند عزوجل و رسالت‏ پیامبر اکرم ‏صلی الله علیه و آله گواهی داد و به این ترتیب اسلام را قبول کرد. اما متاسفانه ‏به ‏خاطر همنشین بد، از دین اسلام برگشت و مرتد شد و در جنگ احد به هلاکت رسید.(5)  

پیامبر گرامی اسلام‏ صلی الله علیه و آله فرمود: اگر مؤمنی مرا به [خوردن] شانه گوسفندی ‏دعوت کند، دعوت او را اجابت می‏کنم، چون این عمل جزو ایمان است.(6)


نشانه ایمان

امام جعفر صادق ‏علیه السلام می‏فرماید: از جمله چیزهایی که رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله به ‏فاطمه زهرا علیهاالسلام، تعلیم داد، این بود: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید مهمانش را اکرام کند.(7)    

وقتی انسان، این موجود ضعیف آن‏قدر سخاوت داشته باشد که همنوعانش‏ را دعوت کند و از حاصل دسترنجش به آنها بخوراند، خداوند تبارک و تعالی ‏که سخی‏ترین بخشندگان است، چگونه فردای قیامت ‏با مهمانانش رفتار خواهد کرد.

وقتی انسان، این موجود ضعیف آن‏قدر سخاوت داشته باشد که همنوعانش‏ را دعوت کند و از حاصل دسترنجش به آنها بخوراند، خداوند تبارک و تعالی ‏که سخی‏ترین بخشندگان است، چگونه فردای قیامت ‏با مهمانانش رفتار خواهد کرد.


حکایت ملکشاه و روستایی

آورده‏اند: روزی ملکشاه آلب ارسلان به شکار رفته بود. به دهی از نواحی ‏نیشابور رسید و گرسنگی بر وی غالب شد، مردی را دید که کشت ‏خود را آب ‏می‏داد. نزدیک رفت و پرسید: ای روستایی! آیا آب و نان همراه داری؟

کشاورز گفت: دارم، ولی نه برای تو!

سلطان گفت: یاوه مگوی! اگر داری دو سه تا به من بده.

روستایی جواب داد: یاوه تو می‏گویی که به من می‏گویی نان بده!

سلطان دانست ‏سختی و درشتی در وی تاثیر ندارد. از این رو کارد خود را از میان باز کرد و گفت: این را بگیر و چند عدد نان بده.

روستایی گفت: به دکان طباخ ببر که اگر من از سر کشت‏ بروم و فرار کنم، از کجا مرا می‏یابی؟!

سلطان گفت: این کارد را به تو می‏بخشم.

روستایی جواب داد: بهتر از این چیزی نداری که به من ببخشی؟ یا دست از سر من برداری؟!

سلطان ناراحت ‏شد و خواست ‏برود. روستایی عنان اسب او را گرفت ‏و بوسه داد و گفت: مرا ببخش، چون با تو شوخی می‏کردم! او را فرود آورد و دوید جامی آب حاضر کرد و بره شیر مستی را ذبح کرد. آتش افروخت‏ و کباب کرد و برای او حکایت‏های مضحک می‏گفت و سلطان می‏خندید.

چون لشکر از دنبال او برسید، روستایی دانست او سلطان است. سر در پیش افکند و به کار خود مشغول شد.

وقتی سلطان غذا خورد، به او گفت: باید به درگاه ما بیایی تا حق تو را به جای آورم!

روستایی گفت: ما در عهد سلطان جهان آسوده‏ایم و این‏قدر خدمت، ارزش ندارد کسی مکافات آن کند و ما عادت نکرده‏ایم از مهمان مزد بستانیم.

سلطان از آن سخن بسیار خوشش آمد و انتظار کشید تا شاید روستایی ‏به خدمت او بیاید، اما خبری نشد، روستایی بعدا هم به هیچ کس نگفت ‏سلطان مهمان او بوده است.(8)    


ثواب مهمانداری نزد خدا

امام جعفر صادق ‏علیه السلام می‏فرماید: هر کس مسلمانی را سیر گرداند، جز پروردگار عالم هیچ یک از مردمان و فرشتگان مقرب و پیامبران ندانند اجر و پاداش او در قیامت چقدر خواهد بود.

سپس فرمود: از جمله چیزهایی که سبب آمرزش خواهد شد، سیر کردن ‏مسلمان گرسنه است.(9)   


حکایت مهمان‏نوازی بادیه نشین

ابوالحسن می‏گوید: روزی جمعی با امام حسن مجتبی ‏علیه السلام به حج می‏رفتند و زاد و توشه آنها از پیش رفته بود. آنها گرسنه و تشنه شدند. ناگاه از دور خیمه کهنه‏ای را دیدند. به آن ‏جا رفتند. زنی پیر در آن ‏جا نشسته بود. به او سلام کردند.

زن بادیه نشین پیش دوید و ایشان را اکرام کرد و گوسفندی داشت. فوری آن را دوشید و شیرش را پیش مهمانان آورد و گفت: این شیر را بنوشید و گوسفند را ذبح کنید و طعام سازید. مهمانان چنان کردند و بعد از غذا به ‏پیرزن گفتند: ما از طایفه قریشیم. وقتی بازگردیم، باید به نزد ما بیایی تا پاداش احسان تو را بدهیم. این را گفتند و حرکت کردند. شب که شد، شوهر زن از صحرا آمد و گوسفند را ندید.

زن ماجرا را به او گفت. مرد خشمگین شد و گفت: در دنیا یک گوسفند داشتی و آن را به قومی دادی که ایشان را نمی‏شناختی!

زن گفت: اگر ایشان را می‏شناختم، بازرگان بودم، نه میزبان. میزبان آن ‏است که طعام به کسی دهد که او را نشناسد.

بعد از چند روز، زن و شوهر از محنت فقر و فاقه به مدینه رفتند. پیرزن ‏به کوچه‏ای داخل شد. امام حسین ‏علیه السلام کنار در منزل ایستاده بود. آن زن ‏را شناخت و به او فرمود: ای زن! آیا مرا می‏شناسی؟

زن گفت: نه.

حضرت فرمود: من آنم که آن روز مرا به شیر و گوسفند مهمان کردی. امام به او هزار گوسفند و هزار درهم بخشید و او را نزد امام حسن‏ علیه السلام برد. حضرت پرسید: برادرم به تو چقدر کمک کرد؟

گفت: این‏قدر گوسفند و درهم.

امام حسن‏ علیه السلام دو برابر آن را به زن داد و او را به نزد عبدالله جعفر فرستاد. او از زن پرسید: ایشان به تو چقدر دادند؟

گفت: هر یک این مقدار گوسفند و درهم.

عبدالله دو هزار گوسفند و دو هزار درهم به او داد و گفت: اگر تو از اول ‏به نزد من می‏آمدی، تو را مستغنی می‏کردم.

آن زن و شوهر به خاطر یک گوسفند که در دنیا داشتند و آن را برای ‏مهمان ذبح کردند، با پنج هزار گوسفند و پنج هزار درهم بازگشتند.(10)       

انسان در مهمانداری و پذیرایی از مهمان نباید خساست ‏به خرج دهد، بلکه در حد توان خود باید پذیرایی کند، چون مهمان حبیب خدا است. خدای‏ متعال فردای قیامت ‏به کسی که عزیزش را خدمت کرده است، آن‏قدر نعمت ‏می‏دهد که تمامی مردم حسرت حال او را می‏خورند. در آن روز است که ‏انسان افسوس می‏خورد ای کاش تمام اموالم را برای مهمان خرج می‏کردم و تمام وقتم در پذیرایی از مهمان می‏گذشت، تا الآن جزو زیان‏کاران نباشم.


مهمانداری در جوامع مختلف

مهمانداری و مهمان‏نوازی یکی از صفات برجسته هر خانواده، شهر و یا کشور است، وقتی کسی می‏خواهد از خوبی‏های شخصی یاد کند، می‏گوید: آدم ‏مهمان‏نوازی است و یا می‏گوید: مردم فلان شهر، آدم‏های مهماندوستی هستند و از مهمان، خوب پذیرایی می‏کنند.

مهمان‏نوازی از سجایای برجسته اخلاقی است و ملت‏هایی که بهره ‏بیشتری از این سجیه اخلاقی دارند، به آن مباهات و افتخار می‏کنند.

یکی از صفات برجسته بت‏پرستان زمان جاهلیت که اسلام نیز آن را تایید کرده و زبانزد خاص و عام بوده و هست، مهماندوستی و مهمانداری آنها بوده است؛ حتی بعضی از طوایف عرب شب‏ها آتش در صحرا روشن می‏کردند تا اگر غریبه‏ای وارد منطقه‏شان شد، آتش را ببیند و به مهمانی آنها برود.

اعراب به افرادی که زیاد برای آنها مهمان می‏آمد صفاتی را نسبت ‏می‏دادند؛ مثلا می‏گفتند: «فلانی کثیر الرماد است‏»؛ یعنی خاکستر خانه‏اش زیاد است؛ کنایه از این که چون مهمانش زیاد است، پخت و پز بسیار دارد و در نتیجه خاکستر خانه‏اش زیاد است.

یا می‏گفتند: فلانی حیاط خانه‏اش در ندارد؛ کنایه از این ‏که چون مهمان‏ زیاد به خانه‏اش رفت و آمد می‏کند، گویا برای رفاه حال مهمانان، برای‏ خانه‏اش در نگذاشته است.

یا می‏گفتند: سگ‏های خانه فلانی زیادند؛ کنایه از این ‏که، چون پخت و پز زیاد دارد، سگ‏ها برای چرب کردن دندان به آن‏جا می‏آیند. این قبیل اوصاف هنوز در بین آنها مرسوم است.

افراد غریبه‏ای که از کشورهای دیگر به مملکت ما سفر می‏کنند و این‏جا را با ممالک خود مقایسه می‏کنند، یکی از صفات برجسته مردم کشور اسلامی ما را مهمان‏نوازی می‏دانند. آری، ایرانیان چون از امامان خود سرمشق می‏گیرند و به دستورهای آنان عمل می‏کنند، مهمان‏نواز هستند.

خداوند تبارک و تعالی در حدیث قدسی می‏فرماید: ای فرزند آدم! مالی که در دست تو است، مال من است و تو هم بنده من هستی و مهمانی که‏ برای تو می‏رسد، فرستاده من است. اگر مال مرا از فرستاده‏ام منع کنی، به ‏بهشت من امید نداشته باش و نخواه تو را به بهشت ‏ببرم.(11)        

متاسفانه در عصر ما که عصر مادیگری است، این سنت انسانی چنان ‏محدود شده که در بعضی از جوامع غربی تقریبا برچیده شده است. شنیده‏ایم ‏هنگامی که بعضی از آنها به کشورهای اسلامی سفر می‏کنند و گستردگی‏ مهمانداری و مهمان‏نوازی را که هنوز در خانواده‏های اصیل این مرز و بوم ‏به صورت گرم و مملو از عواطف برقرار است می‏بینند، شگفت زده می‏شوند و با خود می‏گویند چگونه ممکن است افرادی بهترین وسایل موجود در خانه ‏و بهترین غذاهای خود را برای پذیرایی از مهمان‏هایی که اصلا آنها را نمی‏شناسند و یا گاهی با آنها ارتباط دارند، بگذارند.


عمل کردن به وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله

یکی از وصیت‏های پیامبر گرامی اسلام ‏صلی الله علیه و آله به حضرت علی ‏علیه السلام این بود: تو را وصیت می‏کنم به خوب همسایه‏داری و اکرام کردن مهمان و پذیرایی ‏از آنها.(12)      وصیت‏های پیامبر گرامی اسلام بر دو گونه است: یکی سفارش‏ها و وصیت‏های خصوصی است که شامل حال دیگران نمی‏شود و فقط منحصر به‏ موضوع معینی است و دیگر وصیت‏هایی که جنبه عمومی دارد که شامل حال ‏تمامی مؤمنان است و همه باید به آن وصایا عمل کنند تا در دنیا و آخرت ‏سعادتمند گردند.

یکی از مواردی که پیامبر صلی الله علیه و آله وصیت کرده و جنبه عمومیت دارد، مهمانداری است که بارها حضرت علی و فاطمه ‏علیهماالسلام را در جاهای مختلف به‏ آن سفارش کرده است.


مذمت ‏خانه‏ای که مهمان در آن وارد نشود

اسلام خانه‏ای را که مهمان داخل آن نمی‏شود و همچنین کسی را که ‏مهمانداری نمی‏کند و از مهمان فراری است، مذمت کرده است.

یکی از فرق‏های اساسی انسان با موجودات دیگر این است که او همنوعان ‏خویش را در غذا، مسکن و اموال خود شریک می‏کند، ولی موجودات دیگر مثل حیوانات، همنوعان خود را فراری می‏دهند.

رسول گرامی اسلام ‏صلی الله علیه و آله می‏فرماید: هر خانه‏ای که مهمان در آن وارد نمی‏شود، ملائکه نیز داخل آن نمی‏شوند.(13)   

ملائکه مایه رحمت الهی هستند و با ورود آنها نعمت نیز وارد می‏شود. پس هر خانه‏ای که ملائکه در آن نمی‏آیند، نعمت و برکت نیز از آن خانه ‏برداشته می‏شود.

گویند: روزی حضرت امیرالمؤمنین علی ‏علیه السلام ناراحت و غمگین بود. از او علت ناراحتی را سؤال کردند.

حضرت فرمود: هفت روز است مهمان وارد خانه من نشده است!(14)

رسول گرامی اسلام ‏صلی الله علیه و آله می‏فرماید: بدترین غذاها، غذایی است که افراد سیر به آن دعوت شوند و افراد گرسنه از آن منع گردند.(15)


پی‏نوشت‌ها:

1- آثار و اشعار شیخ بهایی، ص 157، با اندکی تصرف .

2- المحاسن، ج 2 ، ص 180 .

3- همان، ج 2 ، ص 179 .

4- قرب الاسناد، ص 160 .

5- مجمع البیان، ج 7 ، ص 166 .

6- المحاسن، ج 2 ، ص 180 .

7- وسائل‏الشیعه، ج 16 ، ب 40 ، ص‏460 .

8- جوامع الحکایات، ص 211 ، با اندکی تصرف .

9- همان، ص 305 .

10- جوامع الحکایات، ص 213 ، با اندکی تصرف .

11- چهل حدیث قدسی، ح 35 .

12- بحارالانوار، ج 74 ، ص 411 ، ح 22 .

13- جامع الاخبار، ص 378 ، ح 1058 .

14- بحارالانوار، ج 41 ، ص 28 ، ح 1 .

15- کنزالعمال، ح 25881 .




تاریخ : یکشنبه 86/1/12 | 2:40 عصر | نویسنده : حیران | نظر


  • ایران بلاگ | ویندوز سون | آنکولوژی