NHV
امروز ، سيزدهم فروردين ماه 1386 هجري شمسي ، برابراست با 13 ربيع الاول 1428 هجري قمري و 2 آوريل 2007 ميلادي . رويدادهاي مهمي که در طول تاريخ ، درچنين روزي ، بوقوع پيوسته از اين قرارند:
202 سال پيش در چنين روزي در سال 1805 ميلادي ، هانس کريستين آندرسن نويسنده مشهور دانمارکي در خانه اي کوچک در شهر " اودنسه" بدنيا آمد.
وقتي هنورز تنها يازده سال داشت پدر خود را از دست دادو تقريبأ رها و بي سرپرست شد. او گاهي به مدرسه ميرفت و به جاي فراگيري دروس تحصيلي بيشتر وقت خود را صرف يادگيري و بازگوئي قصه هايي که در حافظه داشت ميکرد. آندرسن حافظه بسيار خوبي داشت و فقط با گوش کردن و نه خواندن، داستانهاي زيادي را فراگرفته بود. او اين داستانها را با حرکات آکروباتيک، باله و پانتوميم در مي آميخت و اجرا ميکرد. اما از طرف ديگر مادرش که از درس ومشق او رضايتي نداشت بافنده اي را پيدا کرد و آندرسن را نزدش به شاگردي گذاشت. چندي بعد به کارخانه تنباکو و در آخر نزد خياطي فرستاد.
آندرسن ميدانست هيچکدام از اين حرفه ها نمي تواند او را راضي کند. تنها چيزي که در فکر او بود و ميتوانست او را ارضاء کند تاتر، کتابها و داستان بود. به همين خاطر او زمانيکه تنها چهارده سال داشت به کپنهاک نقل مکان کرد تا بتواند دسترسي بهتري به تاتر و کتاب داشته باشد. زندگيش در کپنهاک با سختي و فقر شديد همراه بود. آندرسن از طريق آواز خواندن در يک گروه کر گاهي پولي بدست مي آورد.
سه سال سخت را بدين ترتيب گذراند، تا اينکه در سن 17 سالگي مورد توجه شخص با نفوذي بنام " کالينز" قرار گرفت. کالينز رئيس تاتر سلطنتي دانمارک بود و زمانيکه نمايشنامه اي از آندرسن را ديد، پي برد که نويسنده اين نمايشنامه فردي با استعداد و پر مايه است و در صورت پرورش استعدادش ميتواند روزي نويسنده ي بزرگي شود.
کالينز توانست فردريک ششم پادشاه وقت دانمارک را راضي کند تا هزينه تحصيلات آندرسن را بپردازد. به اين ترتيب در سال 1828 زمانيکه وي 23 سال داشت مدرک ورود به دانشگاه را دريافت کرد.
اولين اثر ادبي آندرسن در سال 1833 منتشر شد و شاه براي تشويقش هزينه سفر شانزده ماهه او را به کشورهاي آلمان، فرانسه، سويس و ايتاليا پذيرفت.
در سال 1835 "قصه هايي براي کودکان" را منتشر کرد. او اين داستانها ي کوتاه را براي دختر خردسالي بنام " ايدا" که دختر منشي آکادمي هنر بود قبلا گفته بود. آندرسن در مجموع 168 داستان نوشت که همگي آنها همانگونه که او مي خواست و ميتوانست بگويد، به نگارش در آورد. آثار او به بيشتر زبانهاي دنيا ترجمه شده است. آندرسن هرگز ازدواج نکرد و خودش بچه اي نداشت، اما طبيعت کودکان را خوب درک ميکرد.
اين نويسنده کودکان در کارنامه ادبي خود بيش از يکصد و پنجاه اثر داستاني و قصه براي کودکان به يادگار نهاده است .
از آندرسن قريب 35 جلد کتاب باقي مانده است که علاوه بر کتاب هايي که قبلا ذکر شد مي توان «مجموعه قصه» و «داستان»، «افسانه هاي کوتاه»،و کتاب دلکش و عميقي به نام «زندگي من» و «تصاوير بي تصوير» رانام برد.اين کتاب مشهورترين اثر اين نويسنده است که در آن تجسمي لطيف از «کپنهاک» تا رود «گنگ» و از «گروئنلند تا صحراي آفريقا» در آن نقاشي شده و در اين نقاشي نهايت استادي به کار رفته است. محتواي آن نيز بسيار عميق و گيراست و بيشتر از ساير آثار وي لطف و زيبايي با عمق فلسفي و طنز و انتقاد از نابساماني ها درهم آميخته است. قهرمانان آثار افسانه هاي وي زيبا، پرحرکت و اغلب مقتدرند، ليکن تنها از اقتدار خود به سود خصايل پاک استفاده مي کنند.
«ژراردو نروال» نابغه ي بزرگ ادبيات معاصر درباره وي مي گويد. «همه چيز در آثار او زنده است و محسوس» و واقعاً نيز چنين است.
***
زادروز ادگار والاس داستان و نمايشنامه نويس انگليسي
132 سال پيش در چنين روزي در سال 1875 ميلادي ، ادگار والاس روزنامه نگار ، داستان نويس و نويسنده نمايشنامه انگليسي به دنيا آمد .
وي در طول 57 سال عمر خود 175 داستان، 24 نمايشنامه و صدها مقاله نوشت. ادگار والاس روزنامه نگاري را با تهيه خبر براي ديلي ميل (چاپ لندن) و رويترز آغاز کرد و در اين رشته تا سردبيري روزنامه «راند ديلي ميل» چاپ آفريقاي جنوبي پيش رفت.
داستانهاي والاس عمدتا زمينه پليسي و جاسوسي دارند. او مانند همه روزنامه نگاراني که داستان نويس شده اند کوشيده است که برپايه يک جريان واقعي داستان خود را بنويسد. والاس نوشته است که در قالب ماجراهاي پليسي بهتر مي توانست حقايق زمانه و مسائل را بيان دارد و هدف او اصلاح جامعه بود.
دختر والاس پس از مرگ پدر انجمني به نام او تاسيس کرده که مشوق ادبيات و داستان نگاري است.
***
جنگ ميان امريکا و آلمان
90 سال پيش درچنين روزي در سال 1917 ميلادي ، اِمريکا وارد جنگ جهاني دوم شد و دراين روزميان اِمريکا و آلمان جنگ درگرفت.
دولت آلمان ازژانويه 1917 کشتي هاي اِمريکايي را غرق کرد و درمقابل اِمريکا درماه فوريه به آلمان زنهاره يا اولتيماتوم داد، و سپس روابط خود را بااين کشورقطع کرد. سرانجام پس ازتصويب کنگره اِمريکا ويلسون رئيس جمهوراين کشورورود اِمريکا را به جنگ جهاني اول اعلام کرد.
* **
86 سال پيش درچنين روزي در سال 1300 هجري شمسي ، کلنل محمد تقي پسيان قيام خود را درمنطقه خراسان آغازکرد.
محمد تقي خان پسيان در سال 1268 شمسي در تبريز به دنيا آمد .وي پس از طي مقدمات علوم وارد ژاندارمري شد . او سپس به آلمان و سويس و عراق رفت و در آنجا به تحصيل علوم نظامي مشغول شد . کلنل در بازگشت درزمان مشيرالدّوله به فرماندهي ژاندرمري خراسان منصوب شد و درزمان قوام السّلطنه پرچم مخالفت با حکومت مرکزي را برافراشت. قوام و رضاخان هم افراد زيادي ازنظاميان، عشايرو ايلهاي اطراف را برضدّ وي به شورش واداشتند و سرانجام کلنل محمد تقي خان پسيان دردرگيري اطراف قوچان به قتل رسيد و بيش ازصد تن ازياران وفادارش نيزکشته يا اسيرشدند. وي درسال 1300 در سن 33 سالگي درگذشت.
***
انصراف انگلستان از قيموميت فلسطين
سال پيش در چنين روزي در سال 1947 ميلادي ، بريتانيابا يک نقشه از پيش تعيين شده خواستار انصراف از قيمومت کشور فلسطين شد . در واقع بريتانيا پس از بيانيه بالفور که رسما به تاسيس رژيم صهيونيستي کمک کرده بود ، با فراهم آوردن زمينه حضور يهوديان در فلسطين خود از عرصه عمل در اين زمينه خارج شد .
بيانيه بالفور در سال 1917 ميلادي منتشرشد. اين اعلاميه سالها بعد سبب تشکيل اولين دولت صهيونيستي درفلسطين اشغالي شد. با نگاهي به تاريخ مي توان در يافت که انگليس ، در زمان اوج قدرت ، تمامي هم خود را براي نابود کردن توان سياسي و نظامي جهان اسلام ، تحت قيمومت در آوردن سرزمين هاي اسلامي و تاسيس يک رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي بکار گرفته بود . بر همين اساس و در آستانه اشغال فلسطين توسط ژنرال آلنبي ، جيمز بالفور وزيرامور خارجه وقت انگليس طي نامه اي به ليونل والتر دوروچيلد ، قول همکاري تمام عياري را در جهت تاسيس يک رژيم صهيونيستي در فلسطين به وي داد . لذا در زماني که آلنبي به سوي فلسطين مي شتافت ، بالفور نيز جدي ترين گام را در زمينه تشکيل يک رژيم صهيونيستي در فلسطين برداشت . در همين زمان صهيونيست ها از نامه بالفور و پيشروي ژنرال آلنبي به عنوان استجابت ديرينه دعاي قوم يهود ياد مي کردند . طي مدت سي سال و درحالي که مسلمان ها در اختلاف و چند دستگي به سر مي بردند ، بريتانيا زمينه را براي تشکيل رژيم صهيونيستي فراهم کرد. هجوم صهيونيست ها از سراسر جهان به فلسطين , تشکيل گروه هاي نظامي صهيونيستي ،در اختيار قرار دادن امکانات مالي و اقتصادي ، تقويت وجهه صهيونيست ها در جهان از طريق رسانه هاي بين المللي و سرکوب مسلمانان فلسطين از جمله مهمترين اقدامات استعمار در جهت تشکيل رژيم صهيونيستي بود . سرانجام پس از آمده شدن موقعيت ، انگلستان بر قيمومت و اشغال خود در فلسطين پايان داد و از آن جا خارج شد. پس از اين واقعه ، رژيم اشغالگر قدس موجوديت خود را اعلام شد و نخستين جنگ اعراب و اين رژيم که منجر به پيروزي صهيونيست ها شد ، در گرفت .
***
33 سال پيش در چنين روزي در سال 1974 ميلادي ، ژرژ پمپيدو رييس جمهور فرانسه ديده در سن 62 سالگي ديده از جهان فروبست . او در حوزه فرهنگ و هنر نيز آثار جاوداني از خود به يادگار نهاده است . مرکز فرهنگي ژرژ پمپيدو به عنوان يکي از بزرگترين مراکز فرهنگي در فرانسه در حال حاضر نيز مشغول فعاليت است .
مرکز ژرژ پمپيدو نام مؤسسه هنري و فرهنگي است که در سال 1977 بهنام ژرژ پمپيدو رئيسجمهور فرانسه در پاريس برپا شد.
اين مرکز شامل يک کتابخانه عمومي بزرگ و موزه ملي هنر مدرن است. نمايشگاههاي هنري و فرهنگي نيز هميشه در آن برپا است.
ويژگي ظاهري مهم اين مرکز معماري بيهمتا و جنجال برانگيز ساختمان آن است. اين ساختمان را رنزو پيانو و ريچارد راجرز طرح کردند. در اين طرح تمام لولهکشيها و کانالهاي تهويههوا و سيمکشي برق در بيرون ساختمان ودر معرض ديد قرار دارد. حتي تيرها و ستونهاي سازه ساختمان نيز همگي ديده ميشود. منتقدان آن را به انساني شبيه دانستهاند که دل و رودهاش بيرون از بدن قرار دارد.
ميدان استراوينسکي در کنار ساختمان اين مرکز با مجموعهاي از تنديسهاي متحرک در ميان و کنار يک استخر آب جلوه ديگري از هنر مدرن را به بازديدکنندگان عرضه ميکند.
بنياد پژوهش و هماهنگي موسيقي و آکوستيک نيز بخشي از اين مرکز است.پاريس، سال 1969 زمان اتمام بزرگترين پروژه فرهنگي هنري فرانسه: «مرکز ملي هنر و فرهنگ ژرژ پمپيدو» اثري تا آن زمان منحصر به فرد که به وسيله دو تن از معماران جوان اروپايي يعني رنزو پيانو و ريچارد راجرز طراحي و ساخته شد. مرکز ژرژ پمپيدو واجد خصوصياتي کاملا استثنايي است. کانوني چند منظوره که شامل موزه ملي هنرهاي مدرن، مرکز طراحي صنعتي، اداره توسعه فرهنگي و دو ارگان مهم ديگر يعني کتابخانه عمومي مرجع و موسسه پژوهش هاي تطبيقي آکوستيک موسيقي IRCAM است.ژرژ پمپيدو رئيس جمهوري وقت فرانسه پس از بنيانگذاري موسسه پژوهش هاي تطبيقي، مديريت آن را به پير بولز آهنگساز و مولف پيشروي فرانسوي سپرد. انديشه ابتدايي بولز در موسسه، گسترش پژوهش در زمينه منابع نوين صوتي، آموزش آزاد و کمک به شکوفايي نسل جوان آهنگساز بود.
***
27 سال پيش درچنين روزي در سال 1358 هجري شمسي، نخستين تجاوزهاي رژيم بعثي عراق به مرزهاي کشورمان آغازشد.
عراق از اول اسفند سال 1357 تا آغاز رسمي جنگ جمعا 688 عمليات زميني و 1229 تحرک مرزي عليه مرزهاي کشور مان انجام داد . همچنين در اين مدت اين کشور 252 عمليات هوايي و 44 عمليات دريايي و همچنين 44 تحرک دريايي و هوايي مرتکب گرديد .
***
سيزده فروردين؛ روز طبيعت، روز پايان دوره جشن هاي نوروزي است. در اين روز مردم بنابر يک سنت فرهنگي از خانه ها بيرون و به دشت و صحرا و باغ مي روند تا آخرين روز عيد را در طبيعت و در کنار سبزه و گياه و آب روان چشمه ها و جويبارها به شادي و خوشي بگذرانند.
بيرون رفتن از خانه درروز سيزدهم فروردين و آن روز را بـه شـادي و تفـريـح گذراندن از رسوم ديـريـن ايـرانـي اسـت.
در اساطير ايراني عمر جهان هستـي 12 هـزار سال است و عدد 12 که از بروج دوازده گانـه گرفته شده است و پـس از دوازده هـزار سـال عمر جهان بسته مي شود و انسان هايي که در جهان هستي وظيفه آنها جنگ در برابر اهريمـن است، پس از دوازده هزار سال بر اهريمـن پيروز مي شوند. از آن پس ديگر جهان مادي وجود نخواهد داشت و آدميان به جايگاه ابدي خويش بـه عـالـم مينو باز مي گردند.
با دانستن اين موضوع مي توان گفت که اولين دوازده روز جشن زايش انسان گويا تمثيـلـي از 12 هزار سال زندگي انسـان هـاسـت و از روز سيزدهم تمثيلي از هزاره سيـزدهـم مـي تواند باشد که آغاز رهايـش از جهـان مـادي است و از اين رو روز سيزدهم مي توانـد روز بـازگشـت ارواح مـينـو و روز بـزرگ رامـش کيهاني باشد.
روزهاي ماه در ايران قديم نامي ويژه داشت و هر يک متعلق به ايزدي بود و روز سيزدهـم متعلق به ايزد تير يا "تيشتر" ي بود کـه ايزد باران است.
براي اين که اين ايزد پيروز باشد لازم بود که همه مردمان در نماز از او نام برنـد و از او طلب باران کنند. همچنين خـوردن غـذاي روز در دشـت و صحـرا نشانه همين فديه گوسفند بريان اسـت کـه در اوستا آمده و افکندن سبزه هاي تازه دميده نوروزي به آب روان جويبارها از کارهـايـي است که در اين روز انجام مي دادند.
هم اکنون نيز در اين روز که روز طبيعــت نام گرفته است، مردم بنا بر سنت فرهنگي خود همراه دوستان و خـويشاوندانشان از خــانه خارج مي شوند و به دشت و طبيعت مي روند تا آخرين روز عيـد را بــه شــادي و تفــريح بگذرانند.
دراين روز معمولا مردم براي ناهـار آش مـي پزند و معتقدند که بايد در خارج از خانـه اين غذا تهيه شود و همراه آن نيز باقالاپلو، سبزي پلو يا ماهي مي خورند. همچنين خوردن آجيل، کاهو با سرکه انگبيـن عصرانه بيشتر مردم است.
نزديک غروب نيز پيش از ترک کـردن طبـيعـت هر خانواده اي سبزه اي را که پيش از نوروز سبز کرده است به نشانه برکات و فرواني در آب مي اندازند و سپس به خانه باز ميگردند.
***
روز جهاني کتاب کودک که با دويستمين سالگرد تولد بزرگترين نويسنده کودکان جهان (براي آنها که دخترک کبريتفروش و جوجه اردک زشت را به ياد دارند، حتماً نام آندرسن هم فراموش نخواهد شد.) همزمان شده است، فروردين ماه در سراسر جهان با مراسم ويژه اي گرامي داشته مي شود.
هانس در کشور کوچک دانمارک، در شهر کوچک اودنژه و در يک خانواده کوچک بدنيا آمد، با مادرى بيسواد و پدرى کفاش در خانه اى که فقط يک اتاق داشت که ميز کفاشى پدر هم در همانجا بود و آشپزخانه اى پر از بشقابها و تاوه هاى براق و تميز و باغچه اى کوچک روى پشت بام؛ فقير؛ غالباً گرسنه و با لباسهاى وصله دار اما غرق در مهر و محبت.
او ميگفت: "پدرم تمام آرزوهايم را برآورده مىکرد، تمام قلبش مال من بود و به خاطر من زنده بود". مادر هم دست کمى از پدر نداشت، مادر براى پسرش قصه مىگفت و پدر آثار نمايشنامه نويسان بزرگ دانمارک و افسانه هاى هزار و يکشب مىخواند، اين پسر پس از مبارزه اى سخت و طولانى، شخصيتى جهانى شد: پدر کتاب کودک، نويسنده اى که منادى والاترين ارزشهاى بشرى است و در تمامى داستانهايش گلها از بين علفهاي هرز قد مىکشند و پيروزى از دل شکست بيرون مىآيد.
اميد است با گراميداشت اين روز هر چه بيشتر با نادانى مبارزه کنيم، صلح و عشق و دوستى را استوار سازيم و براى همه کودکان جهان دريچه اى به دنيايى بهتر بگشاييم.
***
منابع :
1- مهر
2- صداوسيما
3- روزنامک
4- سايت شخصي
5- انجمن ادبي و هنري شفق
6- خبرگزاري ميراث فرهنگي
نوشته شده توسط : جواد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ