NHV
هيئت

+ مهمان نوازي در اسلام

يکشنبه 12 فروردين 1386 ساعت 2:40 عصر

مقدمه


اصولا هر آنچه در جامعه بشري از ارزش و اهميت والايي برخوردار است، انديشه‏اي است که ريشه در اعتقادات، سنت‏ها و باورهاي مردم دارد و در بين ساير جوامع زبانزد عام و خاص است.

آنچه موضوع بحث و مشترک بين تمامي جوامع است، مهمانداري است، که از زمان‏هاي بسيار دور و در ميان تمام ملل و اقوام مختلف وجود داشته است و همه ‏انسان‏ها با هر خصوصيت و تيره و نژادي، در هر منطقه دنيا که زندگي مي‏کنند، اين ‏خصيصه را در جان و دلشان ثبت کرده و اين کار پسنديده را ارج مي‏نهند و به آن عمل‏ مي‏کنند.



حضرت امام جعفر صادق ‏عليه السلام مي‏فرمايد: يکي از حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش اين است که دعوت او را اجابت کند.

اين خصلت ‏بسيار خوب و نيک، با ظهور دين مقدس اسلام در بين جوامع و پذيرش ‏آن از طرف مردم براي هميشه ثبت و جاوداني شد و دين مبين اسلام، اين خصلت نيک ‏را تاييد و بر آن تاکيد کرد.

آداب و چگونگي پذيرايي از مهمان در جوامع متعدد، مختلف است و در هر جامعه‏اي به نوعي، از مهمان پذيرايي مي‏کنند که بعضي از آن مطابق شرع مقدس اسلام ‏است و برخي ديگر مخالف با فرمان‏هاي انسان‏ساز الهي است.

از باب نمونه، در بعضي از جوامع غير اسلامي بهترين پذيرايي از مهمان، اين است‏ که جام شرابي را به وي تعارف کنند و او نيز براي قدرداني از ميزبان جام را سر بکشد،که اين‏گونه پذيرايي از نظر اسلام مردود، بلکه حرام است.

خداوند تبارک و تعالي براي مهمان و ميزبان ارزش زيادي قايل‏شده و براي آنها پاداش‏هاي بسيار زيادي در نظر گرفته است؛ هم براي مهمان که به خانه برادر ديني‏اش‏ مي‏رود و با او ديدار کرده و در خانه او غذا مي‏خورد و هم براي ميزبان که از او پذيرايي ‏مي‏کند و غذا و امکانات رفاهي را در اختيار او قرار مي‏دهد اگر انسان بعد از انجام ‏واجبات و ترک محرمات، جز مهمانداري عمل نيک ديگري را انجام نداده باشد، خداوند به ‏واسطه همين عمل، او را به بهشت مي‏برد.



يکي از وصيت‏هاي پيامبر گرامي اسلام ‏صلي الله عليه و آله به حضرت علي ‏عليه السلام اين بود: تو را وصيت مي‏کنم به خوب همسايه‏داري و اکرام کردن مهمان و پذيرايي ‏از آنها. 



فضيلت مهمانداري


يکي از صفات بسيار پسنديده - که اگر در هر فرد وجود داشته باشد، فضيلتي بزرگ محسوب مي‏شود - مهمانداري و مهماندوستي است.

تمامي پيامبران به اين صفت زيبا و پسنديده آراسته بودند و يکي از صفات بارز آنان مهماندوستي بود. ما هيچ پيامبري را سراغ نداريم که از مهمان روگردان بوده باشد.

بعضي از پيامبران اگر شب در منزل مهمان نداشتند، لب به غذا نمي‏زدند و گرسنه مي‏خوابيدند!

ميزباني حضرت ابراهيم ‏عليه السلام


حضرت ابراهيم ‏عليه السلام يکي از پيامبران عظيم‏الشان بود که هيچ‏ وقت ‏بدون‏ مهمان غذا نمي‏خورد و لب به غذا نمي‏زد. از قضا روزي مهمان براي ‏آن حضرت نرسيد و او گرسنه بود. از خانه به جست‏وجوي مهمان ‏بيرون آمد. ديد در صحرا جماعتي در حال سفرند.

حضرت ابراهيم ‏عليه السلام خود را به آنها که پانزده نفر بودند، رساند و آنها را به ‏مهماني دعوت کرد.

آنها گفتند: ما گروهي کارگر بيچاره هستيم. هر يک از ما اطفال و عيال ‏زيادي داريم. اگر خود مهمان شويم، اهل و عيال ما گرسنه خواهند ماند.

حضرت ابراهيم فرمود: اجرت عملگي شما را نيز خواهم داد. به هر حال‏ آنها را راضي کرد و به خانه آورد و مهمان نمود.

وقتي کارگران در ضيافت ‏شرکت کردند و اجرت هم گرفتند، با خود گفتند: حقيقتا دين ابراهيم بر حق است؛ زيرا مهمان مي‏کند و اجرت هم‏ مي‏پردازد.

در همان ساعت نزد حضرت ابراهيم ايمان آوردند و به سوي خانواده خود برگشتند.(1)



رسول گرامي اسلام ‏صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: بدترين غذاها، غذايي است که افراد سير به آن دعوت شوند و افراد گرسنه از آن منع گردند.



پذيرفتن دعوت مؤمنان


تمامي مؤمنان وظيفه دارند در حد توان، ديگران را به مهماني دعوت کنند و اگر کسي آنها را به مهماني دعوت کرد، بپذيرند؛ هر چند مسافت دور باشد و مشقت داشته باشد.

پيامبر گرامي اسلام‏ صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: به حاضران و غائبان امتم وصيت ‏مي‏کنم: دعوت برادر مسلمان خود را اجابت کنند؛ حتي اگر مسافت آن‏ پنج ميل باشد، چون اين عمل جزء ايمان شما است.(2)

حضرت امام جعفر صادق ‏عليه السلام مي‏فرمايد: يکي از حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش اين است که دعوت او را اجابت کند.(3)  

نپذيرفتن دعوت برادر مؤمن، ظلم و پايمال ‏کردن حق او است، در حالي که ‏اداي حقوق برادر مؤمن واجب است و انسان فرداي قيامت ‏بايد جوابگو باشد.

رسول ‏خدا صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: اگر شخصي برادر ديني‏اش را به غذايي دعوت ‏کند و او نپذيرد، در حق او ظلم کرده است.(4)    

وقتي کسي رسول گرامي اسلام را به مهماني دعوت مي‏کرد، مي‏پذيرفت و به مهماني مي‏رفت؛ حتي اگر ميزبان او غيرمسلمان بود، و از اين راه مردم را ارشاد مي‏کرد و به دين اسلام دعوت مي‏فرمود.




دعوت به دين در مهماني


در زمان رسول ‏خدا صلي الله عليه و آله در ميان مشرکان شخصي به نام «عقبه‏» بود. وي ‏مردي سخي و بلند نظر بود. هر وقت از سفر برمي‏گشت، سفره مفصلي ترتيب ‏مي‏داد و دوستان و بستگانش را به مهماني دعوت مي‏کرد. در همان حال که در صف مشرکان بود، دوست داشت پيامبر اکرم ‏صلي الله عليه و آله را مهمان کند.

او در مراجعت از يکي از مسافرت‏هايش، سفره گسترده‏اي ترتيب داد و جمعي از جمله رسول ‏خدا صلي الله عليه و آله را دعوت کرد.

دعوت شدگان به خانه او آمدند و کنار سفره غذا نشستند. پيامبر اکرم ‏صلي الله عليه و آله ‏نيز وارد شد و کنار سفره نشست، ولي دست‏ به غذا نزد.

عقبه از حضرت پرسيد: چرا غذا ميل نمي‏فرماييد؟!

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: من از غذاي تو نمي‏خورم، مگر اين‏ که به يکتايي خداوند و رسالت من گواهي دهي!

«عقبه‏» چون خيلي به آن حضرت علاقه داشت و نمي‏خواست کسي‏ گرسنه از کنار سفره او برخيزد، به يکتايي خداوند عزوجل و رسالت‏ پيامبر اکرم ‏صلي الله عليه و آله گواهي داد و به اين ترتيب اسلام را قبول کرد. اما متاسفانه ‏به ‏خاطر همنشين بد، از دين اسلام برگشت و مرتد شد و در جنگ احد به هلاکت رسيد.(5)  

پيامبر گرامي اسلام‏ صلي الله عليه و آله فرمود: اگر مؤمني مرا به [خوردن] شانه گوسفندي ‏دعوت کند، دعوت او را اجابت مي‏کنم، چون اين عمل جزو ايمان است.(6)



نشانه ايمان


امام جعفر صادق ‏عليه السلام مي‏فرمايد: از جمله چيزهايي که رسول ‏خدا صلي الله عليه و آله به ‏فاطمه زهرا عليهاالسلام، تعليم داد، اين بود: کسي که به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد مهمانش را اکرام کند.(7)    

وقتي انسان، اين موجود ضعيف آن‏قدر سخاوت داشته باشد که همنوعانش‏ را دعوت کند و از حاصل دسترنجش به آنها بخوراند، خداوند تبارک و تعالي ‏که سخي‏ترين بخشندگان است، چگونه فرداي قيامت ‏با مهمانانش رفتار خواهد کرد.



وقتي انسان، اين موجود ضعيف آن‏قدر سخاوت داشته باشد که همنوعانش‏ را دعوت کند و از حاصل دسترنجش به آنها بخوراند، خداوند تبارک و تعالي ‏که سخي‏ترين بخشندگان است، چگونه فرداي قيامت ‏با مهمانانش رفتار خواهد کرد.



حکايت ملکشاه و روستايي


آورده‏اند: روزي ملکشاه آلب ارسلان به شکار رفته بود. به دهي از نواحي ‏نيشابور رسيد و گرسنگي بر وي غالب شد، مردي را ديد که کشت ‏خود را آب ‏مي‏داد. نزديک رفت و پرسيد: اي روستايي! آيا آب و نان همراه داري؟

کشاورز گفت: دارم، ولي نه براي تو!

سلطان گفت: ياوه مگوي! اگر داري دو سه تا به من بده.

روستايي جواب داد: ياوه تو مي‏گويي که به من مي‏گويي نان بده!

سلطان دانست ‏سختي و درشتي در وي تاثير ندارد. از اين رو کارد خود را از ميان باز کرد و گفت: اين را بگير و چند عدد نان بده.

روستايي گفت: به دکان طباخ ببر که اگر من از سر کشت‏ بروم و فرار کنم، از کجا مرا مي‏يابي؟!

سلطان گفت: اين کارد را به تو مي‏بخشم.

روستايي جواب داد: بهتر از اين چيزي نداري که به من ببخشي؟ يا دست از سر من برداري؟!

سلطان ناراحت ‏شد و خواست ‏برود. روستايي عنان اسب او را گرفت ‏و بوسه داد و گفت: مرا ببخش، چون با تو شوخي مي‏کردم! او را فرود آورد و دويد جامي آب حاضر کرد و بره شير مستي را ذبح کرد. آتش افروخت‏ و کباب کرد و براي او حکايت‏هاي مضحک مي‏گفت و سلطان مي‏خنديد.

چون لشکر از دنبال او برسيد، روستايي دانست او سلطان است. سر در پيش افکند و به کار خود مشغول شد.

وقتي سلطان غذا خورد، به او گفت: بايد به درگاه ما بيايي تا حق تو را به جاي آورم!

روستايي گفت: ما در عهد سلطان جهان آسوده‏ايم و اين‏قدر خدمت، ارزش ندارد کسي مکافات آن کند و ما عادت نکرده‏ايم از مهمان مزد بستانيم.

سلطان از آن سخن بسيار خوشش آمد و انتظار کشيد تا شايد روستايي ‏به خدمت او بيايد، اما خبري نشد، روستايي بعدا هم به هيچ کس نگفت ‏سلطان مهمان او بوده است.(8)    




ثواب مهمانداري نزد خدا


امام جعفر صادق ‏عليه السلام مي‏فرمايد: هر کس مسلماني را سير گرداند، جز پروردگار عالم هيچ يک از مردمان و فرشتگان مقرب و پيامبران ندانند اجر و پاداش او در قيامت چقدر خواهد بود.

سپس فرمود: از جمله چيزهايي که سبب آمرزش خواهد شد، سير کردن ‏مسلمان گرسنه است.(9)   




حکايت مهمان‏نوازي باديه نشين


ابوالحسن مي‏گويد: روزي جمعي با امام حسن مجتبي ‏عليه السلام به حج مي‏رفتند و زاد و توشه آنها از پيش رفته بود. آنها گرسنه و تشنه شدند. ناگاه از دور خيمه کهنه‏اي را ديدند. به آن ‏جا رفتند. زني پير در آن ‏جا نشسته بود. به او سلام کردند.

زن باديه نشين پيش دويد و ايشان را اکرام کرد و گوسفندي داشت. فوري آن را دوشيد و شيرش را پيش مهمانان آورد و گفت: اين شير را بنوشيد و گوسفند را ذبح کنيد و طعام سازيد. مهمانان چنان کردند و بعد از غذا به ‏پيرزن گفتند: ما از طايفه قريشيم. وقتي بازگرديم، بايد به نزد ما بيايي تا پاداش احسان تو را بدهيم. اين را گفتند و حرکت کردند. شب که شد، شوهر زن از صحرا آمد و گوسفند را نديد.

زن ماجرا را به او گفت. مرد خشمگين شد و گفت: در دنيا يک گوسفند داشتي و آن را به قومي دادي که ايشان را نمي‏شناختي!

زن گفت: اگر ايشان را مي‏شناختم، بازرگان بودم، نه ميزبان. ميزبان آن ‏است که طعام به کسي دهد که او را نشناسد.

بعد از چند روز، زن و شوهر از محنت فقر و فاقه به مدينه رفتند. پيرزن ‏به کوچه‏اي داخل شد. امام حسين ‏عليه السلام کنار در منزل ايستاده بود. آن زن ‏را شناخت و به او فرمود: اي زن! آيا مرا مي‏شناسي؟

زن گفت: نه.

حضرت فرمود: من آنم که آن روز مرا به شير و گوسفند مهمان کردي. امام به او هزار گوسفند و هزار درهم بخشيد و او را نزد امام حسن‏ عليه السلام برد. حضرت پرسيد: برادرم به تو چقدر کمک کرد؟

گفت: اين‏قدر گوسفند و درهم.

امام حسن‏ عليه السلام دو برابر آن را به زن داد و او را به نزد عبدالله جعفر فرستاد. او از زن پرسيد: ايشان به تو چقدر دادند؟

گفت: هر يک اين مقدار گوسفند و درهم.

عبدالله دو هزار گوسفند و دو هزار درهم به او داد و گفت: اگر تو از اول ‏به نزد من مي‏آمدي، تو را مستغني مي‏کردم.

آن زن و شوهر به خاطر يک گوسفند که در دنيا داشتند و آن را براي ‏مهمان ذبح کردند، با پنج هزار گوسفند و پنج هزار درهم بازگشتند.(10)       

انسان در مهمانداري و پذيرايي از مهمان نبايد خساست ‏به خرج دهد، بلکه در حد توان خود بايد پذيرايي کند، چون مهمان حبيب خدا است. خداي‏ متعال فرداي قيامت ‏به کسي که عزيزش را خدمت کرده است، آن‏قدر نعمت ‏مي‏دهد که تمامي مردم حسرت حال او را مي‏خورند. در آن روز است که ‏انسان افسوس مي‏خورد اي کاش تمام اموالم را براي مهمان خرج مي‏کردم و تمام وقتم در پذيرايي از مهمان مي‏گذشت، تا الآن جزو زيان‏کاران نباشم.



مهمانداري در جوامع مختلف


مهمانداري و مهمان‏نوازي يکي از صفات برجسته هر خانواده، شهر و يا کشور است، وقتي کسي مي‏خواهد از خوبي‏هاي شخصي ياد کند، مي‏گويد: آدم ‏مهمان‏نوازي است و يا مي‏گويد: مردم فلان شهر، آدم‏هاي مهماندوستي هستند و از مهمان، خوب پذيرايي مي‏کنند.

مهمان‏نوازي از سجاياي برجسته اخلاقي است و ملت‏هايي که بهره ‏بيشتري از اين سجيه اخلاقي دارند، به آن مباهات و افتخار مي‏کنند.

يکي از صفات برجسته بت‏پرستان زمان جاهليت که اسلام نيز آن را تاييد کرده و زبانزد خاص و عام بوده و هست، مهماندوستي و مهمانداري آنها بوده است؛ حتي بعضي از طوايف عرب شب‏ها آتش در صحرا روشن مي‏کردند تا اگر غريبه‏اي وارد منطقه‏شان شد، آتش را ببيند و به مهماني آنها برود.

اعراب به افرادي که زياد براي آنها مهمان مي‏آمد صفاتي را نسبت ‏مي‏دادند؛ مثلا مي‏گفتند: «فلاني کثير الرماد است‏»؛ يعني خاکستر خانه‏اش زياد است؛ کنايه از اين که چون مهمانش زياد است، پخت و پز بسيار دارد و در نتيجه خاکستر خانه‏اش زياد است.

يا مي‏گفتند: فلاني حياط خانه‏اش در ندارد؛ کنايه از اين ‏که چون مهمان‏ زياد به خانه‏اش رفت و آمد مي‏کند، گويا براي رفاه حال مهمانان، براي‏ خانه‏اش در نگذاشته است.

يا مي‏گفتند: سگ‏هاي خانه فلاني زيادند؛ کنايه از اين ‏که، چون پخت و پز زياد دارد، سگ‏ها براي چرب کردن دندان به آن‏جا مي‏آيند. اين قبيل اوصاف هنوز در بين آنها مرسوم است.

افراد غريبه‏اي که از کشورهاي ديگر به مملکت ما سفر مي‏کنند و اين‏جا را با ممالک خود مقايسه مي‏کنند، يکي از صفات برجسته مردم کشور اسلامي ما را مهمان‏نوازي مي‏دانند. آري، ايرانيان چون از امامان خود سرمشق مي‏گيرند و به دستورهاي آنان عمل مي‏کنند، مهمان‏نواز هستند.

خداوند تبارک و تعالي در حديث قدسي مي‏فرمايد: اي فرزند آدم! مالي که در دست تو است، مال من است و تو هم بنده من هستي و مهماني که‏ براي تو مي‏رسد، فرستاده من است. اگر مال مرا از فرستاده‏ام منع کني، به ‏بهشت من اميد نداشته باش و نخواه تو را به بهشت ‏ببرم.(11)        

متاسفانه در عصر ما که عصر ماديگري است، اين سنت انساني چنان ‏محدود شده که در بعضي از جوامع غربي تقريبا برچيده شده است. شنيده‏ايم ‏هنگامي که بعضي از آنها به کشورهاي اسلامي سفر مي‏کنند و گستردگي‏ مهمانداري و مهمان‏نوازي را که هنوز در خانواده‏هاي اصيل اين مرز و بوم ‏به صورت گرم و مملو از عواطف برقرار است مي‏بينند، شگفت زده مي‏شوند و با خود مي‏گويند چگونه ممکن است افرادي بهترين وسايل موجود در خانه ‏و بهترين غذاهاي خود را براي پذيرايي از مهمان‏هايي که اصلا آنها را نمي‏شناسند و يا گاهي با آنها ارتباط دارند، بگذارند.




عمل کردن به وصيت پيامبر صلي الله عليه و آله


يکي از وصيت‏هاي پيامبر گرامي اسلام ‏صلي الله عليه و آله به حضرت علي ‏عليه السلام اين بود: تو را وصيت مي‏کنم به خوب همسايه‏داري و اکرام کردن مهمان و پذيرايي ‏از آنها.(12)      وصيت‏هاي پيامبر گرامي اسلام بر دو گونه است: يکي سفارش‏ها و وصيت‏هاي خصوصي است که شامل حال ديگران نمي‏شود و فقط منحصر به‏ موضوع معيني است و ديگر وصيت‏هايي که جنبه عمومي دارد که شامل حال ‏تمامي مؤمنان است و همه بايد به آن وصايا عمل کنند تا در دنيا و آخرت ‏سعادتمند گردند.

يکي از مواردي که پيامبر صلي الله عليه و آله وصيت کرده و جنبه عموميت دارد، مهمانداري است که بارها حضرت علي و فاطمه ‏عليهماالسلام را در جاهاي مختلف به‏ آن سفارش کرده است.




مذمت ‏خانه‏اي که مهمان در آن وارد نشود


اسلام خانه‏اي را که مهمان داخل آن نمي‏شود و همچنين کسي را که ‏مهمانداري نمي‏کند و از مهمان فراري است، مذمت کرده است.

يکي از فرق‏هاي اساسي انسان با موجودات ديگر اين است که او همنوعان ‏خويش را در غذا، مسکن و اموال خود شريک مي‏کند، ولي موجودات ديگر مثل حيوانات، همنوعان خود را فراري مي‏دهند.

رسول گرامي اسلام ‏صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: هر خانه‏اي که مهمان در آن وارد نمي‏شود، ملائکه نيز داخل آن نمي‏شوند.(13)   

ملائکه مايه رحمت الهي هستند و با ورود آنها نعمت نيز وارد مي‏شود. پس هر خانه‏اي که ملائکه در آن نمي‏آيند، نعمت و برکت نيز از آن خانه ‏برداشته مي‏شود.

گويند: روزي حضرت اميرالمؤمنين علي ‏عليه السلام ناراحت و غمگين بود. از او علت ناراحتي را سؤال کردند.

حضرت فرمود: هفت روز است مهمان وارد خانه من نشده است!(14)

رسول گرامي اسلام ‏صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: بدترين غذاها، غذايي است که افراد سير به آن دعوت شوند و افراد گرسنه از آن منع گردند.(15)



پي‏نوشت‌ها:

1- آثار و اشعار شيخ بهايي، ص 157، با اندکي تصرف .

2- المحاسن، ج 2 ، ص 180 .

3- همان، ج 2 ، ص 179 .

4- قرب الاسناد، ص 160 .

5- مجمع البيان، ج 7 ، ص 166 .

6- المحاسن، ج 2 ، ص 180 .

7- وسائل‏الشيعه، ج 16 ، ب 40 ، ص‏460 .

8- جوامع الحکايات، ص 211 ، با اندکي تصرف .

9- همان، ص 305 .

10- جوامع الحکايات، ص 213 ، با اندکي تصرف .

11- چهل حديث قدسي، ح 35 .

12- بحارالانوار، ج 74 ، ص 411 ، ح 22 .

13- جامع الاخبار، ص 378 ، ح 1058 .

14- بحارالانوار، ج 41 ، ص 28 ، ح 1 .

15- کنزالعمال، ح 25881 .


نوشته شده توسط : جواد

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[14/5/1387- 12:21 ص] چه زماني بايد فحش داد؟
[3/5/1387- 12:37 ص] فقط 313 نفر؟
[2/5/1387- 12:47 ص] ماشين حساب را بيار !
[20/4/1387- 12:57 ع] پرواز در شب آرزوها (ليلة الرغائب)
[13/4/1387- 11:39 ص] اعمال ماه مبارک رجب
[10/4/1387- 1:54 ع] بالا رفتن آمار سايت يا وبلاگ شما
[4/4/1387- 10:14 ص] راه شرعي زنا کردن را ياد بگيريد .
[26/3/1387- 2:2 ع] براى کسى بمير که برايت تب کند
[14/3/1387- 12:11 ع] شهادت حضرت محسن عليه السلام
[14/3/1387- 12:7 ع] نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن
[آرشيو شده ها]