NHV
هيئت

+ فاطمه (س) در آئينه وحي

سه‏شنبه 8 خرداد 1386 ساعت 11:27 عصر
 مقدمه

گرچه پرداختن به موضوع اهل‏بيت عصمت و طهارت‏عليهم السلام - که حضرت فاطمه نيز از آنانست - امرى شايسته و مطلوب است اما بايد پذيرفت که نمى‏توانيم در مقام شناساندن آن چهره‏هاى بى‏نظير قرار گيريم چرا که آنان کلمات خدايند و از کمالات نامتناهى برخوردارند؛ کمالاتى که تنها بندگان «مُخْلَص» به آنها آراسته‏اند و ديگر انسان‏ها از حدود و حقيقت آن به خوبى آگاه نيستند و به علاوه - جداى از ناتوانى طبيعى ما - وجود مقدّس معصومان‏عليهم السلام هيچ‏گاه نيازمند بيان و بنان ما در ذکر فضيلت و مديحت نمى‏باشند، بلکه اين ما هستيم که علل و انگيزه‏هاى گوناگونى ممکن است در شکل دهى نياز ما به معصومان‏عليهم السلام مؤثّر باشد.



با مطالعه در قرآن کريم معلوم مى‏شود که وجود مقدس حضرت زهراعليها السلام در پيشگاه خداوند از منزلت ممتازى برخوردار است، چنانکه نزول بسيارى از آيات قرآن در شأن آن حضرت، شاهد اين مدّعاست

روشن است که شايسته‏ترين و مطلوب‏ترين سخنى که درباره حضرت فاطمه‏عليها السلام و ديگر معصومان گفته مى‏شود سخنى است که از ناحيه ذات اقدس الهى بيان شده باشد؛ چرا که او حکيم على‏الاطلاق است و کلام او در افق حکمت اوست. بنابراين، هر آنچه را که در اين موضوع نياز باشد، به خوبى مى‏شناسد و آن را با بى‏نيازى خود به نحو شايسته بر طرف مى‏سازد.


و نيز بديهى است که سخنان پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و اهل بيت او، بعد از کلام خداوند، از مکانت و مرتبت ويژه‏اى برخوردار است؛ چرا که آن سخنان نيز در امتداد انگيزه و اهدافى است که حکمت الهى همان را اقتضا مى‏کند.


با مطالعه در قرآن کريم معلوم مى‏شود که وجود مقدس حضرت زهراعليها السلام در پيشگاه خداوند از منزلت ممتازى برخوردار است، چنانکه نزول بسيارى از آيات قرآن در شأن آن حضرت، شاهد اين مدّعاست.


اينک فرصت را مغتنم شمرده و به طور مختصر به فضيلت‏هاى قرآنى حضرت فاطمه‏عليها السلام اشاره مى‏کنيم:


فاطمه و اهل بيت‏عليهم السلام‏


فاطمه در کنار على، حسن و حسين‏عليهم السلام مراد و مقصود خداوند از «اهل‏البيت» در آيه تطهير مى‏باشد: «انّما يريد اللّه ليذهب عنکم الرّجس اهل‏البيت و يطهرّکم تطهيراً».1 بنابراين به مقتضاى آيه فوق، فاطمه‏عليها السلام از «اهل بيت» محسوب مى‏شود و خداوند خواسته تا آنان را از هرگونه پليدى و آلودگى پاکيزه نمايد.


فرزندان فاطمه‏عليها السلام‏


فرزندان فاطمه‏عليها السلام پيشوايان معصوم‏اند که به امر الهى، عهده‏دار هدايت بندگان خدا مى‏باشند. مفسّران گفته‏اند: آيه شريفه «و جعلنا منهم ائمّة يهدون بأمرنا لمّا صبروا...»2 درباره فرزندان فاطمه‏عليها السلام نازل شده است.3




همه مفسّرانى که آيه «فمن حاجّک فيه من بعد ماجاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم نسائنا و نساءکم...»12 را مورد تفسير قرار داده‏اند، تصريح يا اشاره نموده‏اند به اينکه مراد از «نسائنا» حضرت فاطمه‏عليها السلام است.


 


فاطمه‏عليها السلام از «ذوى القربى»


بعد از نزول آيه «... و آت ذوى القربى حقّه...»4 پيامبراکرم‏صلى الله عليه وآله وسلم فاطمه‏عليها السلام را فراخواند و فدک را به او بخشيد و فرمود: «بخشيدن فدک به فاطمه‏عليها السلام امرى الهى بود.»5


فاطمه؛ کوثر محمّدصلى الله عليه وآله وسلم‏


کوثر يک معناى جامع و وسيع دارد و آن «خير کثير و فراوان» است و مصاديق آن زياد است. اما بسيارى از بزرگان علماى شيعه و اهل‏سنّت، يکى از روشن‏ترين مصاديق آن را وجود مبارک فاطمه زهراعليها السلام دانسته‏اند. در شأن نزول سوره کوثر آمده است:


مشرکان پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم را متّهم کردند که فاقد نسل است. قرآن ضمن نفى سخن آنها، مى‏گويد: «ما به تو کوثر داديم.» از اين تعبير استفاده مى‏شود که اين خير کثير همان فاطمه زهراعليها السلام است. نسل و ذريّه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم به وسيله همين دختر گرامى در جهان انتشار يافت؛ نسلى که علاوه بر اينکه فرزندان جسمانى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم بودند، آيين و ارزش‏هاى اسلام را حفظ کردند.


مفسّران يادآور شده‏اند: اينکه اين سوره خبر مى‏دهد که پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم بى‏فرزند نخواهد بود و نسل و دودمان او فراوان در جهان وجود خواهد داشت، يکى از جهت‏هاى اعجاز قرآن محسوب مى‏شود.6


فاطمه‏عليها السلام و مهر پدر


پيامبراکرم‏صلى الله عليه وآله وسلم به مدّت شش ماه و به قولى نه ماه، هرگاه براى خواندن نماز صبح به مسجد مى‏رفت، در کنار خانه فاطمه و على‏عليهما السلام توقّف مى‏کرد و مى‏فرمود: «الصّلاة اهل البيت انّما يريد اللّه ليذهب عنکم الرّجس اهل‏البيت و يطهّرکم تطهيراً»7 بدين ترتيب، فاطمه‏عليها السلام که از اهل بيت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم محسوب مى‏شود، براى اقامه نماز که مظهر عبوديت و بندگى خداوند است، مورد خطاب لطف‏آميز پيامبرگرامى قرار مى‏گيرد.




بعد از نزول آيه «... و آت ذوى القربى حقّه...»4 پيامبراکرم‏صلى الله عليه وآله وسلم فاطمه‏عليها السلام را فراخواند و فدک را به او بخشيد و فرمود: «بخشيدن فدک به فاطمه‏عليها السلام امرى الهى بود.»5


فاطمه‏عليها السلام و نور خداونددر ذيل آيه شريفه «اللّه نورالسّموات والأرض مثل نوره کمشکوة...»8 روايت شده است: «مراد از مشکوة، حضرت فاطمه‏عليها السلام است.» بنابراين نور خداوند به وجود مقدّس آن حضرت تشبيه شده است.


فاطمه‏عليها السلام و ليلةالقدر


رواياتى از امام صادق‏عليه السلام و ديگر امامان نقل شده است که به حسب آنها، «ليلة» در سوره «قدر» به حضرت فاطمه‏عليها السلام تأويل شده است و در آن روايات، «قدر» به معناى خدا دانسته شد و لذا گفته‏اند: «هر کس فاطمه را آن چنان که حقّ اوست، بشناسد، در حقيقت «ليلةالقدر» را درک کرده است.»9


فاطمه‏عليها السلام و بانوان جهان‏


در روايتى عبارت «فى زجاجة کانّها کوکب درّى...»10 به وجود بزرگوار صدّيقه کبرى فاطمه زهراعليها السلام تأويل شده و به حسب آن روايت، ايشان مانند ستاره‏اى درخشان در ميان بانوان جهان است.11 به همين جهت است که وقتى شخصى از پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم پرسيد که: مريم با فضيلت‏تر است يا فاطمه؟ آن حضرت نخست در پاسخ سکوت نمود تا آنکه آن شخص بار ديگر سؤال کرد: يا رسول اللّه! فاطمه افضل است يا مريم؟ پيامبرگرامى در پاسخ فرمود: «فاطمه در دنيا و آخرت بافضيلت‏تر است.» و در روايتى نيز آمده است که: «برترين زنان جهان چهار تن هستند: آسيه، مريم، خديجه و فاطمه‏عليهم السلام، اما فاطمه برترين آنهاست.» و در روايتى ديگر آمده است: «مريم برگزيده زنان عصر خود، اما فاطمه برگزيده زنان همه زمانها است.»


فاطمه‏عليها السلام در مباهله‏


همه مفسّرانى که آيه «فمن حاجّک فيه من بعد ماجاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم نسائنا و نساءکم...»12 را مورد تفسير قرار داده‏اند، تصريح يا اشاره نموده‏اند به اينکه مراد از «نسائنا» حضرت فاطمه‏عليها السلام است.


                                                                                                                         


                                                  پى‏نوشت‏ها:


1. احزاب / 33.


2. سجده / 24.


3. شواهد التنزيل، حاکم حسکانى، ص 583؛ ذيل آيه.


4. اسراء / 23.


5. تفسيرفرات کوفى، ص 118 و 119.


6. تفسير نمونه، ج 27، ذيل سوره کوثر.


7. احزاب / 33.


8. تفسير نمونه، ج 27، ذيل سوره کوثر.


9. تفسير قمى، ج 1، ص 103.


10. نور / 35.


11. همان.


12. آل عمران / 63.


نوشته شده توسط : جواد

نظرات ديگران [ نظر]


+ در آستان فاطمه(س)...

سه‏شنبه 8 خرداد 1386 ساعت 11:16 عصر

 



سلام بر تو اي دخت پيامبر! سلام بر تو اي همسر ولي خدا! سلام بر تو اي مادر حسن و حسين که سرور جوانان بهشتي اند!


درود بر تو اي بانوي شهيده ي صديقه! درود بر تو اي  حوريه ي انسيه! درود بر تو اي ستم ديده! درود بر تو، و گل باران باد پيکر پاکت!


... زهرا گفتن، خود مناجات است، عشق ورزيدن به تو، خودعالمي است! انديشيدن به تو، خود مائده اي آسماني براي روح و جان است!


همه ي بزرگان و انديشمندان از مدح و ثناي تو بازمانده اند... پس من چگونه مي توانم در وصف تواي فاطمه اطهر، قلم بفرسايم...؟


اين چند سطر،تنها بخشي از عشق و اخلاص ناچيز من، به آستان پاک  تو مي باشد ! هر که باشم، هر آن چه داشته يا نداشته باشم، دست کم اين حق را از آن خود مي دانم که درد دلي کوتاه با مادرم داشته باشم...


در کوچه پس کوچه هاي مدينه و مکه، به دنبال رد پاي ظريف و لطيف و زجر ديده ات مي گشتم، در حالي که رايحه ي مسحورکننده عطر حرم مطهر پدر بزرگوارت، حضرت محمد مصطفي صلوات الله عليه وآله ، و نيز عطرغربت کشيده ي  پراکنده در فضاي اطراف آرامگاه ويران شده ي پسرت حسن مجتبي عليه السلام و نيز عطر نخل هاي سرسبز و آراسته اي که در کنار حرم مطهر اولين مظلوم عالم، همسر گرانقدرت، علي مرتضي  (ع) و سرانجام عطر آن رايحه ي قدسي و سماوي قبله گاه عالم، آن کعبه دلنشيني که ذرات عشق و عطوفت و رحمت و آمرزش و مغفرت را به هر سو ساطع مي کند، عطر خانه خدا به مشامم مي رسيد ... و من با خود زمزمه ميکردم: مادرم! کجايي...؟ مادرم از کدامين سو، عطرجامه ي سياهت به مشام جانم خواهد رسيد  تا روح دردمندم را تسکين دهد ؟ آه که در هيج کجاي آن وادي مقدس، نشاني از تو،به جاي نگذاشته اند.  اما همه جا، نشان از سرسپردگي تو به پدر و شوي و فرزندانت دارد! همه جا نشان از حضور لطيف و مهربان تو در خود دارد! چه در بارگاه مطهر و مقدس پدر بزرگوارت، محمد مصطفي(صلوات الله عليه وآله) و چه درکنار محراب مهر و موم شده و نيمه ويرانت در مدينه، اي مادرغريبم.


در آن روز واپسين، اخلاص و بندگي خود را به نسیم داغ مدینه سپردم، تا پیام ناچیزم را به دست تو برساند: آمدم به سویت! نیافتمت. رفتم، همچنان که ندیده بودمت ... فقط احساست کردم ...


هنگامی که قبله گاه عالم، کعبه ی مکرمه را با دیده ی گریان نگریستم، و چشمی مشتاق بر آن دوختم، به عشق و مهربانی پروردگار عالم پی بردم و دانستم که بنده ی خوار و کوچک چه ذات جلیل و مقدس و عظیم الشانی هستم! چه قدر ناچیزم ... آن گاه، نام مبارک  رسول خدا را بر زبان راندم و دقایقی بعد در کناررکن یمانی، زادگاه امیر مومنان قرار گرفتم. آری به یاد تو نیز بودم، ای مادرم! زیرا چیزی در برابر دیدگانم قرار گرفت؛ آن پارچه مقدس و سیاه، آن پارچه ای که کعبه را با وقاری تمام و کمال  در بر گرفته است. مرا به یاد جامه ی باشکوهت  انداخت. آری، رایحه مقدس و سرمست کننده ای که در فضای مسجدالحرام در پرواز است، رایحه کعبه معظمه، عطر هرگز استشمام نکرده چادرت را به یادم انداخت...


آه، مادرم! اینک یافتمت!


با در آغوش کشیدن پارچه سیاه کعبه، گوئیا دست به دامان تو می زدم.


 مادرم! شفاعت مرا بر عهده گیر!


 مادرم! نکند سیاهی پارچه کعبه، به معنای اندوه و سوگ عمیق و پایان ناپذیری است که پروردگار عالم، هماره برای شهادت  تو به نمایش گذاشته است...؟


 همه فرشتگان در ماتم پر کشیدن تو به آسمان ، با دلی شکسته و تنی رنجور و قلبی آزرده به دور کعبه طواف می کنند؟ آرزو داشتم، اما کجاست آن سعادت! آرزو داشتم در رکاب پدرت، محمد مصطفی صلوات الله علیه  وآله و همسرت علی علیه السلام و پسرانت حسن و حسین علیهما السلام بجنگم! برای حسین عزیزم، در کربلا جان ناچیزم را تقدیم کنم!


 مادرم! به فرزند بزرگوارت حجت بن الحسن - ارواحنا فداه- سفارش مرا نیز بفرما ... باشد تا به عنوان کم ترین سربازش ، افتخار حضور و جان فشانی  در میدان رزم را برای او داشته باشم .


السلام علیک یا سیده نساء العاملین، من الاولین والاخرین


السلام علیک یا زوجه ولی الله و خیرالخلق بعد رسول الله!


نوشته شده توسط : جواد

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[14/5/1387- 12:21 ص] چه زماني بايد فحش داد؟
[3/5/1387- 12:37 ص] فقط 313 نفر؟
[2/5/1387- 12:47 ص] ماشين حساب را بيار !
[20/4/1387- 12:57 ع] پرواز در شب آرزوها (ليلة الرغائب)
[13/4/1387- 11:39 ص] اعمال ماه مبارک رجب
[10/4/1387- 1:54 ع] بالا رفتن آمار سايت يا وبلاگ شما
[4/4/1387- 10:14 ص] راه شرعي زنا کردن را ياد بگيريد .
[26/3/1387- 2:2 ع] براى کسى بمير که برايت تب کند
[14/3/1387- 12:11 ع] شهادت حضرت محسن عليه السلام
[14/3/1387- 12:7 ع] نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن
[آرشيو شده ها]