NHV
در تبيين معيارهاي اعتبار حديث که در توضيح حديث صحيح و حَسن و موثق به آن پرداخته شد، مواردي که موجب قوام و حجيت يک روايت بود بررسي گرديد.
اکنون بايد گفت که: هرچه از آن ملاکها در روايتي کاسته شود آن حديث از درجه اعتبار ساقط شده و قابل اعتماد و عمل نخواهد بود که بطور کلي به چنين روايتي "حديث ضعيف" اطلاق ميشود.
با توجه به اينکه عوامل سقوط يک روايت در ورطهي ضعف متعدد ميباشد، دانشمندان اين عرصه براي پيبردن به نوع ضعف روايت، در تسميهي آن نامهاي مختلفي، متناسب با علت ضعف، بکار بردهاند.
به عنوان نمونه حديث مُضمَر، گونهاي از حديث ضعيف است که علت ضعف آن مشخص نبودن معصومي که از وي نقل قول ميشود است. در چنين روايتي به جاي آنکه مثلا راوي بگويد "عن الصادق عليه السلام"، ميگويد "عنه عليه السلام".
لذا اگر از قرائن، امکان مشخص کردن مرجع ضمير نباشد روايت را در ردهي احاديث ضعيف طبقهبندي کرده و آن را مُضمَر مينامند.
محدثان، حديث ضعيف را، مردود، و مفاد آن را غير قابل استناد مىدانند، مگر آنکه با قرينهاى ـ که بر صدور آن از معصوم دلالت دارد ـ و موجب جبران ضعفش ميگردد همراه شود.
حديث ضعيف، داراى انواع گوناگونى همچون مُوقُوف، مَقطوع ، مُنقطِع ، مُعضَل ، شاذّ ، مُنکر ، مُعَلّل ، مُدَلَّس ، مُضطَرِب ، مُضمَر ، مُرسَل ، مَجعُول ، مَقلُوب و موضوع است که در کتابهاي مفصل علوم حديث به آن پرداخته شده است.
نوشته شده توسط : جواد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ