NHV
هيئت

+ با دستهاي تهي از طاعت

سه‏شنبه 5 تير 1386 ساعت 11:1 عصر

دريافتي از مناجات خمس عشره


(مناجات المفتقرين)


 


اِلهى کَسْرى لا يَجْبُرُهُ اِلاّ لُطْفُکَ وَ حَنانُکَ وَ فَقْرى لايُغْنيهِ اِلاّ عَطْفُکَ وَ اِحْسانُکَ وَ رَوْعَتى لا يُسَکِّنُها اِلاّ اَمانُکَ...



خداوندا!


اين دل شکسته را جز دستهاي مهرباني تو درماني نيست و اين دست بسته را جز از ابر احسان تو باراني، نه.


خدايا!


اين قامت خميده جز به ديدار تو راست نمي شود و اين تنهاي غريب جز در خانه تو هر آنچه خواست نمي شود .


خدايا!


اين قلب هراسناک و لرزان جز در دستهاي تو آرام نمي گيرد و اين خود زبون و خفت کشيده، بي توجه عزيزانه تو سبقت از هر چه پخته و خام نمي گيرد.


خداي من!


اين دانه به خاک نشسته را بي آب و آفتاب تو، کجا سر شکفتن هست و اين غريب و خسته را بي ماهتاب لطف تو کي پاي رفتن؟


خدايا!


اين شکاف تنهايي را جز چشمه سار جاودان مهر تو پر نمي کند و غنچه حوائجم بي باغباني تو شکفته نمي شود و غبار اندوه از چهره غمزده ام جز باران رحمت تو نمي شويد و سموم نفسم را جز ترياق رأفت تو درمان نمي کند.




خداوندا!


اين دل شکسته را جز دستهاي مهرباني تو درماني نيست و اين دست بسته را جز از ابر احسان تو باراني، نه.


وَذِلَّتى لا يُعِزُّهاَّ اِلاّ سُلْطانُکَ وَ اُمْنِيَّتى لا يُبَلِّغُنيهاَّ اِلاّ فَضْلُکَ وَ خَلَّتى لا يَسُدُّها اِلاّ طَوْلُکَ وَ حاجَتى لا يَقْضيها غَيْرُکَ وَ کَرْبى لا يُفَرِّجُهُ سِوى رَحْمَتِکَ وَ ضُرّى لا يَکْشِفُهُ غَيْرُ رَاْفَتِکَ وَ غُلَّتى لا يُبَرِّدُها اِلاّ وَصْلُکَ...


خدايا!


اين جگر سوخته در آتش هجرانت را و اين جان گداخته در زير تشعشع سوزان فراقت را هيچ چيز جز خنکاي نسيم وصل تو آرام نمي کند.


خدايا!


دلي که مسير عمر را در کوير هجران تو طي کرده چه سان به غير سبزه زار لقاء تو راضي شود؟ چشمي که جز به افق انتظار تو دوخته نشده و دوردستها را در پي سايه محو ديدار تو کاويده چگونه جز وصل تو را بپذيرد؟


و پايي که در هر قدم توان از تو گرفته و با سنگ و خار و خاشاک به شوق تو در آويخته به چه اميد در ديار غير رحل اقامت افکند؟


خدايا!


دلي که عمري به دنبال تو گشته مگر جز در ميان دستهاي تو قرار مي گيرد؟


وَ لَوْعَتى لا يُطْفيها اِلاّ لِقاَّؤُکَ وَ شَوْقى اِلَيْکَ لا يَبُلُّهُ اِلا النَّظَرُ اِلى وَجْهِکَ وَ قَرارى لا يَقِّرُّدُونَ دُنُوّى مِنْکَ وَ لَهْفَتى لا يَرُدُّها اِلاّ رَوْحُکَ وَ سُقْمى لا يَشْفيهِ اِلاّ طِبُّکَ وَغَمّى لا يُزيلُهُ اِلاّ قُرْبُکَ...



اشک اضطرار مرا چه چيز جز دستهاي پاسخ تو خواهد سترد؟ و اين قلب درد آغشته از فراقت را چه چيز جز نسيم مهر تو جان خواهد بخشيد؟


خدايا!


تب سوزنده عشق به تو را چه درمان خواهد کرد جز ديدار تو؟ و زخم عميق و کاري گناه را بر جاي جاي روح دردمندم چه چیز جز غفران تو التیام خواهد بخشید؟


وَجُرْحى لا يُبْرِئُهُ اِلاّ صَفْحُکَ وَ رَيْنُ قَلْبى لا يَجْلُوهُ اِلاّ عَفْوُکَ وَ وَسْواسُ صَدْرى لا يُزيحُهُ اِلاّ اَمْرُکَ...



خدایا!


زنگار گناه از آیینه دل چه چیز جز عفو تو خواهد زدود؟


خدایا!


تنها دست توست که می تواند قلب تاثیر پذیر مرا از شر خواسته های نفس خلاص گرداند و تنها دم خداوندی توست که می تواند این دل را که در زیر پنجه های هوای نفس به حالت اغماء افتاده است نجات دهد.




خدایا!


این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند.


فَيا مُنْتَهى اَمَلِ الاْمِلينَ وَ يا غايَةَ سُؤْلِ السّاَّئِلينَ وَ يا اَقْصى طَلِبَةِ الطّالِبينَ وَ يا اَعْلى رَغْبَةِ الرّاغِبينَ وَ يا وَلِىَّ الصّالِحينَ وَ يا اَمانَ الْخاَّئِفينَ وَ يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ وَ يا ذُخْرَ الْمُعْدِمينَ وَ يا کَنْزَ الْباَّئِسينَ وَ يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ وَ يا قاضِىَ حَواَّئِجِ الْفُقَراَّءِ وَ الْمَساکينَ وَ يا اَکرَمَ الاْکْرَمينَ وَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ...



ای نهایت آرزوی آرزو مندان! و ای غایت پاسخ سائلان! و ای دورترین مقصود نیازمندان! و ای بلندترین اشتیاق مشتاقان! و ای غمخوار درستکاران! و ای کلبه ایمنی از بلای به تو پناه آورندگان! و ای پاسخ دهنده دعوت در ماندگان! و ای داروی دردمندان! و ای اندوخته فقیران! ای گنجینه بینوایان و ای فریادرس ناله کنندگان! و ای برآرنده حاجات فقیران و مسکینان! ای کریمترین کریمان! ای مهربانترین مهربانان! و ای رحیم ترین بخشندگان! ای هر چه جوی مهر از چشمه رأفت تو! و ای هر چه ابر از در یای تو! ای پیشه ات کارسازی و ای اندیشه ات بنده نوازی!


لَکَ تَخَضُّعى وَسُؤ الى وَاِلَيْکَ تَضَرُّعى وَابْتِهالى اَسْئَلُکَ اَنْ تُنيلَنى مِنْ رَوْحِ رِضْوانِکَ وَتُديمَ عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِکَ...



روی من تنها به تو باز است و دستم تنها به سوی تو دراز.


ضجه های من تنها در پیش توست و سجود من فقط در پیشگاه تو.


خدایا!


من در پیش چه کسی به جز تو بر خاک افتاده ام؟ و کدام سحری را جز در خانه تو کو بیده ام؟


خدایا!


در این گرمای سوزان کویر گناه،  نسیم جان بخش رضایتت را از من دریغ مدار و از ابر آبستن نعمتهایت بر من مستدام ببار.


 خداوندا!


 من اینک امید از هر چه غیر تو بریده ام و بر در خانه کرم تو به تضرع ایستاده ام.


خدای من!


مرا از تو چشم یاری هست و همو مرا بدینجا آورده است.


اینجا، که نگاه اکرام تو بر جثه نحیف من افتد و دست انعام تو از ورای سر افتاده من بگذرد.


اینجا، که گرد گامهای تو بر صورت خسته من نشیند و بوی بهار تو در مشام درختانِ به خشکی گراییده من بپیچد.




خدای من!


این دانه به خاک نشسته را بی آب و آفتاب تو کجا سر شکفتن هست و این غریب و خسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن؟


وَ ها اَنَا بِبابِ کَرَمِکَ واقِفٌ وَ لِنَفَحاتِ بِرِّکَ مُتَعَرِّضٌ وَ بِحَبْلِکَ الشَّديدِ مُعْتَصِمٌ وَ بِعُرْوَتِکَ الْوُثْقى مُتَمَسِّکٌ ِالهى اِرْحَمْ عَبْدَکَ الذَّليلَ ذَاالّلِسانِ الْکَليلِ وَ الْعَمَلِ الْقَليلِ وَ امْنُنْ عَلَيْهِ بِطَوْلِکَ الْجَزيلِ وَ اکْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّکَ الظَّليلِ يا کَريمُ يا جَميلُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ...



خداي من!


در اين ناامني و و انفسا، من تنها به ريسمان سخت تو چنگ زده ام و  تنها به دستاويز امن تو آويخته ام. خدايا!


بر اين بنده ذليل و ناتوانت که حتي زبان گفتن درد خويش با تو ندارد رحم کن.


بنده اي که نه آن دارد که به تو بنمايد و  نه زبان آنکه از تو عذر بخواهد.


بنده اي که دستش تهي از طاعت و پشتش خسته از معصيت است.


خدايا!


مي شود که چنين بنده اي را دست محبت بر سرش کشي؟ و سايه خدايي بر سرش بگستري؟ و جز اين نمي شود.


بنده به کجا بگريزد که امتداد شاخه هاي بي نهايت کرم تو سايه نينداخته باشد؟


اي زيباي عاشق زيبايي! اي دلرباي زيبا آفرين! اي درياي بي منتهاي بخشش!


اي خداي عزيز!


منبع:


 شجاعی، سید مهدی، دست دعا، چشم امید، صص99-103


نوشته شده توسط : جواد

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[14/5/1387- 12:21 ص] چه زماني بايد فحش داد؟
[3/5/1387- 12:37 ص] فقط 313 نفر؟
[2/5/1387- 12:47 ص] ماشين حساب را بيار !
[20/4/1387- 12:57 ع] پرواز در شب آرزوها (ليلة الرغائب)
[13/4/1387- 11:39 ص] اعمال ماه مبارک رجب
[10/4/1387- 1:54 ع] بالا رفتن آمار سايت يا وبلاگ شما
[4/4/1387- 10:14 ص] راه شرعي زنا کردن را ياد بگيريد .
[26/3/1387- 2:2 ع] براى کسى بمير که برايت تب کند
[14/3/1387- 12:11 ع] شهادت حضرت محسن عليه السلام
[14/3/1387- 12:7 ع] نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن
[آرشيو شده ها]