NHV
هيئت

+ پاي درس آيت‌الله بهجت

يکشنبه 11 شهريور 1386 ساعت 11:54 عصر


ذکر خداوند حدّي ندارد


هر عمل خيري، حدّي از آن مطلوب است که اگر از آن حد گذشت، ضدش حاصل مي‌شود، يعني اگر انسان پايين‌تر از حد مطلوب انجام داد قاصر و يا مقصر است، و اگر بالاتر از حد مطلوب بود، به صعوبت مبتلا مي‌شود، تا اين که به حدي مي‌رسد که غير ممکن و غير مقدور بشر مي‌گردد. مانند نماز که بدن انسان طاقت زياد نماز خواندن را ندارد، و يا مزاحم خيراتي است که به سبب نماز از انسان فوت مي‌شوند، به گونه‌اي که ديگر انسان نمي‌تواند آنها را مثل گذشته انجام دهد. ساير خيرات و طاعات نيز اين گونه است، به جز «ذکر الله» چنان که در روايت دارد که حدي براي آن نيست.( 1)


البته مقصود ذکر لساني نيست، زيرا در اثر آن نيز اعضا و جوارح انسان به ملالت و ضعف و عجز و سستي دچار مي‌شوند، بلکه ذکر الله که حدي ندارد اعم از ذکر قلبي و لساني، بلکه اعم از ذکر بدني است، چون تمام طاعات و همه‌ي آن چه مرضي[مورد رضايت] خداست ذکر الله است، و اين گونه ذکر با همه‌ي طاعات جمع، و با هر نوع طاعت پياده مي‌شود، نظير قضاي حوايج، اداي واجبات، بلکه به جا آوردن مستحبات، که نزد اهلش ذکر الله است، بلکه ترک مکروهات و محرمات هم ذکر الله است. در آن روايت از امام صادق عليه السلام آمده است:(2)


«مِن اَشَدِّ مَا فَرضَ اللهُ عَلَي خَلقِهِ، ذِکرُ اللهِ کثيراً. ثُم قَالَ: لا اَعنِي سُبحانَ‌اللهِ وَ الحَمدُ لله وَ لا اله الا الله و الله اکبر وَ اِن کانَ مِنهُ وَ لکن ذِکر اللهِ عِندَ مَا اَحَلَّ وَ حَرُمَ.»


از سخت‌ترين چيزهايي که خداوند بر خلق واجب نموده، ذکر بسيار خداوند است. سپس فرمود: مقصودم سبحان‌الله و الحمدلله و لااله‌الاالله و الله اکبر نيست، هر چند اينها نيز از ياد خداست؛ بلکه منظورم ياد خدا هنگام حلال و حرام او است.


يعني ذکر قلبي محض. 


آيا واقعاً سبحان‌الله است و اشد تذکيراً؛ (بيشتر انسان را به ياد خدا مي‌آورد) است، و يا اين گفتار حضرت يوسف عليه‌السلام که:(3)



"معاذالله انه ربي احسن مثواي انه لا يفلح الظلمون"


پناه بر خدا! او پروردگار من است، و جايگاهم را نيکو قرار داده است، و ستمکاران هرگز رستگار نمي‌شوند.


بسم الله بفرماييد، کار گذشته بود که قرآن مي‌فرمايد:(4)



"و هم بها لولا ان رءا برهن ربه"


حضرت يوسف عليه‌السلام نيز آهنگ او را مي‌کرد، اگر برهان و نشانه‌ي روشن پروردگارش را نمي‌ديد.


آيا همه‌اش به اختيار او بود، يا خدا حفظ کرد؟ چه کار کرد؟ آیا کاری کرد جز این که برهان رب را دید. البته قطعاً هزارها کار پیش از آن انجام داده بود تا اسباب برهان رب را در اوقات خلوت تحصیل کرده بود، که در آن موقعیت حساس برهان رب را دید.


 از کتاب در محضر بهجت ؛ محمد حسين رخشاد







1- امام صادق عليه السلام مي فرمايند: "هر چيزي حدي دارد که به آن منتهي مي‌شود، جز ياد خداوند که حدي براي پايان آن نيست" ر.ک اصول کافي، ج2، ص498


2- اصول کافي ج 2، ص 80


3- سوره يوسف، آيه 23


4- همان آيه 24


 


نوشته شده توسط : جواد

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[14/5/1387- 12:21 ص] چه زماني بايد فحش داد؟
[3/5/1387- 12:37 ص] فقط 313 نفر؟
[2/5/1387- 12:47 ص] ماشين حساب را بيار !
[20/4/1387- 12:57 ع] پرواز در شب آرزوها (ليلة الرغائب)
[13/4/1387- 11:39 ص] اعمال ماه مبارک رجب
[10/4/1387- 1:54 ع] بالا رفتن آمار سايت يا وبلاگ شما
[4/4/1387- 10:14 ص] راه شرعي زنا کردن را ياد بگيريد .
[26/3/1387- 2:2 ع] براى کسى بمير که برايت تب کند
[14/3/1387- 12:11 ع] شهادت حضرت محسن عليه السلام
[14/3/1387- 12:7 ع] نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن
[آرشيو شده ها]