<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://heyaat.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">هيئت</title>
	<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Wed, 20 Aug 2008 15:34:07 GMT</updated>
	<author><name>جواد</name></author>

	<openSearch:totalResults>15</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>15</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/606681.htm</id>
<updated>Mon, 04 Aug 2008 00:21:00 GMT</updated>
<title type="text">چه زماني بايد فحش داد؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;شناخت معروف و منكر &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;بـراي اجـراي امـر به معروف و نهي از منكر بايد ابتدا (معروف و مـنكر) را شناخت و دانست كه چه كاري در محدوده معروف قرار دارد تـا امر به آن لازم باشد و چه كاري در محدوده منكر قرار دارد تا نـهـي از آن واجب باشد. از اين رو افرادي كه بدون شناخت مصاديق مـعروف و منكر، ديگران را امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند، نه تنها ممكن است خدمتي انجام ندهند، بلكه چه بسا باعث گمراهي ديـگـران شـونـد؛ هـم چـون طبيبي كه قبل از تشخيص بيماري، نسخه بـپـيچد و دارو تجويز كند. بنابر اين بدون شناخت صحيح، آمرين و نـاهـين دچار مشكل شده و خود را عاجز و ناتوان خواهند يافت. در ايـن باره اميرالمومين(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: يا كميل! ما من حركه الا و انـت محتاج فيها الي معرفه; اي كميل! در هر حركتي به معرفت و شناخت نيازمندي.&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;محدوده امر به معروف و نهي از منكر&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;نـبايد امر به معروف و نهي از منكر را در محدوده بدحجابي، نماز و روزه مـنحصر كرد، بلكه از منكرات اداري هم بايد جلوگيري كرد; مـانـنـد كم كاري، اتلاف وقت، مرخصيهاي غير ضروري، رشوه خواري، اتـلاف وقـت مراجعه كنندگان، تخلف از رعايت سلسله مراتب و ده‌ها مـنـكـري كـه مـمكن است در محيط ادارات واقع شود و موجب بدبيني مـراجـعين گردد. هم چنين از منكرات اخلاقي و سياسي نيز بايد نهي كـرد. از جمله منكرات اخلاقي، تكبر، خودپرستي، حسد، بخل، تملق و چـاپـلـوسي، رياكاري و نگاه آلوده به نامحرم، مكر، تزوير، شهوت راني، فريب كاري، كلاه برداري، تهمت و افترا زدن است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;نمونه‌اي از منكرات اجتماعي &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;1. بـي تـفـاوتـي و احـسـاس مـسـئوليت نكردن; 2. تقليد كوركورانه; 3. شركت در جلسات گناه; 4. تـهمت زدن و آن چه را در ديگران نيست به آنان نسبت دادن; 5. سـوءظـن و تجسس از احوال شخصي مردم; 6. بين مسلمانان; 8. فتنه گري و تفرقه انـدازي بـيـن مسلمانان; 9. اشاعه فحشا; 10. ايجاد وحشت بين مردم; 11. پخش اخبار دروغ; 12. چاپلوسي و تملق. &lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;نمونه‌اي از منكرات فردي &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;1. خـودبـيني; 2. رياكاري و خودنمايي; 3. شاهد مفاسد وگناهان بودن و بـي تفاوت ماندن; 4. دروغ گويي; 5. ناسزاگويي و فحاشي; 6. نگاه بـه جاهايي كه بايد از ديد نامحرم پوشيده بماند; 7. بي احترامي بـه مقدسات; 8. منت گذاشتن و توقع بيش از اندازه داشتن; 9. ترك واجـبـات الـهي; 10. رشوه گرفتن و رشوه دادن و زمينه‌هاي آن را فراهم كردن; 11. اسراف. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;يك داستان &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;در صـدر اسلام مسلمانان به بتها و بت پرستان، توهين مي‌كردند و بـه آنها حـرف‌هاي زشت و ركيكي مي‌زدند، تا اين كه آيه‌اي در ايـن بـاره نـازل شد: (ولاتسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الـلـه عـدوا بغير علم&lt;SUP&gt; 1&lt;/SUP&gt;; شما مومنان به آنان كه غير خدا را مي‌خـوانـنـد، دشـنـام مـدهـيد تا مبادا آنها نيز از روي دشمني و جـهـالـت، خـدا را دشـنـام بـدهـنـد). و هـم چنين در جنگ صفين، مـسـلـمـاناني كه در ركاب حضرت علي(عليه‌السلام) بودند. در ابتدا به گفتن حـرف‌هاي زشتي به لشكريان معاويه پرداختند. علي(عليه‌السلام) از اين عمل نـاراحـت شـدنـد و فـرمـودنـد: (اني اكره لكم ان تكونوا سبابين ولـكنكم، لو وصفتم اعمالهم و ذكرتم حالهم; كان اصوب في العقول، وابـلـغ فـي العذر&lt;SUP&gt; 2&lt;/SUP&gt;; من براي شما نمي‌پسندم كه فحش بدهيد، لكن اگـر بـه جاي توهين، اعمال ناشايست آنان را توصيف كنيد و حال و احـوالات آنـان را بازگو كنيد، به صواب نزديكتر و در عذر آوردن مفيدتر است) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انسان بايد هميشه به عقيده شخص مقابلش احترام بگذارد و طبق آيه (زيـنـا لكل امه عملهم&lt;SUP&gt; 3&lt;/SUP&gt;; عمل و عقيده هر شخصي براي خودش محترم است) به عقايد و افكار او توهين نكند. حتي در برخورد با افرادي كـه به چيزهاي خرافاتي غلط عقيده دارند، نبايد طوري برخورد كند كه در اولين مرحله بين خود و آنان جدايي بيندازد.&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;... و در پايان&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;هـنـگامي كه جامعه‌اي را فساد فراگيرد و نسيمي از دين و مذهب و عـدالـت و انسانيت و پاكي و پيش رفت در آن جامعه مشاهده نگردد، آن گـاه انـسان‌هاي هوشيار و بيدار با عنصر امر به معروف و نهي از مـنـكر و با جان فشاني خويش موجب بيداري نفس انسان‌هاي خفته گـشـتـه، در نـتيجه رحمت الهي شامل حال ايشان مي‌شود: (ان الله لايغير مابقوم حتي يغيروا ما بانفسهم)&lt;SUP&gt;4&lt;/SUP&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انـسـان‌ها با تغيير اخلاق، روحيات و ملكات و جهت و نيات خويش و بـا بـه دست آوردن يك هدف و يك انگيزه، موجب تغيير سرنوشت خويش مي‌گردند. نمونه بارز آن انقلاب اسلامي ايران به رهبري خردمندانه امـام خميني(ره) است كه موجب ريشه كني حكومت طاغوت و فساد گشته و حكومت اسلامي جايگزين آن شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/HR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1 ـ انعام(6) آيه 108. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2 ـ نهج البلاغه,خطبه 197. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3 ـ انعام(6) همان. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4-&amp;nbsp;رعد(13) آيه 11.&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/606681.htm" title="چه زماني بايد فحش داد؟" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/594404.htm</id>
<updated>Thu, 24 Jul 2008 00:37:00 GMT</updated>
<title type="text">فقط 313 نفر؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;H1&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=5&gt;چگونگي تسخير جهان با ياران كم&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;چگونه ممكن است مردم دنيا تسليم يك جمعيت اندك شوند و از عادات و اخلاق و برنامه‌ها و سنن خود دست بردارند؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طبق روايات وقتي حضرت صاحب الامر عليه‌السلام ظاهر مي‌شوند، نخست سيصد و سيزده نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مكه حاضر مي‌گردند و وقتي عده اصحاب و اجتماع كنندگان به ده هزار نفر رسيد از مكه خارج مي‌شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غلبه آن حضرت و حكومت جهاني اسلام، ممكن است بطور معجزه انجام يابد و ممكن است با فراهم شدن اسباب ظاهري باشد و ممكن است به هر دو نوع واقع شود، چنانكه پيشرفت و غلبه پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله به هر دو نوع بود.&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;اما بصورت معجزه، محتاج به توضيح نيست كه حصول چنين پيروزي براي آن حضرت، به خواست خداوند، امري است ممكن و با بشارتهاي حتمي كه در قرآن مجيد داده شده حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آيه:&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;«كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن الله ؛&lt;/STRONG&gt; چه بسيارند گروه اندكي كه به اذن خداوند، بر گروه بسياري چيرگي مي‌يابند&lt;STRONG&gt;» &lt;/STRONG&gt;(بقره/259)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شايسته خدا را بر همه غالب و حاكم و وارث و مالك ارض قرار مي‌دهد.&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;و از لحاظ اسباب ظاهري هم حصول چنين پيروزي و تشكيل آن حكومت الهي عملي خواهد بود; زيرا آن حضرت در موقعي ظهور مي‌كند كه اوضاع و احوال اجتماعي و اخلاقي و سياسي كاملاً مساعد باشد.&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P&gt;در آن موقع همه ملتها از زندگي معنوي و اخلاقي محروم، و دشمني و كينه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به يكديگر بدبين و از هم جدا ساخته و از اينكه كسي بتواند بدون مدد غيبي جامعه را رهبري كند، همه مأيوس مي‌گردند و همه از وضع خود ناراضي، و از مكتبهاي مختلف كه عرضه مي‌شود نااميد بوده و منتظر تغيير و عوض شدن اوضاع مي‌باشند.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;شاهد اين حقيقت ظهور&amp;nbsp;پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله و پيشرفت سريع اسلام است.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;در يك چنين موقعيتي، حضرت&amp;nbsp;مهدي عليه‌السلام و اصحابش، با نيروي ايمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش‌ترين برنامه‌هاي عمراني و اقتصادي و عدالت اجتماعي، قدم به ميدان مي‌گذارند و آن نهضت الهي و دعوت روحاني را شروع مي‌كنند و مردم را بسوي خدا و زندگي برابري و برادري، عدل و امنيت، صفا و وفا، راستي و درستي و نظم صحيح، مي‌خوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضايل بشري مي‌باشند و با نيروي ايمان و استقامت و پشتكار و همتي كه مخصوص مؤمنان ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقيب مي‌نمايند. معلوم است اين جمعيت با آن برنامه‌ها و وضع كار، در آن دنياي پرآشوب و غرق در طوفان گرفتاريها و فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پيروز و موفق مي‌شوند و هيچ نيروئي نمي‌تواند در برابر آنها مقاومت كند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و شاهد اين حقيقت، همان ظهور رسول اكرم&amp;nbsp;صلي‌الله‌عليه‌وآله و پيشرفت سريع دين اسلام است، كه يكي از علل ظاهري آن پيروزيهاي پي در پي و درهم شكسته شدن ارتش‌هاي انبوه دولت شاهنشاهي ايران و امپراطوري روم، فساد اوضاع اجتماعي و اداري ايران و روم بود كه مردم اين كشورهاي پهناور را براي قبول يك دعوت صحيح و حكومتي متكي به مباني عدالت و مساوات آماده كرده بود. چرا راه دور برويم؛ مگر امام خميني چه كرد؟! او نيز احياگر دين خدا در عصر دين ستيزي و دين گريزي بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;HR&gt;
پايگاه اطلاع رساني دفتر آيةالله‌العظمي صافي گلپايگاني، بااندكي تصرف&lt;/HR&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/594404.htm" title="فقط 313 نفر؟" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/593331.htm</id>
<updated>Wed, 23 Jul 2008 00:47:00 GMT</updated>
<title type="text">ماشين حساب را بيار !</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;عارف واصل، علامه طباطبايي اينگونه مي‌فرمايد: &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;وقت خواب، چهار پنج دقيقه‌اي در كارهايي كه روز انجام داده‌ايد فكر كرده يكي يكي از نظر بگذرانيد؛ هر كدام مطابق رضاي خدا انجام يافته، شكر كنيد و هر كدام تخلف شده استغفار كنيد و اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه در ابتداي كار سخت و در ذائقه نفس تلخ مي‌باشد، ولي كليد نجات و رستگاري است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/593331.htm" title="ماشين حساب را بيار !" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/577198.htm</id>
<updated>Thu, 10 Jul 2008 12:57:00 GMT</updated>
<title type="text">پرواز در شب آرزوها (ليلة الرغائب)</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;بازهم شب آرزوها رسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شبي که مي‌گويند هر آرزويي داشته باشي برآورده مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نميدونم چرا بين اين همه جمعه و شب جمعه، شب جمعه اول ماه رجب رو براي شب آرزوها انتخاب کردند. کارهاي خدا بي‌حکمت نيست، حتما دليلي خاص براي اين انتخاب وجود داشته.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين شب هم رسيد، چه آرزويي مي‌كني؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معمولا وقتي حرفي از آرزو و آرزوها مي‌شه دنبال چيزهايي هستيم که جنبه رويايي داره ولي دست يافتن بهش زياد هم سخت نيست، ولي خب اتفاق هم مي‌افته که آرزو جنبه تخيلي پيدا مي‌کنه و انسان با تفکر بهش از مسير عادي زندگيش دور مي‌شه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اغلب آرزو کنندگان آرزو مي‌کنند که کار، همسر، زندگي، مسکن، تحصيلات … مناسب گيرشون بياد تا کمتر سختي ببينند و راحت‌تر زندگي کنند. خب براي عده اي اين آرامش وابستگي مادي داره و براي عده اي وابستگي معنوي. ولي کمتر کسي پيدا مي‌شه که در يک همچين شبي به فکر خودش نباشه و به فکر چيزهايي باشه که به پيشرفتش و هدف نهاييش(انسان) از زندگي کمک مي‌کنه. ديني که همچين شبي رو در روزهاي سالش تعيين کرده، چيزهايي ديگري رو هم در اصول زيربنائيش تعريف کرده که ميشه امامت و انتظار رو بر شمرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا مي‌توانيم فقط همين يک بار از حق خويش بگذريم و براي ظهور منتظر دعا کنيم؟ يا براي ديگران هم دعا كنيم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولين پنج شنبه ماه رجب و ليلة الرغائب، روز آمرزش و ريزش باران رحمت پروردگار است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ريشه کلمه الرغائب رغبه هست و ليلة الرغائب شبي است که رغبت انسان به سوي پروردگار اوج مي گيره و بندگان با بهره گيري از اين شب خودشونو براي ورود به فصل نيايش يعني ماه‌هاي مبارک شعبان و رمضان آماده مي کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ميل به عبادت در ليلة الرغائب در وجود انسان تثبيت مي‌شه و از بهترين اعمال در اين روز، روزه گرفتن و شب را به عبادت گذراندن است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ياعلي&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/577198.htm" title="پرواز در شب آرزوها (ليلة الرغائب)" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/569390.htm</id>
<updated>Thu, 03 Jul 2008 11:39:00 GMT</updated>
<title type="text">اعمال ماه مبارک رجب</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;H2&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;فضيلت و اعمال ماه مبارك رجب &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت&amp;nbsp;زيادي دارند&amp;nbsp;و در فضيلت آنها روايات بسياري وارد شده&amp;nbsp;است. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضيلت به آن نمى‏رسد و جنگيدن با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد موجب خشنودى خداي بزرگ مي‌گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد. &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;از حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام روايت است كه: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، آتش جهنم يك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;و همچنين فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر. هر كس يك روز از رجب را روزه بگيرد البته از آن نهر بياشامد. 
&lt;P&gt;از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را &quot;أصب&quot; مى‏گويند زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مى‏شود &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;پس بسيار بگوئيد: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ». &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و ابن بابويه به سند معتبر از سالم روايت كرده است كه گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق عليه السلام در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آيا در اين ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غير خدا كسى نمى‏داند به درستى كه اين ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى ديگر فضيلت داده و حرمت آن را عظيم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانيده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس گفتم يابن رسول الله اگر در باقيمانده اين ماه روزه بدارم آيا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كه يك روز از آخر اين ماه را روزه بدارد خدا او را ايمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كه دو روز از آخر اين ماه روزه دارد بر صراط به آسانى بگذرد و هر كه سه روز از آخر اين ماه را روزه دارد ايمن گردد از ترس بزرگ روز قيامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بيزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه از براى روزه ماه رجب فضيلت بسيار وارد شده است و روايت شده كه اگر شخصي قادر بر آن نباشد &lt;STRONG&gt;هر روز صد مرتبه اين تسبيحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دريابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِيلِ سُبْحَانَ مَنْ لا يَنْبَغِى التَّسْبِيحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;اعمال مشترك ماه مبارک رجب&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;اينها&amp;nbsp;اعمالي است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معيني ندارد و آن چند&amp;nbsp;مورد است : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- در تمام ايام ماه رجب دعاي ذيل را که روايت شده امام زين العابدين عليه السلام در حجر در غره خواندند، خوانده شود:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;يَا مَنْ يَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِينَ وَ يَعْلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِينَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِيدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِيدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَيَادِيكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ .&quot; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2- دعايي را كه از حضرت صادق عليه السلام روايت شده، خوانده شود: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ وَ خَيْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِينَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ وَ نَيْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِينَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ وَ سَبِيلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِينَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِينَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِينَ الْمُبْعَدِينَ وَ اغْفِرْ لِى يَوْمَ الدِّينِ .» &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه در ماه رجب اين خوانده شود:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِينَ مِنْكَ وَ يَقِينَ الْعَابِدِينَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِيرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِيدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِيلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى يَا قَوِىُّ يَا عَزِيزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قابل توجه است که ادعيه ديگري نيز براي اين ماه عزيز ذکر شده است که مي‌توانيد به مفاتيح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نماييد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- از حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگويد: &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ»&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt; و آن را به صدقه ختم فرمايد حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگويد بنويسد براى او اجر صد شهيد عطا فرمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- از نبي مکرم اسلام روايت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه &quot;لا إِلَهَ إِلا اللهُ&quot; بگويد خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرمايد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- &lt;STRONG&gt;روايت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نيز هفتاد مرتبه بگويد &quot;أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ&quot; و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگويد: &quot;اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ&quot; اگر در ماه رجب بميرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7- در کل اين ماه هزار مرتبه ذکر: &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِيعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ &quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt; گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بيامرزد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8- سيد بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله فضيلت بسياري براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه يا هزار مرتبه يا صد مرتبه در اين ماه تلاوت شود. و نيز روايت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قيامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;9- سيد بن طاووس از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابين نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد يك مرتبه و آية الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و&amp;nbsp; سپس ده مرتبه بگويد: &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;«أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ»&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt; حق تعالى براى او از روزى كه اين نماز را گزارده تا روزى كه بميرد هر روزى هزار حسنه به او عطا فرمايد، و او را به هر آيه‌اي كه خوانده شهرى در بهشت از ياقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفيد دهد و تزويج فرمايد او را حورالعين و از او راضى شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;10- سه روز از اين ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زيرا كه روايت شده هر كس در يكى از ماه‌هاى حرام، اين سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنويسد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;11- از حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله روايت است كه: هر كس در يك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به اين نحو که در هر ركعت حمد و قل يا ايها الكافرون يك مرتبه و توحيد سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را مي‌آمرزد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;
&lt;P align=center&gt;اعمال شب و روز اول ماه رجب &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;شب اول &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اين شب، شب شريفى است و در آن چند عمل وارد شده است . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;1- وقتي هلال ماه ديده شد فرد بگويد: &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏ديد مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّيَامِ وَ الْقِيَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;2- غسل.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نمايد، از گناهان خود پاک مي‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;3- زيارت امام حسين عليه السلام . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;4- بعد از نماز مغرب بيست ركعت، يعني 10 نماز دو رکعتي نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدين نحو:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در ركعت اول حمد و ألم نشرح يك مرتبه و توحيد سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحيد و معوذتين خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگويد و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بيامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; face=Arial&gt;روز اول رجب &lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اين روز، روز شريفى است و براي آن چند عمل ذکر شده است: &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;1- روزه . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روايت شده كه حضرت نوح عليه السلام در اين روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگيرند که هر كس اين روز را روزه بگيرد، آتش جهنم يك سال از او دور شود .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;2- غسل . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;3- زيارت امام حسين عليه السلام. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;از امام جعفر صادق عليه السلام كه روايت است که: هر كس امام حسين عليه السلام را در روز اول رجب زيارت کند، خداوند او را بيامرزد. البته قابل ذکر است که زيارت از راه دور هم مورد قبول است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;التماس دعا&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مفاتيح الجنان&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/569390.htm" title="اعمال ماه مبارک رجب" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/566101.htm</id>
<updated>Mon, 30 Jun 2008 13:54:00 GMT</updated>
<title type="text">بالا رفتن آمار سايت يا وبلاگ شما</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما دوست عزيز براي بالا بردن آمار سايت يا وبلاگ خود مي توانيد به لينك زير مراجعه كرده و ثبت نام كنيد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://www.dir-link.com/page.php?id=reg&amp;amp;parent=HEYRAN&quot;&gt;http://www.dir-link.com/page.php?id=reg&amp;amp;parent=HEYRAN&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/566101.htm" title="بالا رفتن آمار سايت يا وبلاگ شما" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/559557.htm</id>
<updated>Tue, 24 Jun 2008 10:14:00 GMT</updated>
<title type="text">راه شرعي زنا کردن را ياد بگيريد .</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اين وهابيون تا حالا ياد مي دادن که چه جوري بچه هاي حروم زاده را تبديل به حلال زاده کنيم ، حالا هم ياد مي دن که چه جوري زنا کنيم که حد شرعي نخوريم ، خوبه والا.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپيچد سپس با زنى نزديکى کند ومنى اش را داخل رحم نريزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم نمى زند.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اين سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تميمى که سُبکى نويسنده کتاب طبقات الشافعيّة او&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;را پيشوايى بزرگ وجليل القدر و دانشمندى که آوازه علمى اش گيتى را فرا گرفته و علوم دانشش به خراسان حمل مى شد معرّفى کرده است.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ابن نُجيم حنفى با يک درجه تخفيف همين فتوا را بگونه اى ديگر صادر کرده ومى گويد: اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپيچد و با زنى نزديکى کند پس اگر احساس لذّت کند و حرارت و گرماى درون را لمس کرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;أبو حنيفه نيز گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزديکى نمايد زناکار نخواهدو حدّ زناکار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپيچد و با زنى همبستر شود زناکار نيست و حدّ بر او جارى نمى شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/559557.htm" title="راه شرعي زنا کردن را ياد بگيريد ." type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/549031.htm</id>
<updated>Sun, 15 Jun 2008 14:02:00 GMT</updated>
<title type="text">براى كسى بمير كه برايت تب كند</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;اگر «دوست‏يابى‏» و «نفوذ در دل‏ها» را هنر به شمار آورده‏اند، چندان هم بى‏حساب نيست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهرورزى به ديگران، آميخته به ايثار و از خودگذشتگى و نديدن «خود» و برگزيدن «ديگرى‏» است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن كه اسير «خودخواهى‏» است، نمى‏تواند دوست‏دار ديگران باشد. در نتيجه، خودخواهان مغرور و خودپسندان متكبر، از راه‏يابى به دل مردم محروم‏اند و از چشيدن شهد محبوبيت، ناكام . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«صحبت ‏ياران يكدل، كيميايى ديگر است.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين كيمياى محبت ، صفابخش زندگى نيز مى‏شود و آنان كه از آن بى‏بهره‏اند، دچار زندگى‏هاى سرد و بى‏روح‏اند .&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;دوست گزينى &lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;اگر كسى از رذيله خودخواهى دور باشد، نياز زندگى جمعى او را به «دوست گزينى‏» و معاشرت با ديگران مى‏كشاند. گامى از او و گامى از ديگرى، رابطه‏ها را كمتر مى‏كند و دو روح با هم الفت مى‏گيرند و پيوند دوستى صورت مى‏گيرد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولى ... چه كسى شايسته دوستى است؟ &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;امام على عليه السلام فرمود: ناتوان‏ترين افراد كسى است كه نتواند براى خود دوستى فراهم آورد، و ناتوان‏تر از او كسى است كه نتواند دوستان خود را نگه دارد! &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;براى دوست‎گزينى، چه ملاك‏هايى را بايد در نظر گرفت؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست ‏خوب كيست و چه شرايطى دارد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين‏ها نكاتى است كه در شكل‏گيرى يك «مودت صالح‏» و «دوستى ارزشمند» و «رفاقت پايدار» ، نقش ايفا مى‏كنند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدون آزمايش، نبايد دوستى برگزيد و طرح رفاقت و صميميت ‏با كسى ريخت . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به قول پروين اعتصامى: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پروين! نخست زيور ياران، صداقت است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بارى، نيازموده كسى را مدار دوست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس صداقت‏ يك معيار است. اين نكته در رهنمودهاى پيشوايان دينى هم فراوان به چشم مى‏خورد. از رفاقت‏ با انسان‏هاى دروغگو، لاف‎زن، رياكار، دو رو و نفاق‎پيشه، كه در برابر به گونه‏اى سخن مى‏گويند و عمل مى‏كنند، ولى پشت‏ سر، گفتار و رفتارشان به گونه ديگرى است، نهى شده‏ايم. خوشا آنان كه اين حكمت ژرف را به كار مى‏ببندند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اى جان فداى آن كه دلش با زبان يكى است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معيار ديگر، حفظ دوستى در شدايد و گرفتارى‏ها است. دوستى كه در حال رفاه و راحت و برخوردارى دم از دوستى مى‏زند، اما هنگام نياز و گرفتارى، بى‏اعتنايى مى‏كند و راه خود را كج مى‏كند و صورت خويش را به طرف ديگر مى‏گيرد، شايسته رفاقت نيست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«براى كسى بمير كه برايت تب كند.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از سخنان امام علي (ع) چنين برمى‏آيد كه بايد با كسى دوست ‏شد كه دانا باشد، اهل خرد و منطق باشد، خداترس و پروا پيشه باشد، نيكى و احسان را خصلت ‏خويش قرار دهد، صادق و امين باشد، در سختى‏ها رهايت نكند، پشت ‏سرت، حافظ آبرويت ‏باشد، آنچه را براى خود مى‏پسندد براى تو هم بپسندد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين معيارها، ملاك‏هاى ارزشمندى از «دوست‎گزينى‏» است، به شرط آن كه به كار بسته شود . &lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;تقويت محبت&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;همه دوست دارند كه رابطه‏هاى دوستانه، دوام يابد، ريشه‎دارتر شود و دچار گسست نگردد . ولى چگونه؟ راه تقويت علاقه و محبت و دوستى چيست؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«ابراز محبت‏» يكى از روش‏هاست. به فرموده امام صادق (ع): وقتى كسى را دوست دارى، دوستى‏ات را به او بگو، چرا كه اين كار موجب ثبات و تقويت محبت مى‏شود.» &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;بايد مواظب بود كه ستايشگرى و قدرشناسى، به «تملق و چاپلوسى‏» كشيده نشود، كه بسى زشت و نكوهيده است . &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;«احترام و ادب‏»، گام ديگرى است. حيثيت ‏براى همه مهم است و هر كس دوست دارد نزد ديگران موقعيت و احترام داشته باشد و از بى‏حرمتى و تحقير ناراحت مى‏شود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برخوردهاى احترام‏آميز و مؤدبانه، مايه افزايش پيوندهاى قلبى و تقويت دوستى‎هاست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين ادب، ميدان‏هاى گسترده‏اى دارد: در حرف زدن، صدا كردن، جواب دادن، سؤال كردن، هم غذا و همسفر شدن، نشست و برخاست و معاشرت و ... خود را نشان مى‏دهد. آن را دست‏ كم نگيريم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«گوش دادن‏» و آمادگى و علاقه نشان دادن براى شنيدن حرف‏هاى طرف، توجه و محبت او را هم جلب مى‏كند. گاهى بايد سنگ صبور حرف‏هاى دوست و درددل‏هاى ديگرى شد. كم طاقتى و بى‏حوصلگى در گوش دادن به حرف‏هاى ديگران، مايه كاهش علاقه آنان مى‏گردد و نشانه نوعى خودپسندى است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«هديه دادن‏» عامل ديگرى براى تقويت دوستى است. سوغات سفر و ارمغان و هديه، دل‏ها را نسبت ‏به هم مهربان‏تر مى‏كند، چه رابطه‏هاى دوستانه باشد، چه ارتباط خانوادگى و فاميلى . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طبعاً هر چه مهر و علاقه بيشتر باشد، هديه هم ارزشمندتر خواهد شد، چون سمبلى از همان دوستى و علاقه است. ديگران هم هدايا و تحفه‏ها را به حساب دوستى مى‏گذارند و نشانه محبت مى‏شمارند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«زبان تشكر»، روشى ديگر در تقويت دوستى است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضى تنها زبانشان به انتقاد و عيبجويى مى‏چرخد. برخى هم خوب مى‏توانند زبان سپاس و تشكر به كار گيرند و از خوبى‏ها و ارزش‏ها و خدمات و محبت‎هاى ديگران تشكر و قدردانى كنند. آن كه زبان شاكر دارد، محبوبيت مى‏يابد، هم نزد خدا، هم نزد خلق خدا . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر زبان آوردن خوبى‏هاى ديگران، نوعى سپاس است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به فرموده حضرت رسول اکرم: «بهترين برادران تو كسى است كه خوبى و نيكى تو را نسبت ‏به خودش بر زبان آورد.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته بايد مواظب بود كه ستايشگرى و قدرشناسى، به «تملق و چاپلوسى‏» كشيده نشود، كه بسى زشت و نكوهيده است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عوامل ديگرى هم هست كه دوستى‏ها را مى‏افزايد، مثل: سازگارى و تحمل، پوزش‎پذيرى، پاسخ خوب براى رفتار بد، خيرخواهى و دلسوزى، مهمانى و ضيافت، ديد و بازديد و تفقد و احوالپرسى، خوشحال كردن دوست، احترام به آراء و نظرات او، خوش زبانى و تواضع و ... كه شرح و تفصيل آن‏ها از حوصله اين گفتار بيرون است . &lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;بر هم زننده دوستى‏ها &lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;براى تقويت و ثبات و استمرار دوستى‏ها، هم بايد به عوامل تقويت كننده توجه داشت، هم عوامل قطع كننده يا سست كننده اين پيوند را شناخت و از آن پرهيز كرد. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;
&lt;P&gt;از سخنان امام على عليه السلام چنين برمى‏آيد كه بايد با كسى دوست ‏شد كه دانا باشد، اهل خرد و منطق باشد، خداترس و پروا پيشه باشد، نيكى و احسان را خصلت ‏خويش قرار دهد، صادق و امين باشد، در سختى‏ها رهايت نكند، پشت ‏سرت، حافظ آبرويت ‏باشد، آنچه را براى خود مى‏پسندد براى تو هم بپسندد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;چه كنيم كه با سست ‏شدن محبت‏ها رو به رو نشويم؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدگويى و عيبجويى، سبب مى‏شود دوستان خود را از دست ‏بدهيم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تندخويى و بداخلاقى نيز، ديگران را از دور و بر ما پراكنده مى‏سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توقعات زياد و گله‏مندى به خاطر هر چيز كوچك و كم اهميت نيز، صفاى دل‏ها را از ميان مى‏برد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كم ظرفيتى، دروغگويى، صداقت نداشتن، رياكار بودن، تفاوت ظاهر و باطن و گفتار و كردار، محبت ديگران را زايل مى‏كند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناسپاسى و قدر نشناسى نيز رشته محبت را مى‏گسلد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترك كردن دوستان در شدايد و گرفتاري‎ها، شكست ‏خوردن در «امتحان دوستى‏» است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كسى مريض شد و مدتى بسترى بود . مى‏گفت: خدا را شكر، خوب شد كه مريض شدم و روى تخت‏ بيمارستان افتادم. گفتند: چرا؟ گفت: براى اين كه در اين مدت، دوستان واقعى خود را شناختم . بعضى با همه ادعاهايى كه داشتند، حتى يك بار هم نشد به ديدنم آيند، يا حال مرا بپرسند! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدبينى و سوء ظن، از مهمترين عوامل گسست رفاقت‏هاست. تا مى‏توان خوش‎بين بود، چرا زهر تلخ بدبينى را در جام دوستى‏ها بريزيم و رابطه‏ها را تلخ سازيم و دل‏ها را نسبت ‏به هم، چركين؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در روابط خانوادگى، گاهى يك سوء ظن، رشته خانواده را از هم مى‏گسلد و تا مرز طلاق يا دعوا و مناقشات هم پيش مى‏رود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;« حسد » ، عامل ديگر قطع دوستى‏هاست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حسودان از چشم‏ها مى‏افتند و رشك ورزى به داشته‏ها و موفقيت‏هاى ديگران، چه بسا دوستى‏ها را به دشمنى تبديل مى‏كند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«خلف وعده‏» كه نوعى «بى‏وفايى‏» است، عامل ديگرى در به هم خوردن رفاقت‏هاست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«برخورد متكبرانه‏» نيز يكى از اين عوامل است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بارى ... دوست داشتن يك «هنر» است و حفظ دوستى، هنرى مهم‏تر . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;امام علي (ع)&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.com/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartAli/2007/10/2/47212.html&quot;&gt;ا&lt;/A&gt;فرمود: ناتوان‏ترين افراد كسى است كه نتواند براى خود دوستى فراهم آورد، و ناتوان‏تر از او كسى است كه نتواند دوستان خود را نگه دارد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجله پرسمان، شماره 15، جواد محدثى &lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/549031.htm" title="براى كسى بمير كه برايت تب كند" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/534478.htm</id>
<updated>Tue, 03 Jun 2008 12:11:00 GMT</updated>
<title type="text">شهادت حضرت محسن عليه السلام</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;گفتيم که مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: &quot;کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود&quot;؛ را صدمه زدند. از جمله اين که باعث شدند که حضرت، فرزند شش ماهه‎اش را که رسول خدا نامش را &quot;محسن&quot; نهاده بود و هنوز به دنيا نيامده بود را سقط نمايد. در بسياري از منابع عامه نيز به سقط حضرت محسن بن علي عليهماالسلام اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر مي‎نماييم.&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;1ـ ابن شهر آشوب سروى در كتاب «المناقب» &lt;/STRONG&gt;خود ج 3، ص 132، از كتاب «المعارف» ابن قتيبه دينورى اين واقعه را نقل کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;2ـ مسعودى در«اثبات الوصيه»&amp;nbsp; صفحه 142.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;3ـ شهرستانى در كتاب «الملل و النحل»&lt;/STRONG&gt; چاپ بيروت، ج 1، ص 57. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;4ـ ذهبى در كتاب «الميزان الاعتدال»،&lt;/STRONG&gt; ج 1، ص 139، رقم 552. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفيات»،&lt;/STRONG&gt; ج 6، ص 17. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;6ـ الاسفرائينى التميمى در كتاب «الفرق بين الفرق»،&lt;/STRONG&gt; ص 107. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;7ـ الحموئى الجوينى الشافعى در كتاب «الفرائد السمطين»،&lt;/STRONG&gt; ج 2، ص 35.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;8ـ ابن ابى الحديد معتزلى در «شرح نهج البلاغه»،&lt;/STRONG&gt; چاپ بيروت، ج 14، ص 192. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: &quot;کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود&quot;؛ را صدمه زدند. &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; color=#00ff00 size=3&gt;نارضايتى‎هاى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;از جمله مسائل قابل طرح و بحث كه مربوط روزهاي آخر زندگي حضرت زهرا عليهاالسلام مي‎شود مسئله ناراضى بودن حضرت زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه رسول خدا است (چه اين كه نارضايتى حضرت فاطمه عليهاالسلام، نارضايتى رسول خدا و در نتيجه نارضايتى خداوند بارى تعالى است) ما در اين جا با ذكر اسناد و مداركى از اسلاف عامه كه از معتمدين و بزرگان ايشان هستند، اين مسئله و دلائل آن را مورد بررسى قرار مي‎دهيم. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;
&lt;H4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; color=#00ff00&gt;قسمت اول ـ تدفين شبانه &lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;از دلايلى كه نارضايتى حضرت زهرا عليهاالسلام را مى‎رساند و علماى اهل تسنّن در منابع خويش ذكر كرده‎اند، تدفين مخفيانه و شبانه است. به راستى چرا بايد دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وصيت نمايند تا ايشان را بدينگونه و شبانه تدفين نمايند؟! و کسي بر پيکر مطهر ايشان نماز نخواند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاسخ اين سؤال در لابلاى كتب اهل تسنن موجود مي‎باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;1- محمدبن اسماعيل بخارى در الصحيح،&lt;/STRONG&gt; ج 5، ص 177، چاپ احياء الثرات ـ بيروت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;2- احمد البيهقى در السنن الكبرى،&lt;/STRONG&gt; ج6، ص 300، چاپ بيروت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;3- مسلم بن الحجّاج القشيرى در الصحيح، &lt;/STRONG&gt;ج3، ص 1380، چاپ مصر. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;4ـ ابن اثير در كتاب «الكامل فى التاريخ»،&lt;/STRONG&gt; ج 2، ص 126 &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;5- حافظ عبدالدّين محمد بن أبى شبيه، ج 4، كتاب المصّنف، ص 141.&lt;/STRONG&gt; «انّ عليّاً دفن فاطمه ليلاً.»&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;6- اُبى فلاح الحنبلى در كتاب شذرات الذهب، &lt;/STRONG&gt;ج 1، ص 15،چاپ قاهره آورده است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«و غسَّل فاطمةُ، اسماء بنت عميس و على (عليه السلام) و دفنها ليلاً.»&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;
&lt;P&gt;به راستى چرا بايد دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وصيت نمايند تا ايشان را بدينگونه و شبانه تدفين نمايند؟! و کسي بر پيکر مطهر ايشان نماز نخواند؟!&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;7- سيوطى در كتاب الثغور الباسمه،&lt;/STRONG&gt; ص 15،چاپ بمبئى آورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«و غَسلها زوجها على، و صَلّى عليها و دفنها ليلاً»؛ همسرش علي او را شبانه غسل داد، بر او نماز خواند و دفنش کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;8- عبدالرحمن بن عمرو الدمشقى در كتاب تاريخ أبى ذرعة ج1، ص 290&lt;/STRONG&gt; چاپ دمشق گويد: «توفّيت فاطمة، بعد رسول الله (صلى الله عليه وآله) بستّه اشهر، فدفنها على بن ابى طالب ليلاً»؛ فاطمه شش ماه پس از پيامبر رحلت کرد و علي (عليه السلام) شبانه دفنش کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;9ـ ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه&lt;/STRONG&gt; ج 6، ص 50 .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لازم به يادآورى است كه در منابع ذكر شده در اين قسمت از اهل سنت علاوه بر تدفين شبانه به مورد ديگرى نيز توجّه شده بود و آن اعراض حضرت زهرا (عليهاالسلام) از خليفه اول و عدم تكلّم ايشان با او تا زمان وفات است و اين خود نيز دليلى ديگر بر غضب حضرت فاطمه (عليهاالسلام) بر او دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff00ff&quot; size=3&gt;قسمت دوم ـ خطبه حضرت زهرا(عليهاالسلام) در مسجد و در بستر بيمارى&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;در منابع اهل تسنن به مطلب (ناراضى بودن حضرت فاطمه عليهاالسلام از شيخين) تصريح شده است: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسة، &lt;/STRONG&gt;ص14، و نيز محمد بن يوسف گنجى شافعى در باب 99 كفاية الطالب. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از ديگر مصادرى كه گواه بر خشم و غضب حضرت زهرا(عليهاالسلام) بر برخي از صحابه است خطبه ايشان در مسجد است. كه در مصادر اهل تسنّن خطبه مذكور ضبط شده است: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(در قديمي‎ترين نسخه در كتاب بلاغات النساء، نوشته ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى، که متولد 204 و متوفاى 280 هجرى است حاوى خطبه‎هاى بليغ زنان عرب است. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;
&lt;P&gt;آيا الفاظ سنگين و سرشار از استدلال خطبه فدکيه، دليل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نيست؟! &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بلاغات النساء، صص 23 و 24، چ بيروت &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;و ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص78 &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;و المناقب، احمد بن موسى&lt;/STRONG&gt; كه سند آن منتهى به عايشه است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;و السقيفه، ابوبكر احمد بن عبدالعزيز جوهرى &lt;/STRONG&gt;كه از بزرگان اهل‎‎سنت است و در كتابش به سندهاى مختلف اين خطبه را نقل كرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا الفاظ سنگين و سرشار از استدلال خطبه فدکيه، دليل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نيست؟! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از چند روز حضرت در اثر مصائب و لطمات وارده در بستر بيمارى قرار گرفتند و هنگامى كه خبر به زنان مهاجر و انصار رسيد شايد براى جبران و كاهش اشتباهات مردانشان به عيادت آمدند و از احوال حضرت پرسيدند؟ حضرت در پاسخ به اين سؤال فرمودند: &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GImg&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;«قالت: اصبحتُ و الله عائفة لدنيا كنّ، قاليةً لرجالكنّ»؛&lt;/FONT&gt; «به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه از دنياى شما بيزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفت.» &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا اين سخنان، سخنان كسى نبود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) درباره‎اش فرمود: من به شادى‎اش شادمان هستم و در ناراحتى او ناراحت... ؟!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و از طرفى در كتب اهل سنت آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مورد حضرت فاطمه زهرا (عليهاالسلام) فرمودند: &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;«فاطمةُ بضعة منى، فمن أغضبها، أغضبنى»&lt;/FONT&gt;؛ فاطمه پاره تن من است، غضب او ، غضب و ناراحتي من است.&amp;nbsp; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;لازم به ذکر است که علامه امينى در جلد 7 كتاب الغدير صفحه 232 نام شصت تن از علماى اهل تسنن را ذكر كرده‎اند كه حديث فوق را در كتب خويش آورده‎اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;و يا اين كه &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;«ان اللهَ تبارك و تعالى يغضبُ لِغضب فاطمة و يرضى لرضاها.»&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;و نيز &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;«من غضبت عليه ابنتى فاطمة غضبتُ عليه و من غضبتُ عليه غضب الله.»&amp;nbsp; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;چه شده است كه حال، آن بانوى بزرگوار اينگونه سخن مى‎گويند و اين چنين نارضايتى خويش را اعلام مى‎كنند! آيا بهانه‎اى و ابهامى براى كسى در طول تاريخ باقى مى‎ماند؟! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;پس بنابر آنچه خود اهل سنت به آن اقرار دارند غضبناك بودن حضرت زهرا(عليهاالسلام) از آنان در مورد صدمه زدن ايشان از جانب برخي از صحابه و تابعين آنان مسلم است و بنابر احاديث صحيح السند كه متفق بين علماى اهل تسنن است صدمه به حضرت زهرا (عليهاالسلام)، اذيت رسول خدا که، اذيت خدا را به دنبال دارد و هر كس كه اطلاع اندكى از آيات قرآن داشته باشد، نتيجه خواهد گرفت: 
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;
&lt;P&gt;به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به ديدار حق مى‎رود و تا كنون نيز مزارش مخفى مانده است؟! آيا اين سند زنده‎اى از مصائب و مظلوميت‎هاى ايشان نمى‎باشد؟! &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;اولاً صدمه به حضرت زهرا(عليهاالسلام) كه همان اذيت پيامبر صلى الله عليه و آله است، باعث غضب الهى و دور شدن از رحمت خداوند در دنيا و آخرت مى‎گردد.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;«ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الآخرة و اعدّلهم عذاباً مهينا»&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;(احزاب :57)؛ آنان كه خدا و رسول او را به عصيان و مخالفت اذيت مى‎كنند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده (و از رحمت خود دور فرموده) بر آنان عذابى خوار كننده مهيا است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;«والذين يؤذون رسول الله لهم عذابٌ اليم»&lt;/FONT&gt;(&lt;/STRONG&gt;التوبه:61)؛ و براى آنان كه رسول خدا را اذيت كنند، عذاب دردناكى است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و ثانياً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود گمراه است. چرا كه «و من يحلل عليه غضبى فقد هوى» (طه /81 )؛ و هر كس مستوجب خشم من گرديد همانا خوار و هلاك خواهد شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و ثالثاً هر كس كه مورد غضب الهى واقع شود را نمى‎توان دوست و ياور قرار داد چون كه خداوند مى‎فرمايد: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;«يا ايهاالذين آمنوا لا تتولّوا قوماً غضب الله عليهم»(&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;ممتحنه :13)؛ اى اهل ايمان هرگز قومى را كه خدا بر آنان غضب كرده يار و دوستدار خود نگيريد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يعنى اين كه به دستور خداوند نبايد آنان را كه خدا و رسول&amp;nbsp; مورد غضب قرار داده‎اند دوست داشت چرا كه خدا و رسولش، به غضب فاطمه (عليهاالسلام) غضبناك و به اذيت او خشمناك مى‎شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به راستى چرا تنها دخت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) با فاصله‎اى اندك، شبانه، با دلى پر درد به ديدار حق مى‎رود و تا كنون نيز مزارش مخفى مانده است؟! آيا اين سند زنده‎اى از مصائب و مظلوميت‎هاى ايشان نمى‎باشد؟! &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/534478.htm" title="شهادت حضرت محسن عليه السلام" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:heyaat.ParsiBlog.com/534474.htm</id>
<updated>Tue, 03 Jun 2008 12:07:00 GMT</updated>
<title type="text">نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;يكى از شبهاتى كه از سوي عامه مطرح مى‎شود اين است كه جرياناتى چون سوزاندن درب خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام و شهادت حضرت محسن عليه السلام در جريان هجوم به خانه و ... همه از كارهاى زشت و ناپسندى است كه آن را فقط شيعه نقل كرده و فاقد اعتبار است. ما در اين مقاله قسمتى از عبارات‎ و رواياتي‎ كه علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاكنون در كتاب‎هاى خود نوشته‎اند را خواهيم آورد كه تصريحاً و تأويلاً اشاره به وقايع مذكور دارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از رحلت نبي مکرم اسلام وقتي که اميرالمومنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيامبر بودند؛ عده‎اي از انصار و مهاجر در سقيفه جلسه‎اي براي تعيين جانشين پيامبر بر پا کردند. اين مردم بي‎معرفت به جاي اين که به فکر انجام مراسم نبي اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اينان تلاش داشتند که روز عيد غدير و معرفي حضرت علي عليه السلام را به عنوان اميرالمومنين و وصي پيامبر اکرم به ظاهر به فراموشي بسپارند و به دنبال هواي نفس خود باشند. در اين بين تعدادي انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبير که از مدافعان اميرالمومنين بودند به عنوان اعتراض به سقيفه و دفاع از اميرالمومنين عليه&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;السلام در خانه ايشان جمع شده بودند. مردم که حسابي جوگير شده بودند به بهانه بيعت گرفتن از اين افراد براي خليفه اول، راهي منزل حضرت شدند و در اين بين حرمت خاندان وحي و دختر نبي و اهل بيت ايشان را حفظ نکردند و بي‎حرمتي‎هاي بسياري در آنجا صورت گرفت. تا جايي که از آتش زدن درب خانه هم کوتاهي نکردند. &lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;علماي عامه نيز اين موارد را در کتاب‎هاي خود ذکر کرده‎اند که نام کتاب و آدرس آنها را ذکر مي‎نمائيم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;1ـ ابن أبى شيبه (متوفى 235 ه.ق) در كتاب خود به نام «المصِّنف»&lt;/STRONG&gt; جلد هفتم، صفحه 432 روايت شماره 37045(چاپ بيروت) .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;STRONG&gt;2ـ ابن قتيبه (متوفى 276 ه.ق) در كتاب خود به نام «الامامة و السياسة»&lt;/STRONG&gt; ج 1، ص 12، چاپ مصر. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;3- بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در كتاب خود به نام «انساب الأشراف» &lt;/STRONG&gt;چاپ مصر، ج 1، ص 586، تحت عنوان «امر السقيفه» در حديث شماره 1184.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;4- طبرى (متوفى 310 ه.ق) در كتاب خود به نام «تاريخ الاُمم و الملوك» &lt;/STRONG&gt;ج 2، ص 443، چاپ بيروت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;5- مسعودى(متوفى 346 ه.ق) در كتاب خود به نام «اثبات الوصيه»&lt;/STRONG&gt; ص 142، تحت عنوان «حكاية السّقيفه» . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;6- ابن عبد ربّه (متوفى 328 ه.ق) در كتاب خود به نام «عقد الفريد»&lt;/STRONG&gt; ج 3، ص 64، چاپ مصر. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;7- شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در كتاب معروف خود «الملل و النّحل»&lt;/STRONG&gt;، ج 1، ص 57، چاپ بيروت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;8 ـ ابن ابى الحديد (متوفاى 655 ه. ق) در «شرح نهج البلاغه»، &lt;/STRONG&gt;ج 2، ص 56(چاپ بيروت). &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=GeneralSooTitr&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent&gt;پس از رحلت نبي مکرم اسلام وقتي که اميرالمومنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيامبر بودند؛ عده‎اي از انصار و مهاجر در سقيفه جلسه‎اي براي تعيين جانشين پيامبر بر پا کردند. اين مردم بي‎معرفت به جاي اين که به فکر انجام مراسم نبي اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اينان تلاش داشتند که روز عيد غدير و معرفي حضرت علي عليه السلام را به عنوان اميرالمومنين و وصي پيامبر اکرم به ظاهر به فراموشي بسپارند و به دنبال هواي نفس خود باشند. در اين بين تعدادي انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبير که از مدافعان اميرالمومنين بودند به عنوان اعتراض به سقيفه و دفاع از اميرالمومنين عليه السلام در خانه ايشان جمع شده بودند.&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;9- اسماعيل عمادالدين (متوفى 732 ه.ق) در كتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر»&lt;/STRONG&gt;، چاپ مصر، ج 1، ص 156.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;10- عمر رضا كحاله در كتاب خود به نام «أعلام النساء» &lt;/STRONG&gt;چاپ بيروت، در قسمت حرف «فاء» ذيل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله عليه و آله).&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://heyaat.ParsiBlog.com/534474.htm" title="نحوه شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام از منظر علماي اهل تسنن" type="text/html" />
<author><name>جواد</name></author>
</entry>

</feed>