سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
هیئت
خدا را در هر نعمتى حقى است ، هر که آن حق از عهده برون کند خدا نعمت را بر او افزون کند و آن که در آن کوتاهى‏روا دارد خود را در خطر از دست شدن نعمت گزارد . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
امام زمان ، مساله استدراج توبه نصوح تاثیر توبه انگیزه هاى روى آوردن به توبه ، آقایون خوش لباس‌ها چگونه می‌روند سرکار؟ ، ایمیل اشتباهی ، حافظ شیرازی صائب تبریزی شهریار ، انتخابات دهم و حدیث شال سبز ، شهیدی که نماز نمیخواند... ، فضیلت و خواص ذکر یونسیه ، زندگی امروز آغاز میشود ، درهای بسته با بسم الله باز می شو‌د ، استخاره ، عشق وقعی! ، شهید آوینی ، می‌گردیم تا قتلگاه را پیدا کنیم ، انگشتر ، هاله ، هفت سین قرآن ، 29کار برای شاد شدن 1. خواندن سوره یس (اگر آنقدر سرتان شلوغ است ، چادر چه ربطی به حجاب دارد؟ ، محبوب ، قاطعیت،شوخی ،سکوت ، آراسته ، ، دوست ، مقدس اردبیلی ، سند اثبات ولایت امام علی ، ، احسان خواجه امیری ،علی صادقی، ، وصیت معاویه به یزید درباره حسین (ع) ، آثار دوستی علی‌بن ابی طالب (ع) ، بهشت ، گناه ، مقام رضا ، قبر حضرت زینب (س) کجاست؟ ، عیسى و گناهکار ، چگونه با پیامبر صفا کنیم؟ ، چهارشنبه سوری در گذر تاریخ ، ظهور بسیار نزدیک است ، نقد ، خانمهای خوش لباس‌ چگونه می‌روند سرکار؟ ، همنشینی و معاشرت با مردگان ، دنیا دست کیه ؟! ، چهار شنبه سوری ، شعبان ،صلوات ، ، 10 راز جاذبه که خانم ها می دانند ولی آقایون نه ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :34
بازدید دیروز :146
کل بازدید :75086
تعداد کل یاداشته ها : 221
6/12/90
4:51 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
جواد[834]
ارادتمند همه بچه شیعه ها

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
نوروز رزمندگان[3] عظمت نوروز از زبان امام صادق علیه السلام[1] . کسب در امد برای وبلاگ داران[1] مهمان نوازی در اسلام[1] 9 نکته ی مهم در برگزاری یک جشن ...[1] عواقب گناهان جنسی[1] چگونه دروغ گو را تشخیص دهیم[1] این هم عکس تو وبلاگ من[2] امام‏ مهدى (عجل الله فرجه) و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان[1] 7 باورغلط مردها درباره ی زنها[1] دوست مسلمان ادواردو نیز به قتل رسید[1] سنگ صبورم باش![1] آدم موفق چه کسی است؟[1] فقط بخوانید[1] پرسش‌هاى موسى(ع) از خدا[1] چه کسی از تشنگی هلاک نمی‌شود؟[1] خدا را این‌گونه بشناسیم![1] امام سجاد و پیرمرد شامی[1] سرگذشتی عجیب از کودکى بیدار[1] داستانى عبرت آموز از طمع کار[1] مقام رضا و تسلیم[1] عزرائیل چقدر مهربان است!![1] 15روش در تصمیم گیری منطقی[1] داستانی شگفت از زنی که جز قرآن نمی‌گفت![1] از خود شهید کمک طلبیدم[1] 17راهکار برای مشکلات نوجوانان[1] 23تمرین خود آگاهی[1] عبادت هایمان را خالصانه به خدا ...[1] در آستان فاطمه(س)...[2] روز شمار تاریخ اسلام[1] نصیحت آیت الله بهجت[1] رحلت حضرت امام (ره)[1] ازدواج در قران[1] گاف جدید خاتمی![1] پیش به سوی رابطه ی موفق![1] 14ویژگی‌ زندگی آگاهانه[1] ابراهیم پدر ایمان[1] زاهد کیه؟ من یا تو...[1] آیت الله العظمی فاضل لنکرانی[2] راز بگشا ای علی مرتضی[1] تسلیت[1] فوتبال از نگاه دکتر شریعتی[1] حکایت![1] به این احادیث عمل نکنید!![1] با دستهای تهی از طاعت[1] روزها گذشت[1] 15نکته درباره روزهای باقیمانده ...[1] یکمین سال سید جواد[1] روز مادر[1] مقام معظم رهبری منتظر رمان خوب است[1] بازیکنی که در ایران مسلمان شد[1] تست راه‌های درست‌تر پی‌بردن به شخصیت[1] اعتکاف؛ راهی برای انس با خدا[1] خشم مسلمانان از فتوای انهدام عتبات عالیات[1] پیامبر هم ضامن آهو بوده[1] آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟[1] درد تو در درون توست، نمی بینی؟![1] فقط مادر[1] این رد پا مال کیست؟[1] قرآن در سخن دانشمندان جهان[1] پای درس آیت‌الله بهجت[1] من رسما از بزرگسالی استعفاء می دهم ![1] یک سوال قرآنی از علامه طباطبایی[1] چرا ابن‌سینا ادعای پیامبری نکرد؟![1] سنگ های شفابخش برای آقایان[1] سنگ های شفابخش برای خانم ها[1] امام حسین آرزوى غلام را برآورد[1] ایمان به قدرت شفای خود به خودی بدن[1] نامه ای از بهترین دوستم خدا[1] وزن دعای پاک و خالص چقدر است؟[1] وصایایی مهم[1] ببین چه دعای قشنگی![1] دوست داری به بهشت بروی؟[1] ایرانیان در قرآن[1] آدم[1] طلاب بخوانند[1] سوال ریاضی از امام علی(ع)[1] خود را از زمین برکن[1] 20 نکته درباره آب[1] بمب گوگلی یاهو[1] همه چیز درباره‌ی مرگ و آخرت[1] مردی که با یک دعا پولدار شد![1] واقعاً دل به دل راه داره‌ها![1] جند پرسش از امیر بیان[1] بمونه که چی بشه؟!!![1] لحـــــظات آخر ....[1] چرا به هنگام شنیدن نام قائم (عج) برمی‌خیز[1] صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت[1] عید فطر صحنه ای از قیامت[1] قیمتی ترین ماه خدا[1] حکایت[1] چند می گیری گریه کنی؟[1] یاران امام حسین[6] اعتراف نامه شهید سید مجتبی علمدار[1] نامه چارلی چاپلین به دخترش[1] از عید خون تا عید خدا[1] آغاز دهه ولایت[1] در صحف ابراهیم و موسی علیهما السلام چه بوده اس[1] فضائل و آثار رفت و آمد به مسجد[1] همه چیز درباره‌ی آرزو!‏[2] در آخر نماز به چه کسانی سلام می‌دهی؟[1] لیله الرغائب[2] جسم برزخی چگونه است؟[1] آیا می‌توانی روی آب راه بروی[1] راه دوست یابی[1] بتکان خانه دل را ![1] گپ و گفتی با شیطان[1] رجب[1] فاطمه[1] هفت سین قران[1] پرسپولیس هورا، استقلال سوراخ![1] همشه بگو: خدا را شکر[1] اعتراض !!!!![1] « 12 نور »[1] عجایب عدد 7[1] نحوه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلا ...[2] براى کسى بمیر که برایت تب کند[1] راه شرعی زنا کردن را یاد بگیرید .[1] اعمال ماه مبارک رجب[1] تابستان 1387[6] پاییز 1387[5] زمستان 1387[5] بهار 1388[6] تابستان 1388[6] پاییز 1388[3] زمستان 1388[3] زمستان 88[6] بهار 89[1] فروردین 89[2] اردیبهشت 89[2] تیر 89[3] مرداد 89[1] شهریور 89[1] فروردین 90[4] اسفند 89[3] بهمن 89[1] مهر 89[1] اردیبهشت 90[5] خرداد 90[1] تیر 90[1] مرداد 90[2] شهریور 90[2] مهر 90[4]
لوگوی دوستان
 

امروز از وقتی بیدار شدم ،احساس عجیبی داشتم ، حسی بین شادی و غم .امید و ناامیدی . آرامش و دلشوره . تا بحال شده درون تان پر شود از احساس های ضد و نقیض ؟


اولین روز ی که به مدرسه رفتم ، برای اولین بار این حس مبهم را تجربه کردم. لذت پوشیدن لباس فرم مدرسه که تا چند روز پیش ،آرزویی کودکانه بود از یک طرف و نگاه مادرم هنگام خداحافظی و دلتنگی برای خانه از طرف دیگر ، گنگم کرده بود.


 


از آن به بعد، دیگر آن حس مهمان خانه ی دلم نشد تا چند سال پیش ،هنگام تحویل سال نو. اولین سالی که دیگر مثل گذشته  عید با همه ی زیبایی اش ، مهمانی رفتن هایش ،مسافرت وگشت و گذارش ، در مقابل تمام شدن سالی که به آن خو کرده بودم ، زیبا نبود. اولین سالی که زنگ خطر تمام شدن یک سال از عمرم را شنیدم.


 


از آن پس هر 365 روز یکبار ،  روز پایان سال این حس شروع می شود و تا لحظه ی تحویل سال جدید ،شدت اش افزوده می گردد.شادی گشودن تقویم نو با برگ هایی نانوشته . با دنیایی از هدف ها وآرزوها برای تک تک این برگه ها  و غمگینی دیدن تقویم سال گذشته . مرور خاطرات تلخ وشیرین آن . دیدن صفحاتی که خالی مانده . کاری قابل نوشتن در آن انجام نشده و یا بدتر از آن ،کاری انجام شده که قابل نوشتن نیست.


خواندن آرزو ها و قول و قرار هایی که در نخستین صفحه ی تقویم نوشته شده و یاد آوری عهد شکنی ها و فراموش کردن ها  و تاسف از بابت از دست دادن فرصت ها.


 


امروز هم دوباره این حس مبهم به سراغم آمده . صدایی در درونم فریاد می زند در این  8760 ساعت چقدر می توانستم مفید تر باشم؟ چقدر می توانستم برای رسیدن به هدف هایم بیشتر تلاش کنم ؟ اصلا چقدر می توانستم هدف های بهتری را برای خود در نظر بگیرم ؟


چند بار فرصت نگاه کردن با عشق و علاقه به چهره ی پدر و مادرم را داشتم اما دریغ کردم؟ چند با می توانستم فرزندم را سخت در آغوش بگیرم اما به خاطر مشغله ی زیاد ، این کار را به وقت دیگر موکول کردم؟


چند بار می توانستم به دوستان ،همکاران و خانواده ام نشان دهم که چقدر برایم مهم هستند و حضورشان تا چه اندازه برایم با اهمیت است اما هر بار ، گفتم شاید وقتی دیگر....


 


در سالی که گذشت چند بار فراموش کردم کسی هست که در همه جا و همه وقت مرا می بیند؟ یا بهتر است بگویم چند بار بخاطر آوردم ، قرار نیست به حال خود رها شوم .قرار نیست تا ابد زندگی کنم . قرار نیست نعمت سلامتی،جوانی،توانایی و هزاران هزار نعمت دیگر ،بی حساب و کتاب به من داده شود؟


 



شاید شما هم مثل من امروز چنین حسی داشته باشید. خیلی از ما آدم ها گذر زمان را فراموش می کنیم .  آنقدر اسیر روزمرگی می شویم که حتی آرزوها خود را هم از یاد می بریم. خواب های مان هم بوی تکنولوژی و اضطراب زندگی ماشینی را به خود می گیرد. اما  برخی اتفاقات می تواند مثل یک تلنگر هشیارمان کند.


عید نوروز می تواند بهانه ی خوبی باشد برای این بیاد آوردن .باید به دقت به روز شمار سال قبل نگاه کنیم . هنوز فرصت باقی است . اگر کسی را غمگین کردیم ،به وظیفه ای عمل نکردیم  و یا قول و قراری را شکستیم ، بهترین فرصت است تا جبران کنیم .


فردا اولین روز بهار ، جهان دوباره آفریده می شود پس چرا ما از نو خلق نشویم . چرا ما رخوت زمستان را از دل و اندیشه مان نرانیم . چرا ما در صفحات تقویم سال جدید ، با توکل به خدا و تکیه بر نعمت های بیشماری که به ما عطا شده است ، آنطور که شایسته ی یک انسان واقعی است ، زندگی مان را ننویسیم .


 


حیف است با دلشوره و غم به استقبال سال جدید برویم . بهتر است مانند همان روز نخست مدرسه که غم دوری از مادر با ورود به کلاس و دیدن معلم بر طرف شد ، اگر امروز هم احساس کردیم برای از دست دادن فرصت های سال قبل غمگین هستیم ، به آینده فکر کنیم و تصمیم بگیریم که از نو بیاغازیم .


 

 


تیک تیک عقربه ها ، رسیدن به 21 و 2دقیقه و 13ثانیه شنبه 29 اسفند و شروع سال 1389 هجری شمسی . عیدتون مبارک . بهتره از همین حالا شروع کنیم ، ثانیه ها در گذر اند. به چشم بر هم زدنی 29 اسفند 89 هم از راه می رسد. ای کاش  وز آخرامسال ، روز شمار زندگی مان  پراز خیر و برکت باشد .


 


یادمان باشد که زندگی دکمه ی برگشت ندارد....


 


در امتداد هر روز فرصتی را بجوی


که در آن شاهد زیبایی و عشق جهانی باشی


که ترا در بر دارد.


امید که جام فرداهایت


لبریز از پیمان باشد وامکان .


بیاموز که هر حادثه را ژرف بنگری


و تجربه ای ارزشمند کسب کنی .امید که همواره دوستت بدارند. 2


 


پی نوشت ها :


1- نهج البلاغه، حکمت 21.


2- کتاب بارانی باید ( گزیده ی شاعران معاصر جهان)


  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ یک خواب راحت بهتر از یک تختخواب راحت است.....


+ ///...


+ فاطمه معتمد آریا در حال روبوسی با مجری مرد
+ سلام کسی اینجا هست که سنی باشه
+ بابا سلام.با هم حرف بزنیم؟


+ http://www.heyaat.parsiblog.com/MLink/?5826567
+ ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود, خون دلها خورده ایم , خون دلها خورده ایم...


+ میگن قیمت دلار و سکه اومده پایین راسته


+ صاحب تفسیر روح البیان حدیثی نقل می کند که: "کسی که مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم"
+ سلام