<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>هيئت</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " هيئت "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 May 2012 16:41:15 GMT</lastBuildDate>
<author>جواد</author>
<item>
<title>وضعيت زنان در آخرالزمان چگونه است؟</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/228/%d9%88%d8%b6%d8%b9%d9%8a%d8%aa+%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86+%d8%af%d8%b1+%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86+%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87+%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
<description>&lt;div class=&quot;body&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;يکي از مسائلي که در حکومت&amp;zwnj;هاي آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباري که  از معصومان(عليه السلام) وارد گرديده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سياسي  مي&amp;zwnj;باشد:&lt;br /&gt; امير مؤمنان(عليه السلام) مي&amp;zwnj;فرمايد: &amp;laquo;&amp;hellip; و آن هنگامي است که زن&amp;zwnj;ها مسلّط شوند، کنيزان تسلّط پيدا کنند و کودکان حکومت کنند.&amp;raquo;1&lt;br /&gt; &amp;laquo;هنگامي که زن&amp;zwnj;ها بر تخت سلطنت چيره شوند و بر هر مردي چيره باشند و جز خواسته آن&amp;zwnj;ها عملي نگردد.&amp;raquo;2&lt;br /&gt; امام صادق(عليه السلام) مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;و زنان را مي&amp;zwnj;بيني که به&amp;zwnj;سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه مي&amp;zwnj;اندازند.&amp;raquo;3&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;وضعيّت اقتصادي زنان در آخرالزمان&lt;br /&gt; يکي از مهم&amp;zwnj;ترين مشکلاتي که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گريبان  است، مسائل و مشکلات اقتصادي است. نابساماني عظيم اقتصادي در سرتاسر جهان  به وقوع مي&amp;zwnj;پيوندد و زنان از اين واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه  بيشترين ضربه را آن&amp;zwnj;ها خواهند خورد.&lt;br /&gt; امام صادق(عليه السلام) در بيان نشانه&amp;zwnj;هاي ظهور مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;بعضي از مردان را مي&amp;zwnj;بيني که از راه فساد زنان خود ارتزاق مي&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo;4&lt;br /&gt; حضرت علي(عليه السلام) در بيان نشانه&amp;zwnj;هاي ظهور مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;زنان در  آخرالزّمان به خاطر حرص به دنيا در کسب و کار همسران خود شرکت مي&amp;zwnj;نمايند.&amp;raquo;5&lt;br /&gt; امام علي(عليه السلام) مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;ظاهر مي&amp;zwnj;شود در آخرالزّمان که بدترين زمان&amp;zwnj;هاست، زناني که در عين لباس پوشيدن لخت و عور هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;وضعيّت اجتماعي زنان در آخرالزّمان&lt;br /&gt; 1? عدم امنيّت براي زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پيش از ظهور به آن  گرفتار مي&amp;zwnj;گردد، بي&amp;zwnj;امنيّتي خانوادگي و ناموسي است، اين مسئله آنچنان  فراگير مي&amp;zwnj;شود که کمتر کسي مي&amp;zwnj;تواند يا مي&amp;zwnj;خواهد از آن جلوگيري نمايد.&amp;raquo;6&lt;br /&gt; حضرت علي(عليه السلام) در اين خصوص مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;سفياني در حالي که نيزه&amp;zwnj;اي  در دست دارد، زني باردار دستگير مي&amp;zwnj;نمايد و به يکي از يارانش مي&amp;zwnj;گويد: به  او تعدّي نما و او سپس شکم زن را مي&amp;zwnj;درد و جنينش را بيرون مي&amp;zwnj;آورد و هيچ کس  نمي&amp;zwnj;تواند چنين وضعيّت هولناکي را تغيير دهد.&amp;raquo;7&lt;br /&gt; 2? هبوط مسائل اخلاقي و انساني در زنان: جامعه پيش از ظهور، جامعه&amp;zwnj;اي مملوّ  از فساد و بي&amp;zwnj;بند و باري&amp;zwnj;هاي اخلاقي است، کردارهاي حيواني گروهي  انسان&amp;zwnj;نما، آنچنان فراگير مي&amp;zwnj;شود که حالت عادّي به خود مي&amp;zwnj;گيرد. رواياتي که  اين وضع اخلاقي پيش از ظهور را بيان نموده&amp;zwnj;اند، بسيار زياد است.&lt;br /&gt; محمّد بن مسلم مي&amp;zwnj;گويد: به امام باقر(عليه السلام) عرض کردم: قائم شما چه  وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(عليه السلام) فرمودند: &amp;laquo;آنگاه که مردها خود را  شبيه زنان نمايند و زن&amp;zwnj;ها شبيه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا  کنند و زنان به زنان.&amp;raquo;8&lt;br /&gt; امام صادق(عليه السلام) مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;و زنان را مي&amp;zwnj;بيني که به&amp;zwnj;سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه مي&amp;zwnj;اندازند.&amp;raquo;&lt;br /&gt; و در حديثي از امام صادق(عليه السلام) است که فرمودند:&amp;laquo;&amp;hellip; در آن زمان زنان را مي&amp;zwnj;بيني که از بذل خود به کفّار هيچ واهمه&amp;zwnj;اي ندارند.&amp;raquo;9&lt;br /&gt; امام علي(عليه السلام) مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;ظاهر مي&amp;zwnj;شود در آخرالزّمان که بدترين  زمان&amp;zwnj;هاست، زناني که در عين لباس پوشيدن لخت و عور هستند.&amp;raquo;10&lt;br /&gt; 3? افزايش زنان بي&amp;zwnj;سرپرست: در آخرالزّمان وضعيّت به گونه&amp;zwnj;اي است که بر اثر  جنگ&amp;zwnj;هاي پي در پي، تعداد مردان کاهش چشمگيري مي&amp;zwnj;يابد و به همين دليل، زنان  زيادي بي&amp;zwnj;سرپرست مي&amp;zwnj;گردند و به دنبال کسي هستند تا سرپرستي ايشان را به  عهده گيرد.&lt;br /&gt; رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;قيامت برپا نمي&amp;zwnj;شود، مگر اينکه براي پنجاه زن يک سرپرست باشد.&amp;raquo;11&lt;br /&gt; و در حديث ديگري مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;زماني فرا رسد که پنجاه زن با يک مرد رو به  رو شده، يکي مي&amp;zwnj;گويد: اي بنده خدا مرا بخر و ديگري مي&amp;zwnj;گويد به من پناه  ده.&amp;raquo;12&lt;br /&gt; امام صادق(عليه السلام) در بيان نشانه&amp;zwnj;هاي ظهور مي&amp;zwnj;فرمايند: &amp;laquo;بعضي از مردان را مي&amp;zwnj;بيني که از راه فساد زنان خود ارتزاق مي&amp;zwnj;کنند&amp;raquo;&lt;br /&gt; با مقايسه اخباري که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسيده و وضعيّت کنوني زن  از حيث اجتماعي و اخلاقي، بين زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسياري ديده  مي&amp;zwnj;شود. امّا اين نکته را هم نبايد از نظر دور داشت که نمي&amp;zwnj;توان فساد  اخلاقي را براي تمام زنان تعميم داد، زيرا در آن زمان، زنان آگاه، عفيف و  با ايماني نيز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومي  به شکل ديگري است.13&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;پي&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها:&lt;br /&gt; 1? کامل سليمان، روزگار رهايي، ترجمه علي اکبر مهدي پور، ج2، ص 761 به نقل از بشاره الاسلام، صص 41 و 44?&lt;br /&gt; 2? محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج52، ص 259?&lt;br /&gt; 3? همان، ص 257?&lt;br /&gt; 4? همان.&lt;br /&gt; 5? لطف الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، ص 428?&lt;br /&gt; 6? سيّده ارغوان حيدري، &amp;laquo;زن، انتظار، ظهور&amp;raquo;، ماهنامه شميم ياس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8?&lt;br /&gt; 7? همان، ص 9? به نقل از مقدّسي شافعي سلمي، عقدالدرر، ص 409?&lt;br /&gt; 8? منتخب الاثر، ص 292?&lt;br /&gt; 9? بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258?&lt;br /&gt; 10? منتخب الاثر، ص 426?&lt;br /&gt; 11? &amp;laquo;زن، انتظار، ظهور&amp;raquo;، همان، ص 9، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص 120?&lt;br /&gt; 12? همان، به نقل از بحارالانوار، ج52، ص 250?&lt;br /&gt; 13? همان.&lt;br /&gt; منبع:عصر شيعه&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 May 2012 16:15:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/228</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2686462</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/228/%d9%88%d8%b6%d8%b9%d9%8a%d8%aa+%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86+%d8%af%d8%b1+%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86+%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87+%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</guid>
</item>

<item>
<title>قرآن سوزي توسط عمربن خطاب!</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/227/%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86+%d8%b3%d9%88%d8%b2%d9%8a+%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7+%d8%b9%d9%85%d8%b1%d8%a8%d9%86+%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8!/</link>
<description>&lt;div id=&quot;show_text&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;در گذشته ضمن تاکيد بر اهميت نگارش گفتار و رفتار رسول گرامي اسلام صلي  الله عليه وآله وسلم براي شناخت دين، مطالب مستندي را درباره ي موضع گيري  خلفا دربرابر سنت نقل کرديم. روشن شد که هر سه خليفه ي اهل سنت، از نقل و  نشر سنت نبوي ممانعت به عمل آورده و در مواردي به سوزاندن نوشته ها و  زنداني کردن و تبعيد ناقلين سنت پيامبر گرامي اسلام صلوات الله عليه وآله  اقدام کرده اند. (1)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;اکنون نيز مورد ديگري را که به همين رفتار خلفا مربوط مي شود، نقل مي  کنيم تا پايان بخش گزارشات مان در اين زمينه باشد. منابع اهل سنت اين گونه  نقل مي کنند:&lt;span style=&quot;color: #800000;&quot;&gt;به عمر بن خطاب خبر رسيد که در  دست مردم کتاب هايي پيدا شده است. وي آن کتاب ها را رد کرد و ناپسند دانست و  گفت: اي مردم! به من خبر رسيده است که در دست شما کتاب هايي پيدا شده است،  بهترين کتاب ها نزد خداوند، راست ترين و استوارترين آنهاست، پس هيچ کس نزد  خود کتابي نگه ندارد، مگر اين که آن را به من نشان دهد تا من نظر خود را  در مورد آن کتاب بيان کنم. مردم گمان کردند که عمر مي خواهد کتاب ها را  بررسي و ارزيابي کند تا در آنها اختلاف و مشکلي نباشد، پس کتاب هاي خود را  به او دادند اما عمر همه کتاب ها را به آتش سوزاند و در موردشان گفت: دروغ  هايي هانند دروغ هاي يهوديان و مسيحيان!!!. (2)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;آن چه درمورد اين روايت تاريخي به ذهن مي رسد، اين است که:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1- فراخواندن همه کتاب ها براي بررسي و زدودن مطالب نادرست، کاري بسيار  شايسته و منطقي است، ولي آيا &amp;ldquo;عمر&amp;rdquo; قصد داشت اين کار را به تنهايي انجام  دهد، يا براي اين کار گروه علمي متشکل از اصحاب دانا و آگاه از سنت رسول  اکرم صلي الله عليه وآله وسلم را در نظر داشت؟ ظاهرا پاسخ اول درست است،  چون در گفته ي &amp;ldquo;عمر&amp;rdquo; آمده که &amp;ldquo;من نظر خود را در مورد آن کتاب ها بيان کنم&amp;ldquo;.  پس &amp;ldquo;عمر&amp;rdquo; خود را در موقعيت شخصي آگاه به سنت رسول الله صلي الله عليه وآله  وسلم قرار داده است. آيا &amp;ldquo;عمر&amp;rdquo; چنين دانشي به سنت داشته است؟ جواب اين  سوال منفي است، عمر بارها و بارها ناتواني خود را در پاسخ به پرسش هاي  مسلمانان نشان داده و حضرت اميرمومنان علي عليه السلام را به دانايي ستوده  است. به نظر شما چه هدفي در پس پرده ي اين فراخوان عمومي بوده است؟ ادامه  ماجرا اين هدف را نشان مي دهد: سوزاندن و از بين بردن هر مطلبي که به شکل  مکتوب در اختيار مسلمانان قرار داشته است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;2- فرض مي کنيم که هدف &amp;ldquo;عمر&amp;rdquo; از اين فراخوان همان مطلبي بوده که خود  اظهار داشته است و مي خواسته نظر خود را در مورد کتاب ها بيان کند تا مطالب  نادرست و مشکل دار از دست مردم حذف شود و تنها مطالب صحيح و آنچه واقعا  سنت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم بوده، ثبت شود. در اين صورت آيا  از نظر منطقي اين کار درست است که بدون بررسي و مراجعه به دانايان، هر آنچه  به شکل مکتوب در اختيار مسلمانان بوده، طعمه ي حريق گردد؟ آيا در بين اين  کتاب ها هيچ مطلب صحيحي وجود نداشته است؟ آيا منطقي است که بدون خواندن  مطلبي، آن را دروغ اعلام کنيم؟&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;3- مسلمانان با چه زمينه ي ذهني، نوشته هاي خود را در اختيار &amp;ldquo;عمر&amp;rdquo; قرار  دادند؟ غير از اين بود که &amp;ldquo;عمر&amp;rdquo; اعلام داشت مي خواهد نظر خود را در مورد  آن کتاب ها بيان کند؟ آيا مردم به اين وعده اعتماد نکردند؟ آيا پاسخ اعتماد  مسلمانان، سوزاندن کتاب هاي آنان، آنهم بدون بررسي و اعلام دليل اشکال،  بود؟ آيا مسلمانان مالک آن کتاب ها نبودند؟ از بين بردن اموال مسلمانان  بدون استدلال و توضيح از نظر شما کار درستي است؟&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;هرچند اشکالات ديگري نيز در اين مورد وجود دارد و نيز مطالب ديگري  درمورد ممانعت خلفا از تدوين و نشر سنت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله  وسلم در کتب اهل سنت گزارش شده است، اما مسئله را در اينجا به پايان مي  رسانيم ولي براي دسترسي به نتيجه، مطلب بعد را به بررسي جواب هايي که علماي  اهل سنت در اين مورد بيان کرده اند، اختصاص مي دهيم. بيان اين نکته لازم  است که تا امروز هيچ يک از علماي اهل سنت، ماجراي ممنوعيت نقل احاديث و سنت  پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم از سوي دستگاه خلافت را رد نکرده  است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پي نوشت ها:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1- براي اطلاع بيشتر به سلسله مطالب &amp;ldquo;خلفاي اهل سنت و دانش ديني&amp;rdquo;، شماره هاي 5، 13، 15و17 مراجعه فرمائيد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;2- برخي از منابع اهل سنت:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;الف- الطبقات الکبري، جلد5، صفحه188/ب- تقييد العلم، صفحه52/ج-  کنزالعمال، جلد5، صفحه140/د- حياة عمر بن الخطاب، صفحه157/هـ- تدوين السنة،  صفحه274&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 09:29:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/227</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2660844</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/227/%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86+%d8%b3%d9%88%d8%b2%d9%8a+%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7+%d8%b9%d9%85%d8%b1%d8%a8%d9%86+%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8!/</guid>
</item>

<item>
<title>شما فحشت را بده!</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/226/%d8%b4%d9%85%d8%a7+%d9%81%d8%ad%d8%b4%d8%aa+%d8%b1%d8%a7+%d8%a8%d8%af%d9%87!/</link>
<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;رفت داروخانه پرسيد آب هويج داريد؟ گفتند: نه.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;گفت: بايد درِ داروخانه&amp;zwnj;اي که آب هويج ندارد را گل  گرفت و با آب و تاب فحش&amp;zwnj;هايي نثار آنها کرد و رفت. دوباره فردا به همين  منوال. و باز هم فحش و ناسزا. بعد از تکرار چندين باره اين اتفاق، مسئولان  داروخانه تصميم گرفتند که براي بستن دهان اين آقا آب هويج بياورند. وقتي  دوباره آن فرد آمد و همان سؤال را دوباره مطرح کرد: گفتند بله گفت: يعني  چي؟ خوب شد حالا؟ خوب شد حالا؟ مگر اينجا آبميوه&amp;zwnj;فروشي است و شروع کرد  دوباره به ناسزا گفتن. فرداي آن روز که دوباره با همان سؤال وارد داروخانه  شد، مسئول داروخانه گفت: عزيز من تو فحشت را بده و برو ديگه چرا سؤال  مي&amp;zwnj;کني؟! (تعجب نکنيد از دخل و تصرف! اين روايت پاستوريزه همان روايتي است  که شما شنيده&amp;zwnj;ايد!)&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Apr 2012 01:16:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/226</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2652904</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/226/%d8%b4%d9%85%d8%a7+%d9%81%d8%ad%d8%b4%d8%aa+%d8%b1%d8%a7+%d8%a8%d8%af%d9%87!/</guid>
</item>

<item>
<title>چرا نوروز؟</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/224/%da%86%d8%b1%d8%a7+%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9f/</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #005b2e&quot;&gt;&lt;strong&gt;عيد نوروز از باستاني ترين اعياد ملي ايرانيان شمرده مي شود. در باره تاريخ نوروز گفته مي شود وقتي جم پادشاه ايراني به آذربايجان رسيد بر تخت مرصعي رو به خاور نشست و تاج مرصعي بر سر گذاشت که در پرتو طلوع آفتاب درخششي خيره کننده يافت. مردم اين روز را روز نو ناميدند و از آن جهت که به زبان پهلوي به &amp;laquo;شعاع شيد&amp;raquo; مي گويند نام جم به جمشيد مبدل گرديد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/strong&gt; فردوسي در اين باره مي سرايد:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: purple&quot;&gt;&lt;strong&gt;به جمشيد بر گوهر افشاندند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مر آن روز را روز نو خواندند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h2&gt;نوروز در تاريخ اسلام&lt;/h2&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;زندگي اجتماعي و سياسي اقتضا مي کند که در طول سال روزهايي براي تجمع و انجام مراسم عمومي تعيين شود. تاريخ جوامع گوناگون نيز گواه اين گفتار است. مردم حجاز پيش از ظهور اسلام به دليل نداشتن اجتماعي متشکل و نيز به سبب سلطه مستقيم يا غير مستقيم سياسي و نظامي ايران در جزيرة العرب خواه ناخواه تحت تأثير فرهنگ ملي ايران بودند. از اين رو عيد نوروز و جشن مهرگان را مي شناختند و چه بسا مراسمي نيز برگزار مي کردند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;قديم ترين يادي که از نوروز در دوران اسلام شده، خبري است که به موجب آن در زمان خلافت عمر بن خطاب، هرمزان استاندار خوزستان که مسلمان شده بود، از شيريني و ديگر اقلام خوان نوروزي، خوانچه اي جهت امام علي بن ابي طالب عليه السلام فرستاد. حضرت از آورندگان پرسيد علت فرستادن اين خوانچه کدام است، گفتند موجب فرا رسيدن عيد نوروز مي باشد. &amp;nbsp;حضرت به مزاح فرمودند: &lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;&amp;laquo;کل يوم نيروزنا&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; يعني هر روز را برايمان نوروز سازيد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;علت مهم ديگري که جهت گسترش نوروز و درآمدن اين عيد در حيطه شعائر اسلامي ياد مي شود، تقارن نوروز است با جانشيني اميرالمؤمنين علي عليه السلام توسط پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله. روز جانشيني علي بن ابي طالب عليه السلام در عيد غدير خم، در سال دهم هجري برابر با بيست و نهم حوت (اسفند) است. پژوهش هاي دانشمندان در شناخت همزماني رخدادهاي شمسي با رويدادهاي قمري اين سخن را تأييد مي کند. بدين روي اهتمام عظيم ايرانيان به نوروز مي تواند يک انگيزه بزرگ مذهبي نيز داشته باشد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;همچنين گفته شده در چنين روزي امام علي عليه السلام عاقبت بعد از بيست و پنج سال کناره گيري اجباري به خلافت رسيد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;نوروز در فرهنگ اسلامي در زمينه جايگاه عيد نوروز در فرهنگ اسلامي و بيان اهل بيت عصمت و طهارت بايد گفت اسلام و پيامبر گرامي آن در تاييد و يا رد سنن و آداب و رسوم ملي و مذهبي اقوام و جوامع ديگر، دو شرط اساسي و يک شرط توجيهي را همواره در نظر داشتند: اولا: سنتهاي پذيرفته شده، مبتني بر خرافات و آئين هاي شرک و بت پرستي و ارزشها و قداست هاي غير الهي نباشد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;ثانيا: از سنتهايي نباشد که موجب وابستگي سياسي اجتماعي و ... به بيگانه شود، و يا بنحوي استقلال مسلمين را در ابعاد مختلفش زير سؤال ببرد تغيير قبله از بيت المقدس به کعبه تا حدود زيادي به اين نکته مربوط مي شود .&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;و در آخر: جهت گيري سنتهاي معقول و غير مضر به استقلال نيز، همچون مجموعه بينش توحيدي اسلام، بايد معنوي و در جهت متبلور ساختن عبوديت انسان در برابر حق تعالي باشد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;و در نتيجه: مراسمي همانند نوروز و مهرگان، گرچه مباني خرافي ندارد، و البته اين سخن، تاييد خرافاتي از قبيل چهارشنبه سوري، سفره هفت سين و مراسم سيزده و ... نيست اما اگر به استقلال فکري فرهنگي اسلام ضربه نزند، و موجب تحت الشعاع قرار گرفتن اعياد عظيمي همچون فطر و قربان و غدير نباشد، مشکل ساز نخواهد بود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h2&gt;دلايل شرافت نوروز&lt;/h2&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;نوروز اگر چه در فرهنگ باستاني ايرانيان ريشه داشت در رويارويي با فرهنگ خردورز اسلام رنگ ستايش و مُهر تأييد گرفت. برخي از دلايل ارجمندي و احترام نوروز عبارت است از:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1. وارد شدن روايات متعدد در بزرگداشت نوروز.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;2. مستحب شمردن غسل و روزه و نمازي خاص به عنوان اعمال ويژه نوروز.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;3. سيره عملي رفتار عالمان بزرگ در تعطيلي نوروز و نشستن در منازل و ديدار با مردم و تبريک و تهنيت گفتن به آنان.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;4. وارد شدن پاره اي دعاهاي ويژه نوروز در کتاب هاي دعا و تشويق مؤمنان به خواندن آنها.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;5. آثار و برکات همراه نوروز همچون نظافت و غبارزدايي ديدار بستگان و دوستان و ... .&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;اساسا نوروز جشني فرهنگي است و با زندگي مردم پيوند دارد و چيزي در آن وجود ندارد که اقوام و مذاهب مختلف با آن مخالفت کنند. بدين جهت نوروز با پيدايي اسلام ـ به ويژه در مذهب شيعه ـ مُهر تأييد خورد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پاره اي از آداب نوروز&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;مي توان در ايام نوروز با انجام برخي اعمال بستري جهت رشد و تعالي خود فراهم کنيم که در اينجا به برخي از آن ها اشاره مي کنيم:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1. خواندن نيايش تحويل سال؛با نو شدن طبيعت، از صميم دل اين ندا را برآوريم که: &lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: green;&quot;&gt;يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الي احسن الحال&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; اي قلب کننده قلب ها و چشم ها؛ اي تدبير کننده شب و روز اي متحول کننده حالات، حال ما را به بهترين حالات متحوّل کن.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;2. پوشيدن لباس تميز؛ امام صادق عليه السلام فرمودند: هنگامي که نوروز آمد، غسل کن و پاکيزه ترين لباس هاي خود را بپوش و با خوش بوترين عطرها خود را معطر ساز.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;3. گشايش در زندگي خانواده؛ برخي سخنان اهل بيت عليهم السلام سرپرست خانواده را به سخاوت و گشايش در زندگي در ايّام عيد فرا خوانده تا خاطره اي شيرين و به ياد ماندني براي اهل خانه به جاي ماند و حالت جشن و شادي پيدا کند. روزي شهاب به امام صادق عليه السلام عرض کرد: حق زن بر شوهرش چيست؟ حضرت فرمودند: ...هر ميوه اي که مردم از آن مي خورند، بايد به اهل خانه خود بخوراند و خوراکي را که مخصوص ايام عيد است و در غير ايام به آنها نمي رساند، در ايام عيد براي آنان تهيه کند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;4. روزه گرفتن و برپايي نماز؛ امام ششم عليه السلام فرمودند: چه خوب است که در اين روز روزه دار باشيم.دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعاي مخصوص اين روز هم مورد سفارش قرار گرفته است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;5. درس عبرت گرفتن؛ توجه کنيم که وارد بهار شده ايم و بايد از اين دگرگوني طبيعت درس عبرت بگيريم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;6. ديد و بازديد؛ &lt;span style=&quot;color: #0080c0;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;از ديگر آداب عيد نوروز، ديدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهي از شادي ها و اندوه هاي آنان است. معصوم عليه السلام در اين باره مي فرمايد: اين روز نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همديگر را ملاقات مي کنند ...&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;7. بررسي اعمال گذشته؛ بررسي کنيم که يک سال را چگونه سپري کرديم و محاسبه اي انجام دهيم که چه قدر گناه کرده ايم، آبروي چند نفر را برديم و چقدر کار خير انجام داده ايم؟ اگر اوصاف زشتي در ما هست، در رفع آنها بکوشيم و اگر کارهاي خيري انجام داده ايم، کوشش کنيم که در آينده مداومت داشته باشد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;8. کينه ها را از دل برکنيم؛ با آمدن بهار، باغ دلمان را پر شکوفه کنيم و همراه با باران بهاري زنگار کينه هاي گذشته را از دل برکنيم و سعي کنيم اين قدرت روحي را در برابر افردي که با آنها دشمني داريم، بيشتر کنيم و محبت آنها را در قلب خود ايجاد کنيم، اگر چه ممکن است آنها به ما بدي کرده باشند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;9. رفتن به اماکن مطهره؛ رفتن به اماکن مطهره مثل حرم ملکوتي حضرت امام رضا عليه السلام از اهميت والايي برخوردار است.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;10. رسيدگي به فقرا؛ با کمک به فقرا، آنان را در شادي خودمان شريک نمائيم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;11. دوري از اسراف؛ از جمله اموري که توجه بدان لازم و ضروري مي باشد، اين است که در مهماني دادن و پذيرايي، از اسراف جلوگيري کنيم و بدانيم کمال ما در ولخرجي و سفره هاي رنگين آن چناني نيست.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;منابع:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;نشريه پيام زن ، شماره 181.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;مجله کوثر، شماره 13.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;ماهنامه افق حوزه، شماره 222.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Mar 2012 01:27:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/224</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2621818</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/224/%da%86%d8%b1%d8%a7+%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%9f/</guid>
</item>

<item>
<title>سفارش جبرئيل به نماز شب</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/223/%d8%b3%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b4+%d8%ac%d8%a8%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d9%84+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2+%d8%b4%d8%a8/</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;امام صادق (ع) فرمودند: در روز قيامت همه چشمها گريان است مگر سه چشم:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt; 1- چشمي كه از (ديدن و نظر به) آنچه خداوند حرام كرده بر هم نهاده شده.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;2- چشمي كه در راه طاعت خداوند بيداري كشيده.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;3- چشمي كه در دل شب از ترس خدا گريسته است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h2&gt;لذّت مناجات&lt;/h2&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;استاد شهيد مطهري ، مى گويد:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;((ما يك سلسله لذّتهاى معنوى داريم كه معنويّت ما را بالا مى برد. براى  كسى كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار  باشد،&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتى كه يك نفر نماز شب خوانِ حقيقى و  واقعى از نماز شب خودش مى برد، از آن ((استغفراللّه ربّى و اتوب و اليه  ))ها مى برد، از آن ((العفو گفتنها)) و يادكردن و دعا كردنهاى حدّاقل چهار  مؤمن مى برد، و آن لذّتى كه از آن ((يا ربّ يا ربّ)) گفتنها مى برد، هيچ  وقت يك آدم عيّاش كه در كاباره ها مى گردد، احساس &amp;zwj; نمى كند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;لذّت آن نماز شب خوان خيلى عميق تر، نيرومندتر و نشاط بخش تر است . ولى  اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّى دنيا كنيم مثلاً سر شب بنشينيم دور هم و  شروع كنيم به گفتن و خنديدن و فرضاً غيبت هم نكنيم كه حرام است ،&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;صرفاً شوخيهاى مباح هم بكنيم و بعد هم سفره را پهن كنيم و آنقدر بخوريم  كه نفس كشيدن برايمان دشوار شود، بعد مثل يك مرده در رختخواب بيفتيم .&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;آيا در اين صورت توفيق پيدا مى كنيم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع  صبح بلند شويم و بعد، از عمق روح خودمان ((يا ربّ يا ربّ)) بگوييم ؟ اساساً  بيدار نمى شويم و اگر هم شويم مثل مستى كه چند جام شراب خورده است ، تلو  تلو مى خوريم .&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h3&gt;پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در اين دنيا درك كند، چاره اى ندارد جز اين كه از لذّتهاى مادّى كسر كند.&lt;/h3&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;به خدا قسم لذّتى كه يك مرد با ايمان در آن وقت شب كه بلند مى شود و  چشمش مى افتد به آسمان پرستاره و آيات آخر سوره آل عمران را كه صداى هستى  است و از قلب وجود برخاسته است ، مى خواند و با هستى همصدا مى شود، احساس &amp;zwj;  مى كند برابر است با يك عمر لذّت مادّى در اين دنيا.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;يك چنين آدمى ، نمى تواند مثل ما زندگى كند نمى تواند سر سفره شام  بنشيند در حالى كه ظهر غذاهاى سنگين ، انواع گوشتها، روغنهاى حيوانى و  نباتى ، انواع شيرينى ها و انواع محرّك اشتهاها را خورده است ؛ تازه مقدارى  سوپ بخورد تا اشتهايش تحريك شود اين روح خود به خود مى ميرد، اين آدم نمى  تواند در نيمه هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى تواند لذّت ببرد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;لهذا كسانى كه چنين توفيقاتى داشته اند و ما چنين اشخاصى را ديده ايم به لذّتهاى مادّيى كه ما دل بسته ايم هيچ اعتنا ندارند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;چه مانعى دارد كه من ذكر خيرى از پدر بزرگوار خودم بكنم . از وقتى كه  يادم مى آيد مى ديدم اين مرد بزرگ و شريف هيچ وقت نمى گذاشت و نمى گذارد كه  وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأ خير بيفتد شام را سر شب مى خورد و سه  ساعت از شب گذشته مى خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده بيدار مى  شود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;و حداقل قرآنى كه تلاوت مى كند يك جزء است ، و با چه فراغت و آرامشى  نماز شب مى خواند حالا تقريباً صد سال از عمرش مى گذرد هيچ وقت نمى بينم كه  يك خواب نا آرام داشته باشد... اينها دل را زنده مى كند، آدمى كه مى خواهد  از چنين لذّتى بهره مند شود ناچار، از لذّتهاى مادّى تخفيف مى دهد تا به  آن لذّت عميق تر الهى برسد)).(1)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;آرى ، چنان پدر چنين فرزندى را به اجتماع تحويل مى دهد.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;div style=&quot;margin: 0cm;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ورنه هر سنگ و گِلى لؤ لؤ و مرجان نشود&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h2&gt;سفارش جبرئيل به نماز شب&lt;/h2&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;برترين نمازها (ى مستحب ) نماز نيمه شب است و چه اندك است به جا آورنده آن .(2)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;و باز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;جبرئيل آن قدر مرا به نماز شب سفارش كرد تا اين كه گمان كردم نيكانِ امّتم شب را نمى خوابند مگر اندكى از آن .(3)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;و باز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;خداوند حضرت ابراهيم را دوست خود انتخاب نكرد مگر براى دو كارش :&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1 - اطعام به مستمندان 2 - نماز شب ، هنگامى كه مردم در خواب بودند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;h2&gt;شب زنده داران در قيامت&lt;/h2&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;در قيامت پس از آن كه خداوند همه انسانها را جمع كند، &lt;strong&gt;منادى ندا مى كند و مى گويد:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پيش آيند كسانى كه در نيمه هاى شب از بستر خواب دور مى شدند و خدا را مى خواندند و از خشم و غضبش بيمناك و به رحمتش اميدوار بودند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;آن گاه جمعى پيش روند و قبل از ديگران به جايگاههاى خود (در بهشت ) وارد شوند و بعد از آنان به حساب مردمِ ديگر رسيدگى نمايند.(4)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;hr /&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پي نوشت ها :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; احياء تفكر اسلامى : 93 - 95، شايان ذكر است كه استاد شهيد اين  مطالب را در زمان حيات پدرشان فرموده اند، و ايشان چند سال پيش از شهادت  استاد در گذشتند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;2.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; كنز العمال : ج 7، ص 780، ش 21379.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;3.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;كنز العمال : ج 7، ص 790، ش 21425.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;4.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ارشاد القلوب : ج 2، ص 3 - 4 (باب 22).&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Mar 2012 23:18:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/223</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2618798</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/223/%d8%b3%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b4+%d8%ac%d8%a8%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d9%84+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2+%d8%b4%d8%a8/</guid>
</item>

<item>
<title>نامه اي به پدر</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/221/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%be%d8%af%d8%b1/</link>
<description>&lt;p&gt;پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود &amp;laquo;پدر&amp;raquo;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پدر با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ ، موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;با عشق،پسرت،John&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff6600;&quot;&gt;پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه هست. دوست دارم! هروقت خونه براي اومدن من &amp;nbsp;امن بود، بهم زنگ بزن.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;/blockquote&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Feb 2012 20:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/221</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2554049</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/221/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%be%d8%af%d8%b1/</guid>
</item>

<item>
<title>امتحان پايان ترم</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/220/%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86+%d9%be%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d9%86+%d8%aa%d8%b1%d9%85/</link>
<description>&lt;p&gt;چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;آنها به استاد گفتند:&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;ما به شهر ديگري رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايي که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم کسي را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;استاد فکري کرد و پذيرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست که شروع کنند&amp;hellip;.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.&lt;br /&gt;سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالي که 95 نمره داشت پاسخ بدهند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;سوال اين بود: کدام لاستيک پنچر شده بود؟!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Feb 2012 09:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/220</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2554044</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/220/%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86+%d9%be%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d9%86+%d8%aa%d8%b1%d9%85/</guid>
</item>

<item>
<title>بابا سلام.با هم حرف بزنيم؟</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/222/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7+%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85.%d8%a8%d8%a7+%d9%87%d9%85+%d8%ad%d8%b1%d9%81+%d8%a8%d8%b2%d9%86%d9%8a%d9%85%d8%9f/</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;&amp;nbsp;10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;12ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;35&amp;nbsp;ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;color: #990000; font-size: medium;&quot;&gt;40  ساله كه شدم ... حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم  باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو ندونستم ...... خيلي &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;div text_exposed&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;color: #990000; font-size: medium;&quot;&gt;چيزها مي شد ازش ياد گرفت !&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Jan 2012 00:39:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/222</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2564507</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/222/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7+%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85.%d8%a8%d8%a7+%d9%87%d9%85+%d8%ad%d8%b1%d9%81+%d8%a8%d8%b2%d9%86%d9%8a%d9%85%d8%9f/</guid>
</item>

<item>
<title>کل کل حافظ ، صائب تبريزي و شهريار</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/219/%da%a9%d9%84+%da%a9%d9%84+%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8+%d8%8c+%d8%b5%d8%a7%d8%a6%d8%a8+%d8%aa%d8%a8%d8%b1%d9%8a%d8%b2%d9%8a+%d9%88+%d8%b4%d9%87%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%b1/</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;حافظ شيرازي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل مارا&lt;br /&gt;به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;صائب تبريزي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل مارا&lt;br /&gt;به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را&lt;br /&gt;هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد&lt;br /&gt;نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;COLOR: #ffcc00&quot;&gt;&lt;strong&gt;شهريار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل مارا&lt;br /&gt;به خال هندويش بخشم تمام روح و اجزا را&lt;br /&gt;هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد&lt;br /&gt;نه چون صائب که مي بخشد سر و دست و تن و پا را&lt;br /&gt;سر و دست و تن و پا را به خاک گور مي بخشند&lt;br /&gt;نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها را&amp;nbsp;!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 00:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/219</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2554040</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/219/%da%a9%d9%84+%da%a9%d9%84+%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8+%d8%8c+%d8%b5%d8%a7%d8%a6%d8%a8+%d8%aa%d8%a8%d8%b1%d9%8a%d8%b2%d9%8a+%d9%88+%d8%b4%d9%87%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%b1/</guid>
</item>

<item>
<title>ايميل اشتباهي</title>
<link>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/218/%d8%a7%d9%8a%d9%85%d9%8a%d9%84+%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%8a/</link>
<description>&lt;p&gt;روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر و بالاخره به اينترنت مجهز است.&lt;br /&gt;تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند.&lt;br /&gt;نامه را مينويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد.&lt;br /&gt;در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي، زني که تازه از مراسم خاکسپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا آشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد.&lt;br /&gt;پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را نقش بر زمين مي بيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد که در ايميل نوشته بود :&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ffcc00;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;گيرنده : همسر عزيزم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;موضوع : من رسيدم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ffcc00;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;راستش آنها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مياد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته. من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;همه چيز براي ورود تو رو به راهه. فردا مي بينمت.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه &amp;hellip;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff9900;&quot;&gt;واي چه قدر اينجا گرمه !!!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;/blockquote&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jan 2012 00:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://heyaat.parsiblog.com/Comments/218</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2554039</wfw:commentRss>
 <dc:creator>جواد</dc:creator>
<guid>http://heyaat.ParsiBlog.com/Posts/218/%d8%a7%d9%8a%d9%85%d9%8a%d9%84+%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%8a/</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


