هیئت

+ فقط 313 نفر؟

پنجشنبه 3 مرداد 1387 ساعت 12:37 صبح

چگونگی تسخیر جهان با یاران کم



چگونه ممکن است مردم دنیا تسلیم یک جمعیت اندک شوند و از عادات و اخلاق و برنامه‌ها و سنن خود دست بردارند؟


طبق روایات وقتی حضرت صاحب الامر علیه‌السلام ظاهر می‌شوند، نخست سیصد و سیزده نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مکه حاضر می‌گردند و وقتی عده اصحاب و اجتماع کنندگان به ده هزار نفر رسید از مکه خارج می‌شوند.


غلبه آن حضرت و حکومت جهانی اسلام، ممکن است بطور معجزه انجام یابد و ممکن است با فراهم شدن اسباب ظاهری باشد و ممکن است به هر دو نوع واقع شود، چنانکه پیشرفت و غلبه پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به هر دو نوع بود.



  • اما بصورت معجزه، محتاج به توضیح نیست که حصول چنین پیروزی برای آن حضرت، به خواست خداوند، امری است ممکن و با بشارتهای حتمی که در قرآن مجید داده شده حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه:

«کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله ؛ چه بسیارند گروه اندکی که به اذن خداوند، بر گروه بسیاری چیرگی می‌یابند» (بقره/259)


آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر همه غالب و حاکم و وارث و مالک ارض قرار می‌دهد.



  • و از لحاظ اسباب ظاهری هم حصول چنین پیروزی و تشکیل آن حکومت الهی عملی خواهد بود; زیرا آن حضرت در موقعی ظهور می‌کند که اوضاع و احوال اجتماعی و اخلاقی و سیاسی کاملاً مساعد باشد.

در آن موقع همه ملتها از زندگی معنوی و اخلاقی محروم، و دشمنی و کینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به یکدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و از اینکه کسی بتواند بدون مدد غیبی جامعه را رهبری کند، همه مأیوس می‌گردند و همه از وضع خود ناراضی، و از مکتبهای مختلف که عرضه می‌شود ناامید بوده و منتظر تغییر و عوض شدن اوضاع می‌باشند.



شاهد این حقیقت ظهور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و پیشرفت سریع اسلام است.

در یک چنین موقعیتی، حضرت مهدی علیه‌السلام و اصحابش، با نیروی ایمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش‌ترین برنامه‌های عمرانی و اقتصادی و عدالت اجتماعی، قدم به میدان می‌گذارند و آن نهضت الهی و دعوت روحانی را شروع می‌کنند و مردم را بسوی خدا و زندگی برابری و برادری، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستی و درستی و نظم صحیح، می‌خوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشری می‌باشند و با نیروی ایمان و استقامت و پشتکار و همتی که مخصوص مؤمنان ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب می‌نمایند. معلوم است این جمعیت با آن برنامه‌ها و وضع کار، در آن دنیای پرآشوب و غرق در طوفان گرفتاریها و فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پیروز و موفق می‌شوند و هیچ نیروئی نمی‌تواند در برابر آنها مقاومت کند.


و شاهد این حقیقت، همان ظهور رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و پیشرفت سریع دین اسلام است، که یکی از علل ظاهری آن پیروزیهای پی در پی و درهم شکسته شدن ارتش‌های انبوه دولت شاهنشاهی ایران و امپراطوری روم، فساد اوضاع اجتماعی و اداری ایران و روم بود که مردم این کشورهای پهناور را برای قبول یک دعوت صحیح و حکومتی متکی به مبانی عدالت و مساوات آماده کرده بود. چرا راه دور برویم؛ مگر امام خمینی چه کرد؟! او نیز احیاگر دین خدا در عصر دین ستیزی و دین گریزی بود.





پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیةالله‌العظمی صافی گلپایگانی، بااندکی تصرف

نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]


+ ماشین حساب را بیار !

چهارشنبه 2 مرداد 1387 ساعت 12:47 صبح

عارف واصل، علامه طباطبایی اینگونه می‌فرماید:


وقت خواب، چهار پنج دقیقه‌ای در کارهایی که روز انجام داده‌اید فکر کرده یکی یکی از نظر بگذرانید؛ هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته، شکر کنید و هر کدام تخلف شده استغفار کنید و این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه در ابتدای کار سخت و در ذائقه نفس تلخ می‌باشد، ولی کلید نجات و رستگاری است .


نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]


+ پرواز در شب آرزوها (لیلة الرغائب)

پنجشنبه 20 تیر 1387 ساعت 12:57 عصر

بازهم شب آرزوها رسید.


شبی که می‌گویند هر آرزویی داشته باشی برآورده می‌شود.


نمیدونم چرا بین این همه جمعه و شب جمعه، شب جمعه اول ماه رجب رو برای شب آرزوها انتخاب کردند. کارهای خدا بی‌حکمت نیست، حتما دلیلی خاص برای این انتخاب وجود داشته.


این شب هم رسید، چه آرزویی می‌کنی؟


معمولا وقتی حرفی از آرزو و آرزوها می‌شه دنبال چیزهایی هستیم که جنبه رویایی داره ولی دست یافتن بهش زیاد هم سخت نیست، ولی خب اتفاق هم می‌افته که آرزو جنبه تخیلی پیدا می‌کنه و انسان با تفکر بهش از مسیر عادی زندگیش دور می‌شه.


اغلب آرزو کنندگان آرزو می‌کنند که کار، همسر، زندگی، مسکن، تحصیلات … مناسب گیرشون بیاد تا کمتر سختی ببینند و راحت‌تر زندگی کنند. خب برای عده ای این آرامش وابستگی مادی داره و برای عده ای وابستگی معنوی. ولی کمتر کسی پیدا می‌شه که در یک همچین شبی به فکر خودش نباشه و به فکر چیزهایی باشه که به پیشرفتش و هدف نهاییش(انسان) از زندگی کمک می‌کنه. دینی که همچین شبی رو در روزهای سالش تعیین کرده، چیزهایی دیگری رو هم در اصول زیربنائیش تعریف کرده که میشه امامت و انتظار رو بر شمرد.


آیا می‌توانیم فقط همین یک بار از حق خویش بگذریم و برای ظهور منتظر دعا کنیم؟ یا برای دیگران هم دعا کنیم؟


اولین پنج شنبه ماه رجب و لیلة الرغائب، روز آمرزش و ریزش باران رحمت پروردگار است.


ریشه کلمه الرغائب رغبه هست و لیلة الرغائب شبی است که رغبت انسان به سوی پروردگار اوج می گیره و بندگان با بهره گیری از این شب خودشونو برای ورود به فصل نیایش یعنی ماه‌های مبارک شعبان و رمضان آماده می کنند.


میل به عبادت در لیلة الرغائب در وجود انسان تثبیت می‌شه و از بهترین اعمال در این روز، روزه گرفتن و شب را به عبادت گذراندن است.


یاعلی


نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]


+ اعمال ماه مبارک رجب

پنجشنبه 13 تیر 1387 ساعت 11:39 صبح

فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب


ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده که: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است کسى که یک روز از ماه رجب را روزه دارد موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.


از حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام روایت است که: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال، از او دور شود و هر کس سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد.


و همچنین فرمود که: رجب نام نهرى است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر. هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از حضرت صادق علیه السلام روایت است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود که: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا که رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».


و ابن بابویه به سند معتبر از سالم روایت کرده است که گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق علیه السلام در اواخر ماه رجب که چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارک آن حضرت بر من افتاد فرمود که آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود که آنقدر ثواب از تو فوت شده است که قدر آن را به غیر خدا کسى نمى‏داند به درستى که این ماهى است که خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانیده است.


پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر که یک روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر که دو روز از آخر این ماه روزه دارد بر صراط به آسانى بگذرد و هر که سه روز از آخر این ماه را روزه دارد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا کنند. و بدان که از براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده که اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .


اعمال مشترک ماه مبارک رجب


اینها اعمالی است که انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :


1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین علیه السلام در حجر در غره خواندند، خوانده شود:


"یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِکُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْکَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُکَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیکَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُکَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."


2- دعایی را که از حضرت صادق علیه السلام روایت شده، خوانده شود:


«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَکَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِکَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ بَابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُکَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُکَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاکَ وَ حِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاکَ عَادَتُکَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُکَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»


3- از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که در ماه رجب این خوانده شود:


«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ صَبْرَ الشَّاکِرِینَ لَکَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْکَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَکَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُکَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاکَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِکَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِکَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اکْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»


قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .


4- از حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله روایت شده که: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و کسى که چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.


5- از نبی مکرم اسلام روایت است: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .


6- روایت است کسى که در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند کند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به برکت ماه رجب، آتش او را مس نکند .


7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .


8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت کرده که هر کس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود که او را به بهشت بکشاند .


9- سید بن طاووس از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که: هر کس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار رکعت نماز بگزارد و در هر رکعت حمد یک مرتبه و آیة الکرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى که این نماز را گزارده تا روزى که بمیرد هر روزى هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای که خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .


10- سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا که روایت شده هر کس در یکى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.


11- از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت است که: هر کس در یک شب از شب‌هاى ماه رجب ده رکعت نماز به این نحو که در هر رکعت حمد و قل یا ایها الکافرون یک مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.




اعمال شب و روز اول ماه رجب


شب اول


این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .


1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:


اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّکَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.


و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.


2- غسل.


حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرموده‌اند: هر کس ماه رجب را درک کند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى که از مادر متولد شده است.


3- زیارت امام حسین علیه السلام .


4- بعد از نماز مغرب بیست رکعت، یعنی 10 نماز دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.


5- بعد از نماز عشاء دو رکعت نماز گزارده شود بدین نحو:


در رکعت اول حمد و ألم نشرح یک مرتبه و توحید سه مرتبه و در رکعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى که از مادر متولد شده است.


روز اول رجب


این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:


1- روزه .


روایت شده که حضرت نوح علیه السلام در این روز به کشتى سوار شد و به کسانى که همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر کس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال از او دور شود .


2- غسل .


3- زیارت امام حسین علیه السلام.


از امام جعفر صادق علیه السلام که روایت است که: هر کس امام حسین علیه السلام را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است.


 


التماس دعا


منبع:


مفاتیح الجنان


نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]


+ بالا رفتن آمار سایت یا وبلاگ شما

دوشنبه 10 تیر 1387 ساعت 1:54 عصر

سلام


شما دوست عزیز برای بالا بردن آمار سایت یا وبلاگ خود می توانید به لینک زیر مراجعه کرده و ثبت نام کنید


 http://www.dir-link.com/page.php?id=reg&parent=HEYRAN


نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]


+ راه شرعی زنا کردن را یاد بگیرید .

سه‏شنبه 4 تیر 1387 ساعت 10:14 صبح
این وهابیون تا حالا یاد می دادن که چه جوری بچه های حروم زاده را تبدیل به حلال زاده کنیم ، حالا هم یاد می دن که چه جوری زنا کنیم که حد شرعی نخوریم ، خوبه والا.

 اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد سپس با زنى نزدیکى کند ومنى اش را داخل رحم نریزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم نمى زند.
این سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تمیمى که سُبکى نویسنده کتاب طبقات الشافعیّة او را پیشوایى بزرگ وجلیل القدر و دانشمندى که آوازه علمى اش گیتى را فرا گرفته و علوم دانشش به خراسان حمل مى شد معرّفى کرده است.
ابن نُجیم حنفى با یک درجه تخفیف همین فتوا را بگونه اى دیگر صادر کرده ومى گوید: اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد و با زنى نزدیکى کند پس اگر احساس لذّت کند و حرارت و گرماى درون را لمس کرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت.
أبو حنیفه نیز گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزدیکى نماید زناکار نخواهدو حدّ زناکار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد و با زنى همبستر شود زناکار نیست و حدّ بر او جارى نمى شود.


نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]


+ براى کسى بمیر که برایت تب کند

یکشنبه 26 خرداد 1387 ساعت 2:2 عصر

اگر «دوست‏یابى‏» و «نفوذ در دل‏ها» را هنر به شمار آورده‏اند، چندان هم بى‏حساب نیست .


مهرورزى به دیگران، آمیخته به ایثار و از خودگذشتگى و ندیدن «خود» و برگزیدن «دیگرى‏» است .


آن که اسیر «خودخواهى‏» است، نمى‏تواند دوست‏دار دیگران باشد. در نتیجه، خودخواهان مغرور و خودپسندان متکبر، از راه‏یابى به دل مردم محروم‏اند و از چشیدن شهد محبوبیت، ناکام .


«صحبت ‏یاران یکدل، کیمیایى دیگر است.»


این کیمیاى محبت ، صفابخش زندگى نیز مى‏شود و آنان که از آن بى‏بهره‏اند، دچار زندگى‏هاى سرد و بى‏روح‏اند .  


دوست گزینى


اگر کسى از رذیله خودخواهى دور باشد، نیاز زندگى جمعى او را به «دوست گزینى‏» و معاشرت با دیگران مى‏کشاند. گامى از او و گامى از دیگرى، رابطه‏ها را کمتر مى‏کند و دو روح با هم الفت مى‏گیرند و پیوند دوستى صورت مى‏گیرد .


ولى ... چه کسى شایسته دوستى است؟



امام على علیه السلام فرمود: ناتوان‏ترین افراد کسى است که نتواند براى خود دوستى فراهم آورد، و ناتوان‏تر از او کسى است که نتواند دوستان خود را نگه دارد!

براى دوست‎گزینى، چه ملاک‏هایى را باید در نظر گرفت؟


دوست ‏خوب کیست و چه شرایطى دارد؟


این‏ها نکاتى است که در شکل‏گیرى یک «مودت صالح‏» و «دوستى ارزشمند» و «رفاقت پایدار» ، نقش ایفا مى‏کنند .


بدون آزمایش، نباید دوستى برگزید و طرح رفاقت و صمیمیت ‏با کسى ریخت .


به قول پروین اعتصامى:


پروین! نخست زیور یاران، صداقت است                              بارى، نیازموده کسى را مدار دوست


پس صداقت‏ یک معیار است. این نکته در رهنمودهاى پیشوایان دینى هم فراوان به چشم مى‏خورد. از رفاقت‏ با انسان‏هاى دروغگو، لاف‎زن، ریاکار، دو رو و نفاق‎پیشه، که در برابر به گونه‏اى سخن مى‏گویند و عمل مى‏کنند، ولى پشت‏ سر، گفتار و رفتارشان به گونه دیگرى است، نهى شده‏ایم. خوشا آنان که این حکمت ژرف را به کار مى‏ببندند.


اى جان فداى آن که دلش با زبان یکى است .


معیار دیگر، حفظ دوستى در شداید و گرفتارى‏ها است. دوستى که در حال رفاه و راحت و برخوردارى دم از دوستى مى‏زند، اما هنگام نیاز و گرفتارى، بى‏اعتنایى مى‏کند و راه خود را کج مى‏کند و صورت خویش را به طرف دیگر مى‏گیرد، شایسته رفاقت نیست .


«براى کسى بمیر که برایت تب کند.»


از سخنان امام علی (ع) چنین برمى‏آید که باید با کسى دوست ‏شد که دانا باشد، اهل خرد و منطق باشد، خداترس و پروا پیشه باشد، نیکى و احسان را خصلت ‏خویش قرار دهد، صادق و امین باشد، در سختى‏ها رهایت نکند، پشت ‏سرت، حافظ آبرویت ‏باشد، آنچه را براى خود مى‏پسندد براى تو هم بپسندد .


این معیارها، ملاک‏هاى ارزشمندى از «دوست‎گزینى‏» است، به شرط آن که به کار بسته شود .


تقویت محبت


همه دوست دارند که رابطه‏هاى دوستانه، دوام یابد، ریشه‎دارتر شود و دچار گسست نگردد . ولى چگونه؟ راه تقویت علاقه و محبت و دوستى چیست؟


«ابراز محبت‏» یکى از روش‏هاست. به فرموده امام صادق (ع): وقتى کسى را دوست دارى، دوستى‏ات را به او بگو، چرا که این کار موجب ثبات و تقویت محبت مى‏شود.»



باید مواظب بود که ستایشگرى و قدرشناسى، به «تملق و چاپلوسى‏» کشیده نشود، که بسى زشت و نکوهیده است .

«احترام و ادب‏»، گام دیگرى است. حیثیت ‏براى همه مهم است و هر کس دوست دارد نزد دیگران موقعیت و احترام داشته باشد و از بى‏حرمتى و تحقیر ناراحت مى‏شود .


برخوردهاى احترام‏آمیز و مؤدبانه، مایه افزایش پیوندهاى قلبى و تقویت دوستى‎هاست .


این ادب، میدان‏هاى گسترده‏اى دارد: در حرف زدن، صدا کردن، جواب دادن، سؤال کردن، هم غذا و همسفر شدن، نشست و برخاست و معاشرت و ... خود را نشان مى‏دهد. آن را دست‏ کم نگیریم .


«گوش دادن‏» و آمادگى و علاقه نشان دادن براى شنیدن حرف‏هاى طرف، توجه و محبت او را هم جلب مى‏کند. گاهى باید سنگ صبور حرف‏هاى دوست و درددل‏هاى دیگرى شد. کم طاقتى و بى‏حوصلگى در گوش دادن به حرف‏هاى دیگران، مایه کاهش علاقه آنان مى‏گردد و نشانه نوعى خودپسندى است .


«هدیه دادن‏» عامل دیگرى براى تقویت دوستى است. سوغات سفر و ارمغان و هدیه، دل‏ها را نسبت ‏به هم مهربان‏تر مى‏کند، چه رابطه‏هاى دوستانه باشد، چه ارتباط خانوادگى و فامیلى .


طبعاً هر چه مهر و علاقه بیشتر باشد، هدیه هم ارزشمندتر خواهد شد، چون سمبلى از همان دوستى و علاقه است. دیگران هم هدایا و تحفه‏ها را به حساب دوستى مى‏گذارند و نشانه محبت مى‏شمارند .


«زبان تشکر»، روشى دیگر در تقویت دوستى است .


بعضى تنها زبانشان به انتقاد و عیبجویى مى‏چرخد. برخى هم خوب مى‏توانند زبان سپاس و تشکر به کار گیرند و از خوبى‏ها و ارزش‏ها و خدمات و محبت‎هاى دیگران تشکر و قدردانى کنند. آن که زبان شاکر دارد، محبوبیت مى‏یابد، هم نزد خدا، هم نزد خلق خدا .


بر زبان آوردن خوبى‏هاى دیگران، نوعى سپاس است .


به فرموده حضرت رسول اکرم: «بهترین برادران تو کسى است که خوبى و نیکى تو را نسبت ‏به خودش بر زبان آورد.»


البته باید مواظب بود که ستایشگرى و قدرشناسى، به «تملق و چاپلوسى‏» کشیده نشود، که بسى زشت و نکوهیده است .


عوامل دیگرى هم هست که دوستى‏ها را مى‏افزاید، مثل: سازگارى و تحمل، پوزش‎پذیرى، پاسخ خوب براى رفتار بد، خیرخواهى و دلسوزى، مهمانى و ضیافت، دید و بازدید و تفقد و احوالپرسى، خوشحال کردن دوست، احترام به آراء و نظرات او، خوش زبانى و تواضع و ... که شرح و تفصیل آن‏ها از حوصله این گفتار بیرون است .


بر هم زننده دوستى‏ها


براى تقویت و ثبات و استمرار دوستى‏ها، هم باید به عوامل تقویت کننده توجه داشت، هم عوامل قطع کننده یا سست کننده این پیوند را شناخت و از آن پرهیز کرد.




از سخنان امام على علیه السلام چنین برمى‏آید که باید با کسى دوست ‏شد که دانا باشد، اهل خرد و منطق باشد، خداترس و پروا پیشه باشد، نیکى و احسان را خصلت ‏خویش قرار دهد، صادق و امین باشد، در سختى‏ها رهایت نکند، پشت ‏سرت، حافظ آبرویت ‏باشد، آنچه را براى خود مى‏پسندد براى تو هم بپسندد .


 


چه کنیم که با سست ‏شدن محبت‏ها رو به رو نشویم؟


بدگویى و عیبجویى، سبب مى‏شود دوستان خود را از دست ‏بدهیم .


تندخویى و بداخلاقى نیز، دیگران را از دور و بر ما پراکنده مى‏سازد.


توقعات زیاد و گله‏مندى به خاطر هر چیز کوچک و کم اهمیت نیز، صفاى دل‏ها را از میان مى‏برد .


کم ظرفیتى، دروغگویى، صداقت نداشتن، ریاکار بودن، تفاوت ظاهر و باطن و گفتار و کردار، محبت دیگران را زایل مى‏کند .


ناسپاسى و قدر نشناسى نیز رشته محبت را مى‏گسلد .


ترک کردن دوستان در شداید و گرفتاری‎ها، شکست ‏خوردن در «امتحان دوستى‏» است .


کسى مریض شد و مدتى بسترى بود . مى‏گفت: خدا را شکر، خوب شد که مریض شدم و روى تخت‏ بیمارستان افتادم. گفتند: چرا؟ گفت: براى این که در این مدت، دوستان واقعى خود را شناختم . بعضى با همه ادعاهایى که داشتند، حتى یک بار هم نشد به دیدنم آیند، یا حال مرا بپرسند!


بدبینى و سوء ظن، از مهمترین عوامل گسست رفاقت‏هاست. تا مى‏توان خوش‎بین بود، چرا زهر تلخ بدبینى را در جام دوستى‏ها بریزیم و رابطه‏ها را تلخ سازیم و دل‏ها را نسبت ‏به هم، چرکین؟


در روابط خانوادگى، گاهى یک سوء ظن، رشته خانواده را از هم مى‏گسلد و تا مرز طلاق یا دعوا و مناقشات هم پیش مى‏رود .


« حسد » ، عامل دیگر قطع دوستى‏هاست .


حسودان از چشم‏ها مى‏افتند و رشک ورزى به داشته‏ها و موفقیت‏هاى دیگران، چه بسا دوستى‏ها را به دشمنى تبدیل مى‏کند .


«خلف وعده‏» که نوعى «بى‏وفایى‏» است، عامل دیگرى در به هم خوردن رفاقت‏هاست .


«برخورد متکبرانه‏» نیز یکى از این عوامل است .


بارى ... دوست داشتن یک «هنر» است و حفظ دوستى، هنرى مهم‏تر .


 امام علی (ع)افرمود: ناتوان‏ترین افراد کسى است که نتواند براى خود دوستى فراهم آورد، و ناتوان‏تر از او کسى است که نتواند دوستان خود را نگه دارد!


 


منبع:


مجله پرسمان، شماره 15، جواد محدثى


نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]


+ شهادت حضرت محسن علیه السلام

سه‏شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 12:11 عصر

گفتیم که مردم بی‎وفای آن عصر به دنبال تحریک برخی به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصی پیامبر اکرم، امیرالمومنین علی علیه السلام بی‎حرمتی کردند و این هجوم به خانه وحی ضایعاتی را در پی داشت و حضرت زهرا علیهاالسلام، عزیز رسول خدا، همو که پیامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسی که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسی که مرا آزار دهد باعث ناخشنودی خدا می‎شود"؛ را صدمه زدند. از جمله این که باعث شدند که حضرت، فرزند شش ماهه‎اش را که رسول خدا نامش را "محسن" نهاده بود و هنوز به دنیا نیامده بود را سقط نماید. در بسیاری از منابع عامه نیز به سقط حضرت محسن بن علی علیهماالسلام اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر می‎نماییم.  


1ـ ابن شهر آشوب سروى در کتاب «المناقب» خود ج 3، ص 132، از کتاب «المعارف» ابن قتیبه دینورى این واقعه را نقل کرده است.


2ـ مسعودى در«اثبات الوصیه»  صفحه 142.


3ـ شهرستانى در کتاب «الملل و النحل» چاپ بیروت، ج 1، ص 57.


4ـ ذهبى در کتاب «المیزان الاعتدال»، ج 1، ص 139، رقم 552.


5ـ صفدى در کتاب خود به نام «الوافى بالوفیات»، ج 6، ص 17.


6ـ الاسفرائینى التمیمى در کتاب «الفرق بین الفرق»، ص 107.


7ـ الحموئى الجوینى الشافعى در کتاب «الفرائد السمطین»، ج 2، ص 35.


8ـ ابن ابى الحدید معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، چاپ بیروت، ج 14، ص 192.



مردم بی‎وفای آن عصر به دنبال تحریک برخی به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصی پیامبر اکرم، امیرالمومنین علی علیه السلام بی‎حرمتی کردند و این هجوم به خانه وحی ضایعاتی را در پی داشت و حضرت زهرا علیهاالسلام، عزیز رسول خدا، همو که پیامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسی که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسی که مرا آزار دهد باعث ناخشنودی خدا می‎شود"؛ را صدمه زدند.

نارضایتى‎هاى حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از برخی صحابه


از جمله مسائل قابل طرح و بحث که مربوط روزهای آخر زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام می‎شود مسئله ناراضى بودن حضرت زهرا علیهاالسلام از برخی صحابه رسول خدا است (چه این که نارضایتى حضرت فاطمه علیهاالسلام، نارضایتى رسول خدا و در نتیجه نارضایتى خداوند بارى تعالى است) ما در این جا با ذکر اسناد و مدارکى از اسلاف عامه که از معتمدین و بزرگان ایشان هستند، این مسئله و دلائل آن را مورد بررسى قرار می‎دهیم.



قسمت اول ـ تدفین شبانه


از دلایلى که نارضایتى حضرت زهرا علیهاالسلام را مى‎رساند و علماى اهل تسنّن در منابع خویش ذکر کرده‎اند، تدفین مخفیانه و شبانه است. به راستى چرا باید دختر بزرگوار حضرت رسول اکرم صلى الله علیه وآله وصیت نمایند تا ایشان را بدینگونه و شبانه تدفین نمایند؟! و کسی بر پیکر مطهر ایشان نماز نخواند؟!


پاسخ این سؤال در لابلاى کتب اهل تسنن موجود می‎باشد.


1- محمدبن اسماعیل بخارى در الصحیح، ج 5، ص 177، چاپ احیاء الثرات ـ بیروت.


2- احمد البیهقى در السنن الکبرى، ج6، ص 300، چاپ بیروت.


3- مسلم بن الحجّاج القشیرى در الصحیح، ج3، ص 1380، چاپ مصر.


4ـ ابن اثیر در کتاب «الکامل فى التاریخ»، ج 2، ص 126


5- حافظ عبدالدّین محمد بن أبى شبیه، ج 4، کتاب المصّنف، ص 141. «انّ علیّاً دفن فاطمه لیلاً.»


6- اُبى فلاح الحنبلى در کتاب شذرات الذهب، ج 1، ص 15،چاپ قاهره آورده است:


«و غسَّل فاطمةُ، اسماء بنت عمیس و على (علیه السلام) و دفنها لیلاً.»




به راستى چرا باید دختر بزرگوار حضرت رسول اکرم صلى الله علیه وآله وصیت نمایند تا ایشان را بدینگونه و شبانه تدفین نمایند؟! و کسی بر پیکر مطهر ایشان نماز نخواند؟!


7- سیوطى در کتاب الثغور الباسمه، ص 15،چاپ بمبئى آورده است.


«و غَسلها زوجها على، و صَلّى علیها و دفنها لیلاً»؛ همسرش علی او را شبانه غسل داد، بر او نماز خواند و دفنش کرد.


8- عبدالرحمن بن عمرو الدمشقى در کتاب تاریخ أبى ذرعة ج1، ص 290 چاپ دمشق گوید: «توفّیت فاطمة، بعد رسول الله (صلى الله علیه وآله) بستّه اشهر، فدفنها على بن ابى طالب لیلاً»؛ فاطمه شش ماه پس از پیامبر رحلت کرد و علی (علیه السلام) شبانه دفنش کرد.


9ـ ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه ج 6، ص 50 .


لازم به یادآورى است که در منابع ذکر شده در این قسمت از اهل سنت علاوه بر تدفین شبانه به مورد دیگرى نیز توجّه شده بود و آن اعراض حضرت زهرا (علیهاالسلام) از خلیفه اول و عدم تکلّم ایشان با او تا زمان وفات است و این خود نیز دلیلى دیگر بر غضب حضرت فاطمه (علیهاالسلام) بر او دارد.


 


قسمت دوم ـ خطبه حضرت زهرا(علیهاالسلام) در مسجد و در بستر بیمارى


در منابع اهل تسنن به مطلب (ناراضى بودن حضرت فاطمه علیهاالسلام از شیخین) تصریح شده است:


ابن قتیبه در کتاب الامامة و السیاسة، ص14، و نیز محمد بن یوسف گنجى شافعى در باب 99 کفایة الطالب.


از دیگر مصادرى که گواه بر خشم و غضب حضرت زهرا(علیهاالسلام) بر برخی از صحابه است خطبه ایشان در مسجد است. که در مصادر اهل تسنّن خطبه مذکور ضبط شده است:


(در قدیمی‎ترین نسخه در کتاب بلاغات النساء، نوشته ابوالفضل احمد بن ابى طاهر مروزى، که متولد 204 و متوفاى 280 هجرى است حاوى خطبه‎هاى بلیغ زنان عرب است.




آیا الفاظ سنگین و سرشار از استدلال خطبه فدکیه، دلیل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نیست؟!


بلاغات النساء، صص 23 و 24، چ بیروت


و ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص78


و المناقب، احمد بن موسى که سند آن منتهى به عایشه است


و السقیفه، ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهرى که از بزرگان اهل‎‎سنت است و در کتابش به سندهاى مختلف این خطبه را نقل کرده است.


آیا الفاظ سنگین و سرشار از استدلال خطبه فدکیه، دلیل بر مصائب و رنج‎هاى وارده بر حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از وفات پدر بزرگوارشان نیست؟!


پس از چند روز حضرت در اثر مصائب و لطمات وارده در بستر بیمارى قرار گرفتند و هنگامى که خبر به زنان مهاجر و انصار رسید شاید براى جبران و کاهش اشتباهات مردانشان به عیادت آمدند و از احوال حضرت پرسیدند؟ حضرت در پاسخ به این سؤال فرمودند:


 

«قالت: اصبحتُ و الله عائفة لدنیا کنّ، قالیةً لرجالکنّ»؛ «به خدا سوگند صبح کردم در حالى که از دنیاى شما بیزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفت.»


آیا این سخنان، سخنان کسى نبود که پیامبر (صلى الله علیه و آله) درباره‎اش فرمود: من به شادى‎اش شادمان هستم و در ناراحتى او ناراحت... ؟!!


و از طرفى در کتب اهل سنت آمده است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مورد حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) فرمودند: «فاطمةُ بضعة منى، فمن أغضبها، أغضبنى»؛ فاطمه پاره تن من است، غضب او ، غضب و ناراحتی من است. 


لازم به ذکر است که علامه امینى در جلد 7 کتاب الغدیر صفحه 232 نام شصت تن از علماى اهل تسنن را ذکر کرده‎اند که حدیث فوق را در کتب خویش آورده‎اند.


و یا این که «ان اللهَ تبارک و تعالى یغضبُ لِغضب فاطمة و یرضى لرضاها.»

و نیز «من غضبت علیه ابنتى فاطمة غضبتُ علیه و من غضبتُ علیه غضب الله.» 


چه شده است که حال، آن بانوى بزرگوار اینگونه سخن مى‎گویند و این چنین نارضایتى خویش را اعلام مى‎کنند! آیا بهانه‎اى و ابهامى براى کسى در طول تاریخ باقى مى‎ماند؟!


پس بنابر آنچه خود اهل سنت به آن اقرار دارند غضبناک بودن حضرت زهرا(علیهاالسلام) از آنان در مورد صدمه زدن ایشان از جانب برخی از صحابه و تابعین آنان مسلم است و بنابر احادیث صحیح السند که متفق بین علماى اهل تسنن است صدمه به حضرت زهرا (علیهاالسلام)، اذیت رسول خدا که، اذیت خدا را به دنبال دارد و هر کس که اطلاع اندکى از آیات قرآن داشته باشد، نتیجه خواهد گرفت:


به راستى چرا تنها دخت رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) با فاصله‎اى اندک، شبانه، با دلى پر درد به دیدار حق مى‎رود و تا کنون نیز مزارش مخفى مانده است؟! آیا این سند زنده‎اى از مصائب و مظلومیت‎هاى ایشان نمى‎باشد؟!


اولاً صدمه به حضرت زهرا(علیهاالسلام) که همان اذیت پیامبر صلى الله علیه و آله است، باعث غضب الهى و دور شدن از رحمت خداوند در دنیا و آخرت مى‎گردد. 


«ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الآخرة و اعدّلهم عذاباً مهینا» (احزاب :57)؛ آنان که خدا و رسول او را به عصیان و مخالفت اذیت مى‎کنند خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده (و از رحمت خود دور فرموده) بر آنان عذابى خوار کننده مهیا است .


«والذین یؤذون رسول الله لهم عذابٌ الیم»(التوبه:61)؛ و براى آنان که رسول خدا را اذیت کنند، عذاب دردناکى است .


و ثانیاً هر کس که مورد غضب الهى واقع شود گمراه است. چرا که «و من یحلل علیه غضبى فقد هوى» (طه /81 )؛ و هر کس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد.


و ثالثاً هر کس که مورد غضب الهى واقع شود را نمى‎توان دوست و یاور قرار داد چون که خداوند مى‎فرماید:


«یا ایهاالذین آمنوا لا تتولّوا قوماً غضب الله علیهم»(ممتحنه :13)؛ اى اهل ایمان هرگز قومى را که خدا بر آنان غضب کرده یار و دوستدار خود نگیرید .


یعنى این که به دستور خداوند نباید آنان را که خدا و رسول  مورد غضب قرار داده‎اند دوست داشت چرا که خدا و رسولش، به غضب فاطمه (علیهاالسلام) غضبناک و به اذیت او خشمناک مى‎شوند.


به راستى چرا تنها دخت رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) با فاصله‎اى اندک، شبانه، با دلى پر درد به دیدار حق مى‎رود و تا کنون نیز مزارش مخفى مانده است؟! آیا این سند زنده‎اى از مصائب و مظلومیت‎هاى ایشان نمى‎باشد؟!


نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]


یکى از شبهاتى که از سوی عامه مطرح مى‎شود این است که جریاناتى چون سوزاندن درب خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام و شهادت حضرت محسن علیه السلام در جریان هجوم به خانه و ... همه از کارهاى زشت و ناپسندى است که آن را فقط شیعه نقل کرده و فاقد اعتبار است. ما در این مقاله قسمتى از عبارات‎ و روایاتی‎ که علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاکنون در کتاب‎هاى خود نوشته‎اند را خواهیم آورد که تصریحاً و تأویلاً اشاره به وقایع مذکور دارد.


پس از رحلت نبی مکرم اسلام وقتی که امیرالمومنین علی علیه السلام مشغول غسل و کفن پیامبر بودند؛ عده‎ای از انصار و مهاجر در سقیفه جلسه‎ای برای تعیین جانشین پیامبر بر پا کردند. این مردم بی‎معرفت به جای این که به فکر انجام مراسم نبی اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اینان تلاش داشتند که روز عید غدیر و معرفی حضرت علی علیه السلام را به عنوان امیرالمومنین و وصی پیامبر اکرم به ظاهر به فراموشی بسپارند و به دنبال هوای نفس خود باشند. در این بین تعدادی انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبیر که از مدافعان امیرالمومنین بودند به عنوان اعتراض به سقیفه و دفاع از امیرالمومنین علیه السلام در خانه ایشان جمع شده بودند. مردم که حسابی جوگیر شده بودند به بهانه بیعت گرفتن از این افراد برای خلیفه اول، راهی منزل حضرت شدند و در این بین حرمت خاندان وحی و دختر نبی و اهل بیت ایشان را حفظ نکردند و بی‎حرمتی‎های بسیاری در آنجا صورت گرفت. تا جایی که از آتش زدن درب خانه هم کوتاهی نکردند. علمای عامه نیز این موارد را در کتاب‎های خود ذکر کرده‎اند که نام کتاب و آدرس آنها را ذکر می‎نمائیم.


 1ـ ابن أبى شیبه (متوفى 235 ه.ق) در کتاب خود به نام «المصِّنف» جلد هفتم، صفحه 432 روایت شماره 37045(چاپ بیروت) .


 2ـ ابن قتیبه (متوفى 276 ه.ق) در کتاب خود به نام «الامامة و السیاسة» ج 1، ص 12، چاپ مصر.


3- بلاذرى (متوفى 279 ه. ق) در کتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر، ج 1، ص 586، تحت عنوان «امر السقیفه» در حدیث شماره 1184.


4- طبرى (متوفى 310 ه.ق) در کتاب خود به نام «تاریخ الاُمم و الملوک» ج 2، ص 443، چاپ بیروت.


5- مسعودى(متوفى 346 ه.ق) در کتاب خود به نام «اثبات الوصیه» ص 142، تحت عنوان «حکایة السّقیفه» .


6- ابن عبد ربّه (متوفى 328 ه.ق) در کتاب خود به نام «عقد الفرید» ج 3، ص 64، چاپ مصر.


7- شهرستانى (متوفى 548 ه.ق) در کتاب معروف خود «الملل و النّحل»، ج 1، ص 57، چاپ بیروت.


8 ـ ابن ابى الحدید (متوفاى 655 ه. ق) در «شرح نهج البلاغه»، ج 2، ص 56(چاپ بیروت).



پس از رحلت نبی مکرم اسلام وقتی که امیرالمومنین علی علیه السلام مشغول غسل و کفن پیامبر بودند؛ عده‎ای از انصار و مهاجر در سقیفه جلسه‎ای برای تعیین جانشین پیامبر بر پا کردند. این مردم بی‎معرفت به جای این که به فکر انجام مراسم نبی اکرم باشند به دنبال جاه و مقام رفته بودند. اینان تلاش داشتند که روز عید غدیر و معرفی حضرت علی علیه السلام را به عنوان امیرالمومنین و وصی پیامبر اکرم به ظاهر به فراموشی بسپارند و به دنبال هوای نفس خود باشند. در این بین تعدادی انگشت شمار از جمله عمار، سلمان، ابوذر، طلحه، زبیر که از مدافعان امیرالمومنین بودند به عنوان اعتراض به سقیفه و دفاع از امیرالمومنین علیه السلام در خانه ایشان جمع شده بودند.

9- اسماعیل عمادالدین (متوفى 732 ه.ق) در کتاب خود به نام «المختصر فى أخبار البشر»، چاپ مصر، ج 1، ص 156.


10- عمر رضا کحاله در کتاب خود به نام «أعلام النساء» چاپ بیروت، در قسمت حرف «فاء» ذیل نام فاطمه بنت محمد (صلى الله علیه و آله).


نوشته شده توسط : جواد

نظرات دیگران [ نظر]



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[3/5/1387- 12:37 ص] فقط 313 نفر؟
[2/5/1387- 12:47 ص] ماشین حساب را بیار !
[20/4/1387- 12:57 ع] پرواز در شب آرزوها (لیلة الرغائب)
[13/4/1387- 11:39 ص] اعمال ماه مبارک رجب
[10/4/1387- 1:54 ع] بالا رفتن آمار سایت یا وبلاگ شما
[4/4/1387- 10:14 ص] راه شرعی زنا کردن را یاد بگیرید .
[26/3/1387- 2:2 ع] براى کسى بمیر که برایت تب کند
[14/3/1387- 12:11 ع] شهادت حضرت محسن علیه السلام
[14/3/1387- 12:7 ع] نحوه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر علمای اهل تسنن
[آرشیو شده ها]